تصميمات كارشناسي شده دولت!!!
آ قاي رييس جمهور در تازه ترين سخنانش در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق (ع) در پاسخ به سوالي درخصوص كارشناسي نبودن تصميمات دولت اعلام نمودند: اصلا چنين نيست و تمام تصميمات با كارشناسي دقيق و حساب شده اتخاذ مي گردد!!!
ملاحظه:
1- آقاي احمدي نژاد ظاهرا فراموش كرده اند كه در ديدار سال گذشتهي اعضاي هيات دولت با مقام معظم رهبري،اتفاقا يكي از توصيه هاي ايشان همين مسئله بود و ايشان تاكيد نمودند كه سعي شود تصميمات دولت با كارشناسي بيشتر باشد.
2- آقاي احمدي نژاد يا خبرندارند يا خود را به بي خبري مي زنند و نتيجه وتبعات تصميمات غير كارشناسي را خود را در كشور نمي بينند.
3- از بررسي تغييرو تحولات دولت و سخنان كساني كه كنار رفته اند،مي توان نتيجه گرفت كه نه تنها تصميمات كارشناسي نمي شوند بلكه هرگاه كه كارشناسي هم مي شوند از طرف آقاي احمدي نژاد وتو مي شوند.(به سخنان آقاي دانش جعفري مراجعه شود)
4- اي كاش آقاي احمدي نژاد كه اعتقادي به كار كارشناسي ندارد، از تجربيات دولت هاي قبل و افراد خبره استفاده مي كرد، و با آنان مشورت مي نمود.
5 - بهتر بود آقاي احمدي نژاد قبل از بيان اين سخنان به گذشتهي خود نگاهي مي كرد و مي فهميد كه بخاطر همين نقيصهي دولت مجلس وارد امور شد و تغيير ساعت در كشور را به قانون تبديل كرد.
6- و...
اتحاد در اردوگاه اعضاي كانون تهران
و پايان اختلافات
جلسهي شوراي مرکزي با حضور اعضاي تهران و شهرستانهاي عضو طي روزهاي پنجشنبه و جمعه ۲۳ و۲۴ خرداد در اصفهان برگزار گرديد.
در همايش شوراي مرکزي که با حضور اعضاي رسمي معرفي شده از سوي کانون تهران و همراهان تشکيل گرديد تقريبا تمام شهرستانهاي عضو ( به جز سه نفر ) حضور داشتند.
در اين جلسه ضمن طرح مسائل و تصميم گيريهاي کلي دوستان تهران مسائل مربوطه را مطرح نمودند و وحدت بين اعضاي کانون تهران مطرح شد و بحمدالله به نتايج خوبي رسيد. همچنين مسائل مربوط به ارتباط بين کانون صنفي معلمان ايران و اتحاديه بين المللي معلملمان نيز بررسي گرديد و تصميماتي اتخاذ شد. بنا شد پس از اين جلسات ماهانهي شوراي مرکز ي تشکيل گردد و به بررسي موضوعات پرداخته شود.
مهم ترين دستاوردهاي اين جلسه را آقاي باغاني اينچنين مطرح نمود: استراتژي کانونها و شوراي مرکزي به طور کلي مورد بررسي قرار گرفت و بنا شد گفتگو و رايزني و تعامل کانون با دولت و نمايندگان مجلس مورد توجه بيشتري قرار گيرد و خبر خوب که از دستاورد هاي مهم اين سفر است پايان خوش اختلاف اعضاي کانون تهران بود که اعضاي دو گروه کانون يکي در ميان دستهاي يکديگر را گرفتند و عکس وحدت گرفته شد و دعاي وحدت خوانديم تا انشاالله با اتحاد فعالانه به حرکت خود ادامه دهيم و بنا شد از اين پس بحثهاي گذشته ديگر پي گرفته نشود
مسئوليت ei به اصفهان سپرده شد و کماکان آقاي خاکساري به عنوان رابط اصفهان و اتحاد جهاني معلمان فعال خواهند بود. اين جلسه غروب امروز( روز جمعه) خاتمه مييابد. به نقل از کانون معلمان متحد تهران

از راست به چپ : آقايان باغاني- بداقي - قشقايي - بهشتي – خاكساري – خانم دارابي

بنابراین گزارش عليرضا علياحمدي ـ وزير آموزش و پرورش ـ كه خبر فوق را صبح امروز در حاشيه سفر استاني به چهارمحال و بختياري، اعلام كرده است، در ادامه گفت: مطابق با آخرين تصميمات اتخاذ شده و به دليل مخالفت بسياري از فرهنگيان با دريافت پاداش پايان خدمت و بازنشستگي در قالب سهام، اين پاداش به صورت نقدي به فرهنگيان پرداخت خواهد شد.
دريافت مبلغي تنخواه براي تسويه باقيمانده معوقات فرهنگيان، به زودي
وزير آموزش و پرورش، در عين حال نسبت به تسويه باقيمانده معوقات سال گذشته فرهنگيان در آينده نزديك نيز وعده داد و خاطرنشان كرد: مجددا مبلغي به عنوان تنخواه گردان براي تسويه باقيمانده معوقات فرهنگيان، به زودي از دولت دريافت ميشود.
سهام عدالت فرهنگيان سر جايش است
به گزارش ايسنا، علياحمدي همچنين به برخي شبهههاي ايجاد شده مبني بر پرداخت پاداش پايان خدمت فرهنگيان بازنشسته در قالب سهام عدالت، اشاره كرد و با تاكيد بر اين كه سهام عدالت فرهنگيان همچنان سر جاي خود باقي و در حال واگذاري در استانهاست، امكان بازنشستگي پيش از موعد فرهنگيان مرد با 25 سال سابقه خدمت و فرهنگيان زن با 20 سال سابقه كار را نيز، از فرصتهاي كنوني براي فرهنگيان برشمرد و عنوان كرد: به فرهنگياني كه متقاضي بازنشستگي پيش از موعد باشند، پاداش پايان خدمت در اسرع وقت پرداخت ميشود.
علي احمدي همچنين با يادآوري اين نكته كه سهام عدالت پرداختي به فرهنگيان، از شركتهايي پرداخت ميشود كه ارزش افزوده و سود بيشتري در بورس دارند، پرداخت سريعتر پاداش پايان خدمت فرهنگيان را مورد تاكيد قرار داد.
مصاحبه اختصاصي با روح معلم فداكار!
*** بسياري با ماجراي روزي که جان خودت را از دست دادي آشنا هستند اما دوست دارم از زبان خودت بشنوم.
آن روز دانشآموزان را به اردوگاه شهيد رجايي نيشابور برده بوديم . بچههاي کلاس من هم بازي فوتبال ميکردند من مراقب دانشآموزان بودم حسين دروازهبان بود ناگهان توپي محکم به تير دروازه خورد تير دروازه تعادل خودش را از دست داد من فاصلهي چنداني با تير نداشتم حسين را گرفتم وکنار کشيدم که ناگهان ضربهاي به پشت سرم خورد و بيهوش شدم يکي دو روز بيمارستان بودم تا اينکه مردم.
*** هنگامي که به طرف دانشآموز ميرفتي در چه فکري بودي؟
کمک به دانش آموز، مسئولان مدرسه داستانهاي زيادي از اتفاقات تلخ اردو براي ما تعريف کرده بودند و اينکه اگر خداينکرده اتفاقي براي دانشآموز بيفتد تا آخر عمر بايد گرفتار باشيم. راستي برنامهي بيست وسي خبر ما را پخش کرد؟
*** نميدونم، چهطور؟
هيچ، ولي اگر اين اتفاق براي دانشآموزي رخ ميداد اعلام ميکرد امروز بار ديگر معلمي سهلانگار دانشآموزي را به کام مرگ فرستاد.
*** به هر حال وقتي دانشآموزي به اردو ميرود بايد سالم باز گردد يا نه؟
اينکه بگوييم هيچ حادثهاي براي هيچ دانشآموزي رخ ندهد يک آرزوست، ما در سال 15 ميليون دانشآموز را بارها به اردو ميبريم آيا ميشود تضمين کرد که هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. ما در کشوري زندگي ميکنيم که سالي 26هزار نفر در راههاي کشور جانشان را از دست ميدهند اما آيا دولت ميتواند اتومبيل را غدغن کند.
*** به هر حال اتومبيلها بيمه دارند؟
درست است اتومبيلها بيمهي ميشوند تا اگر به صورت غيرعمدي موجب خسارت مالي يا جاني شدند بيمه بپردازد. کارگاهها وشرکتها هم بيمه هستند تا اگر اتفاقي براي کارگري رخ داد صاحب صنعت خسارتي نپردازد اما اگر معلمي عاشق وعلاقهمند براي يادگيري، دانشآموزاني را به مکاني تاريخي يا طبيعت ببرد و براي دانشآموزي اتفاقي رخ بدهد ميداني چه طور ميشود؟
*** نه!
از برنامهي بيست وسي که بگذريم معلم به دادگاه ميرود و مانند يک کلاهبردار يا قاچاقچي محاکمه و محکوم ميشود
*** خوشحالم که حداقل بعد از آنکه جانت را از دست دادهاي با اعتماد به نفس حرفهايت را ميزني؟
چون ارزش معلم بعد از مردنش معلوم ميشود اگر صدتا معلم، هزار تا معلم يا سيهزار تا معلم حرفي را فرياد بزنند هيچ کس نميشنود اما اگر يک معلم خدايناکرده بميرد همه پيام ميدهند عکسش را روي صفحات مجلهها و نشريات ميزنند و از او تجليل ميکنند.
*** ميتونم يک سوال از اون طرف بپرسم؟
خواهش ميکنم بفرماييد.
*** الان چه ميکنيد راحتي؟
بله جايم خيلي خوبه ولي چند روز قبل يک نامهاي از وزارت آمد که افرادي که کمتر از 25 سال معلمي کردهاند بايد در اين دنيا از کودکان مراقبت کنند تعدادي کودک را به من سپردهاند در حقيقت معلم گلهاي بهشتم!!
برگرفته از وبلاگ صدای معلمان کویر سربدار
علت اقبال عمومي از افشاگري هاي آقاي پاليزدار چيست؟
مسلما كسي نميتواند منكر فساد در رده هاي بالاي حكومتي شود، آن هم در حالي كه رئيس جمهور شب و روز از وجود مفسدان و مافيا در سطوح بالاي حكومت سخن ميگويد و برخي از محافل نزديك به رئوس قدرت لزوم برخورد با "دانه درشتها" و نه "آفتابه دزدها" را يادآوري ميكنند.
واقعيت اين است كه از سالهاي دور تاكنون، در سطوحي از جامعه، بحث سوء استفاده برخي از همين كساني كه علي پاليزبان آنها را به فساد متهم كرده، مطرح بوده اما صحت و سقم آنها را فقط يك دستگاه قضايي بيطرف و مورد اعتماد ميتواند تعيين كند.
اكنون كه دستگاه قضايي كشور مورد هجوم قرار دارد، بسياري از نيروهاي سياسي در به چالش كشيدن آن احتياط به خرج مي دهند، زيرا تجربه نشان داده كه تغيير و تحولات داخل اين دستگاه بر مبناي نزاعهاي سياسي، همواره اوضاع اين نهاد را بدتر از پيش كرده است.
در واقع، بيم از آن است كه عدهاي ضمن متهم كردن دستگاه قضايي به عدم اجراي عدالت، خود بر اين دستگاه مسلط شوند و براي رقيبان سياسي خود اقدام به پرونده سازي آن هم از نوع فساد مالي و اقتصادي كنند. اين در حالي است كه متاسفانه، قوه قضائيه در حال حاضر هم نهادي اجماعي و مورد اعتماد تلقي نميشود، اما اين وضعيت قبل از آنكه ناشي از عملكرد خاص اين دستگاه باشد، به مجموعه نظام سياسي بر ميگردد.
در حقيقت، همه نظامهاي سياسي در معرض فسادند، اما تجربه بشري براي مهار و محدود كردن فساد راههايي كشف كرده كه بدون توجه به آنها، يك نظام سياسي غرق در فساد ميشود و از هم ميپاشد.
به تعدادي از روش هاي مرسوم در جوامع بشري اشاره مي نماييم:
1-عدم مصونيت رهبران جوامع و پاسخگويي آنها در مقابل نهادهاي اجماعي و يا برآمده از راي مردم، نخستين تدبيري است كه بشر امروز براي مقابله با فساد انديشيده است.
در جامعهاي كه به هر دليلي افراد صاحب قدرت از تير رس انتقاد عمومي در امان باشند و دستگاههاي اجماعي امكان حسابرسي از دخل و خرج آنان را نداشته باشند، به طور اجتناب ناپذيري فساد رشد ميكند و ريشه ميدواند.
2- امنيت رسانههاي جمعي براي انتقاد و افشاي مفاسد يكي ديگر از راه هاي مهار فساد اقتصادي است. هر چند كه هر چه رسانهها در اين موارد بنويسند، لزوما درست نيست و خود آنها ممكن است به علت ايراد تهمت وافتراء به افراد حقيقي و حقوقي به مجازات برسند، اما فضاي باز رسانهاي مهمترين عامل در جهت بازداشتن مسئولان يك كشور از سوء استفاده از موقعيت خود و يا زد وبندهاي پشت پرده به نفع خود است. از اين رو، تا زماني كه يك نظام به آزادي رسانهها به صورت معقول و صحيح خود معتقد نباشد، به شعار مبارزه با فساد او بايد مشكوك شد.
3- وجود يك دستگاه قضايي بيطرف و غير سياسي كه مورد اعتماد عموم باشد، سومين تدبير بشر براي كنترل فساد است.متاسفانه ساختار نظام قضايي كشور، اجازه شكل گيري يك عدليه بي طرف و غير سياسي را نميدهد. هر چند كه برخي از قضات اين دستگاه، شريف و با انصافاند، اما اغلب نه فقط تلاشي براي بيطرف نشان دادن خود، نشان نميدهند، بلكه از اين كه خود را هر چه بيشتر به دستگاه قدرت سياسي وابسته و مدافع آنان نشان دهند، به خود ميبالند!
مسلما در فقدان اين تدابير، فساد به طور طبيعي در سطوح رسمي رشد ميكند، اما اينكه كدام شخص به طور خاص فاسد است يا نيست، به ندرت مشخص ميشود. به همين علت،بسياري از مردم مسئولان را به فساد متهم ميكنند و اگر كسي هر يك از آنان را به فساد خاصي متهم كند، در اظهاراتش كمتر ترديد ميكنند.
اميدوارم تجربه سخنراني آقاي پاليزدار كه بسياري از مقامهاي روحاني و سياسي را در معرض اتهامهاي مشخص قرار داده و خواه ناخواه آنان را در جامعه بد نام كرده است، صحت نداشته باشد واگر خداي ناخواسته صحت دارد، درسي باشد براي مسئولاني كه تصور ميكنند با چشم بستن بر تدابير بشري براي مهار فساد، جامعه از آنان تصوير پاك و سالمي خواهد داشت، حال آنكه چنين رفتاري، تر و خشك را با هم ميسوزاند.
ccccccccccccccccccccccccccccccc
دلايل و انگيزه هاي افشاگري
مشكل كشور ما،فاصله عجيب و غريب ميان پشت و پيش صحنه است. در وجه اظهاري و در مقابل صحنه، نظام ايفاگر مقدسترين نقشهاي قابل تصور است. بازيگران ، فرهيختهترين و پاكترين و سروجان باختهترينهاي مردماند. مسئوليتها را تنها از سر وظيفه پذيرفتهاند. آمدهاند تا بار سنگين تكليف را بپذيرند و تنها به مردم خدمت كنند. همه كس حتي رئيس اداره ثبت احوال يك شهر كوچك نيز، عهده دار امور معنوي و مادي و دنيوي و اخروي مردم است. اگر هم كارگزاران مشكلي دارند، اما در قدسيت و عظمت نظام نبايد شك كرد. فرايندها و مسيرهاي كلي همه در جهت ايفاي بزرگترين وظايف مقدس قابل تصور است.
اما واقع اين است كه مقدورات غير از اين است. سياست در مقام عمل، به نحوي ديگر اتفاق ميافتد. نظام معدلي بيش از معدل مردم ندارد. كارگزاران نيز از همه فرقهاي هستند و به هر گناهي ممكن است آلوده باشند همان طور كه مردم ممكن است آلوده باشند. در موقعيت وجود قدرت متمركز، هر كاري از آنها انتظار ميرود. نظام سياسي هم از جنس همين جهان آلوده است. تنها راه رهايي از اين وضعيت، عريان شدن نظام سياسي از لباس فاخر و زرباف مقدس مآبي است كه ميتواند بر رفتار مخرب و مردم فريبانه و خشونت بار افشاگري، نقطه پاياني نهد. افشاگري در واقع ،به نحوي كنش خشونت بار سياسي است. مثل آتش تهيه پيش از يك حمله ويرانگر است. نظامي كه اموراتش را با توليد و بازتوليد افشاگري مديريت كند، خود مهمترين قرباني آن است.
cccccccccccccccccccccccccccccccc
شايد تا فردا پاليزدار محو شود!
در اين دو روزه که از پخش خبر افشاگري ها مي گذرد، در محافل جناحي معروف به اصولگرا، آتش در انبار پنبه افتاده. تا اينجا و تا مطلب مربوطه در کارگزاران امروز، همه تلاش داشته اند بگويند آقاي عباس پاليزدار عضو هيچ سازمان و کميسيون و رييس و مسوول هيچ جا نبوده و نيست! حتي گروه طرفداران احمدي نژاد که پاليزدار خود را به آنها منسوب داشته، منکر فردي به اين نام شده اند. دانشگاه همدان، انجمن اسلامي دانشگاه را که مسوول دعوت پاليزدار بوده، منحل اعلام کرده و کمسيون تفحص مجلس هم بکلي منکر عضويت چنين کسي شده است.
|
|
رازسر به مهر آمار واقعي اعتياد دانش آموزان | ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
|
حقوق مبناي مستخدمين رسمي و پيماني براساس ضريب (490) ريال محاسبه و تعيين ميشود. ضمن اينكه ضريب افزايش سنواتي كاركنان براساس نتايج ارزشيابي سالانه بر مبناي آخرين حقوق سال 86 (حقوق مبنا به علاوه افزايش سنواتي) مورد محاسبه قرار ميگيرد.
بنابراين گزارش، ميزان كمكهزينه عائلهمندي و اولاد به ازاي هر فرزند (حداكثر تا سه فرزند) با توجه به افزايشهاي موضوع اين دستورالعمل به ترتيب 137 هزار و200 و 27 خزار و 440 ريال تعيين ميشود.
اين گزارش ميافزايد: افزايش فوقالعاده شغل كاركنان ممتاز (برجسته) اداري و آموزشي كه برابر مقررات مربوط بالاترين نمره ارزشيابي را كسب نمودهاند به مدت يكسال (از تاريخ يكم مهر 86 لغايت 31 شهريور 87) قابل اجرا خواهد بود.
براساس گزارش فارس، رقم حداقل و حداكثر حقوق مستخدمين شاغل و بازنشسته به ترتيب "يك ميليون و 650 هزار ريال" و 11 ميليون و 550 هزار ريال" تعيين ميشود كه با توجه به مقررات مربوط قابل پرداخت است.
بنابراين گزارش، از ابتداي سال 1387، معادل مبالغي كه در سال 1386 تحت عنوان «فوقالعاده تعديل» به شاغلين پرداخت شده است، به صورت مقطوع صرفاً به سرجمع فوقالعاده جذب آنان افزوده شده و فوقالعاده تعديل از احكام اين افراد حذف ميشود و اين مبلغ در محاسبه ساير فوقالعادهها (نظير فوقالعاده ويژه و غيره) و ساير اقلام پرداختي مستمر كاركنان قابل احتساب نميباشد.
گزارش فارس ميافزايد: بديهي است حداقل فوقالعاده جذب فرهنگيان (به مأخذ 63 درصد) از مبلغ يك ميليون و 39 هزار و500 ريال كمتر نخواهد بود. ضمن اينكه براساس ضوابط اجرايي بودجه سال جاري، تمديد پيماننامه كاركنان پيماني كه اشتغال به كار اوليه آنان به استناد مجوزهاي قانوني صورت گرفته و در سال گذشته نيز به صورت تماموقت شاغل بودهاند و از محل اعتبارات دولتي حقوق دريافت نمودهاند با رعايت ساير مقررات بلامانع است.
ملت شریف و معلمان آزاده
بر کسی پوشیده نیست، که قشر عظیم و ارجمند بازنشستگان این مرز و بوم، انسان های فرهیخته و آگاهی هستند که گذشت زمان، بر پیشانی آنان چین انداخته، و پختگی و کمال را به آنان هدیه کرده است. بازنشستگان، همان انسان هایی که با طمانینه ی خاطر و آرامشی که حاصل ایمان به خدا و عشق به این سرزمین است، مراتب امانت داری و خدمتگذاری خود را به همگان ثابت کرده اند.
اکنون هنگام آن است، که این ذخیره های معنوی، علمی و فرهنگی به راستی قدر بینند و بر صدر نشینند، عزیزانی که زندگی با عزت، حق مسلم آن ها بوده، و دفاع ازحقشان بر دوش همگان است.
بی گمان، ناعدالتی گسترده ی اداری، تبعیض و تفاوت های ناروا و نظام ناهماهنگ پرداخت حقوق کارکنان، توزیع نابرابر درآمدهای ملی، عرصه ی زندگی را بر این قشر عظیم تنگ تر کرده، مشکلات ریز و درشت دامنشان را گرفته، و امانشان را بریده است.
کانون صنفی معلمان تهران ضمن ابراز همدردی و همراهی با همه ی بازنشستگان شریف در سراسر کشور، به ویژه بازنشستگان کرمانشاه، اردبیل، یزد، مشهد، کردستان و سایر نقاط این کشور، دولت محترم را موظف می داند، طبق اصل121قانون اساسی برای عمل به سوگندی که در برابر ملت یاد کرده است، برای گسترش عدالت و حرمت به آزادی ملت ،همه ی تلاش خود را به کار گیرد و در اسرع وقت به خواسته های بازنشستگان عزیز ایران زمین تن داده و پاداش پایان خدمت آنان را بی درنگ به طور نقدی پرداخت نموده و افزایش حقوق آنان را برابر با نرخ تورم افزایش دهد.
زیرا همچنان که بر همگان روشن است، این قشر در این مرحله از زندگی به حمایت بیشتر نیاز داشته و انتظار فرزندان و فرزند زادگان از آنان بیشتر شده، و هزینه های سرسام آور بهداشت و درمان نیز مشکلات آنان را دو چندان نموده است.
همچنین کانون صنفی معلمان تهران نیروهای امنیتی، نظامی، انتظامی و... را از هرگونه برخورد خشونت آمیز با این سپید مویان فرزانه برحذر داشته، و خواهشمند است احترام این عزیزان را به حرمت مادران و پدران خود نگهدارند.
باشد که خداوند همه ی ما را از مهربانی و بخشش خود بهره مند سازد.
کانون صنفی معلمان ایران،تهران
هشتم خرداد
|
عضو سازمان معلمان تبرئه شد | |||||
|
سرمایه: محمد داوري، عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران تبرئه شد. براساس حكم شعبه 1018 دادگاه عمومي محمد داوري از دو اتهام اخلال در نظم عمومي و تمرد از فرمان پليس تبرئه شد. داوري از فعالان صنفي - مدني معلمان است كه در تجمع اسفند ماه دستگير و روانه زندان اوين و پس از 16 روز با قيد وثيقه آزاد شد. اتهام هاي وي ابتدا در شعبه 30 دادگاه انقلاب بررسي شد كه قاضي مربوطه به جرم اقدام عليه امنيت ملي او را محكوم به پنج ميليون تومان جزاي نقدي بدل از پنج سال حبس تعزيري كرد. رسيدگي به اتهام اخلال و تمرد از فرمان پليس در صلاحيت دادگاه انقلاب دانسته نشد و به دادگاه عمومي ارجاع داده شد. اتهام اوليه در دادگاه تجديد نظر تاييد شد و دادگاه عمومي پس از يك سال تشكيل و پس از دفاعيات وكيل مربوطه و متهم حكم برائت وي صادر شد. |
ويژگي هاي دولت از زبان خودش
غلامحسین الهام: "مجلس هفتم بيشترين نقد و برخورد را با دولت داشت"
لاپورت هاي يوميه:از تاييد بي چون و چراي بودجه تورم زا و عدم استيضاح وزير بازرگاني و راي اعتماد به وزير آموزش و پرورش پيداست.
رئیس جمهور فرمودند: «هنوز قدرت ملت ایران و بسیج برخاسته از این ملت، در عرصه جهانی آزاد نشدهاست و مطمئناً با آزاد شدن قدرت و تفکر بسیج در عرصه جهانی، شاهد تحولات بسیار بزرگی خواهیم بود.
لاپورت هاي يوميه: به كمك داداش چاوز اگر قدرت هاي استعماري اجازه دهند.
رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود به برخی گرههای به ظاهر ناگشودنی برسر راه پیشرفت کشور و ملت اشاره کرد و گفت: «متاسفانه برخیها در داخل میخواهند با همان برنامه ریزیها و طراحیهای نظام سرمایهداری کشور را سازماندهی کنند و پیش ببرند که این نقطه کوری است و جواب نمیدهد. آنها چنین سیاستهایی را اجرا میکنند و بعد میگویند سیاستهای دولت جواب ندادهاست.
لاپورت هاي يوميه:اگر آنها سياست گذاري مي كنند پس دولت چه كاره است؟
احمدی نژاد رشد اقتصادی بالای 7 درصدی کشور در دو سال گذشته، افزایش شاخصهای سرمایه گذاری، گسترش کم نظیر فضاهای ورزشی و رشد گردشگری را از دیگر موفقیتهای دولت نهم برشمرد.
لاپورت هاي يوميه: بانك جهاني اعلام كرد كه ايران تا 54 سال آينده به جمع كشورهاي توسعه يافته جهان وارد ميشود!
به گزارش ايسنا، كميسيون رشد و توسعه بانك جهاني در گزارش خود موسوم به "گزارش رشد" ميانگين رشد اقتصادي ايران طي 10 سال گذشته را 3.2 درصد اعلام و پيشبيني كرد كه اين كشور با توجه به چنين رشد اقتصادي ميتواند طي 54 سال آينده به كشوري توسعه يافته تبديل شود.
رئیس جمهور راههای مقابله با تورم وارداتی را پایین آوردن تعرفهها و تخصیص یارانه توصیف کرد.
لاپورت هاي يوميه:از حذف يارانه پودر لباسشويي و حذف تدريجي يارانهي بنزين كاملا مشخص است كه دولت يارانه هارا بيشتر مي كند.
احمدی نژاد عامل داخلی تورم را نیز ناشی از هزینههای دولت و خلق پول از سوی بانکها دانست و گفت: «در جلسهای که با مدیران بانکها داشتیم، گفتیم که ما هزینههای دولت را با فشار به دستگاههای اجرایی برای کاهش بودجه جاری کاهش میدهیم و شما هم جلوی سهم بانکها در تورم را بگیرید. ما به وعده خود عمل کردیم اما بانکها آن طور که باید مسوولیت خود را انجام ندادند.
لاپورت هاي يوميه:آقاي رييس جمهور گلوي مردم بخصوص كارمندان را فشار داد و لي مافياي اقتصادي اجازه نداد، بانكي ها هركار خواستند انجام دهند.
احمدی نژاد دولت نهم را از نظر کارشناسی بعداز انقلاب اسلامی کم نظیر توصیف و تصریح کرد: «خود من به عنوان رئیس جمهور و با انجام مشغلههایی که دارم، برای برخی تصمیم گیریهای کارشناسی حدود 150 تا 200 ساعت وقت میگذارم و کار را بررسی کارشناسی میکنم.
لاپورت هاي يوميه: وقتي كارشناسان خبره يكي پس از ديگري كنار گذاشته شوند ،نتيجه اين مي شود شما كه در تمام زمينه ها تخصص نداريد بايد اينقدر وقت بگذاريدو نهايتا تورم به 30 درصد برسد.
رئیس جمهور فرمودند: «در برخورد با مفاسد اقتصادی هم با چنین مشکلی مواجهیم و هر جا که میخواهیم برخورد موثری انجام دهیم، به سمت ما هجوم میآورند .
لاپورت هاي يوميه:اين ها كيانند و به كجا وصلند كه زورشان از شوراي نگهبان و از شمابيشتر است؟ و چرا علي رغم وعده هاي داده شده آن هارا افشا نمي كنيد؟
برگرفته از وبلاگ لاپورت های یومیه
بيست وسي و تهاجم به تنها سرمايه معلمان!
صدا وسيما که همچون آيينهاي صاف به انعکاس اتفاقات ميپردازد از تنبيه يک دانشآموز توسط يک معلم هم نگذرد اما چرا در اسفند 85 هنگامي که30 هزار معلم خواستههاي صنفي خود را روبروي خانه ملت فرياد زدند رسانهملي-دولتي، هيچ خبر و گزارشي پخش نکرد. به نظر ميرسد گوشهاي رسانه ملي گاه غرش شير را نميشنود و در صورت لزوم نجواي مورچگان را ميفهمد.
در سال1382 وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي پژوهشي گسترده در دهها شهر ايران انجام داد تا مشخص شود محبوبترين افراد جامعه چه کساني هستند نتيجه براي آنها شگفتانگيز بود: « معلمان »
اعداد نوشته شده درصد است و مابقي آن تا عدد 100 اعتماد متوسط است.

* بنگاه دار 74 درصد کم و 4 در صد زياد
* راننده تاکسي 33 درصد کم و21 در صد زياد
* پزشک 12 درصد کم و56 درصد زياد
* تجار و بازاري 53 درصد کم و10 درصد زياد
* مديران دولتي 34 درصد کم و22 درصد زياد
* معلمان 5 درصد کم و77 درصد زياد
* روزنامه نگار 24 درصد کم و33 درصد زياد
* اساتيد دانشگاه 6 درصد کم و71 درصد زياد
* ورزشکاران 8 در صد کم و62 درصد زياد
* روحانيون 28 در صد کم و41 درصد زياد
اين آمار وارقام بدين معناست که تنها 5 در صد مردم به معلمان اعتماد چنداني ندارند و77 در صد مردم به اين قشر اعتماد بسيار دارد.
در دو سه سال اخير تلاشهاي بسياري براي همسانسازي اعتماد عمومي به کار رفته است! راحتترين اقدام، کاهش محبوبيت معلمان است. اينکه گاه در رسانهها ميشنويم کار معلمي راحت است تعطيلات زياد دارند و شايعه ميشود حقوق تابستان قطع ميشود در اين راستاست. تنبيهبدني بسيار ناپسند است اما يک بيماري درازمدت در فرهنگ ماست و نياز به تحقيق و بررسي دارد وگرنه بخشنامهي ممنوعيت تنبيه بدني 70 سال است به مدارس ابلاغ ميشود و معلم هم ميداند اگر دانشآموزي بياموزد يا نياموزد تاثيري بر حقوق و مزايايش ندارد اما چرا باز گاه شاهد تنبيهبدني هستيم؟
به نظر ميرسد مهمترين و تنها سرمايهي معلم که اعتماد عمومي است به صورت برنامهريزي شده مورد تهاجم قرار گرفته است. معلم سرمايهي مادي ندارد يک ساعت برنامهي راديو- تلويزيون در اختيار ندارد يک نشريه، يک صفحه از نشريه، و حتي يک ستون از روزنامه در اختيار ندارد تنها به پاس حضور در شهر و روستا و آموزش کودکان و نوجوانان اعتماد عمومي را دارد که آن نيز مورد تهديد است. راديو معلم
برگرفته از صداي معلمان كوير سربداران
از طلا بودن پشيمان گشتهايم مرحت فرموده ما را مس کنيد.
جناب آقاي نجف زاده
هميشه خبرهاي داغ و هيجاني را که از زبان تو ميشنيدم خوشم مياومد، اما حالا ديگه راستش قيافتو که مي بينم چندشم مي شه
خب آخه آدمهايي که يکي به ميخ بزنن و100 تا به نعل
آدماي قابل دوست داشتن نيستن خودتم مي دوني
اونروز خبرت خوب بود، يعني خوب شروع کردي
اما... اما دستوري که بهت داده بودن دستور خوبي نبود،
راستي، دم خروستونو باور کنيم يا قسم حضرت عباستونو؟
خبر کدوم علي کوچولو به نظر تو و بزرگترات شايسته معلميست؟
علي کوچولو که از دست يه معلم کتک خورده (اونم هنوز علت کتک و ميزانش ثابت نشده) و به قول شماها معلما به جاي اينکه تو صف گرفتن حق و حقوقشون بايستن بيان اونا ببينن.
يا
علي کوچولو که توسط يه معلم نجات يافت و معلمش جانش را در راه نجات اون از دست داد؟
البته شماها که اينها را نمي فهميد! چون ايثار و گذشت و فداکاري را شماها با معيار پول ميسنجيد!
راستي چند تا مطلبه که خوبه تو و اونايي که هر روز ميخوان معلما را که به شهادت آمار بالاترين ميزان اعتماد را در ميان مردم دارند، در اذهان عمومي خراب کنين بدونين! (البته واسه حرفم دليل داريمها هر روز تيتر خبرتون پرداخت مطالبات معلمهاست !!!
اولا " چرا حقوقمونا نميدن که بشه مطالبات!؟
ثانيا" وقتي دهه فجر86 مطالبات ما را دادن! ديگه مگه مطالباتي ميمونه که هفته معلم قرار شد بدن!؟
ثالثا" اين پولا به حساب کيا رفته که خودمونم نمي دونيم چون حداقل من و عده زيادي از همکاران که کلي هم مطالبات طلب داريم چيزي تو حسابمون نيست!؟
واما مطالب:
1- ازميان 1 ميليون معلم يه نفر اقدام به کار ناشايست کرده اين دليل تعميم به معلما نيست همون طور که در ميان پليسها و دکترها و شما هنرمندان پاک و بي عيب؟؟؟؟ هم اين جور آدما هستن!
2- راستي شماها ميدونيد انقلاب از مدرسه و از ميان معلما رشد کرد؟ رجايي(اسطوره دولت مردان پاک)، مطهري اسوه معلمهاي انديشمند، شهيد آيتالله مفتح، بهشتي و هزاران هزار شهيد و جانباز و آزاده معلمهاي بيادعايي بودن که رفتن و هيچکس هم نفهميد! ( درعوض يه خبرنگار که صورتش اوخ ميشه همه ميفهمند)
3- يه روز تو و همکارات اين دوربيناتونو وردارين بياين اصفهان؟؟؟؟ شهرستان فريدونشهر روستاهاي پشتکوه دوم و ببينين معلم چکار ميکنه و آيا سزاوار اين حرف شماها هست که:
" آيا معلمهايي که هر روز واسه گرفتن حق و حقوقشون به صف ميايستن آيا علي کوچولو را هم ميبينند"
4- يه نصيحت برادرانه هم به تو و همکارات دارم به جاي اينکه هر روز مطالبات ما را پرداخت بکنين بهتره يه تاملي هم تو اوضاع و احوال فرهنگي و اخلاقي اهالي صدا و سيما بکنيد راستي فکرشو کردي چرا اينهمه بلوتوث غيراخلاقي، عکسهاي مستهجن و فيلمهاي..... و برنامههاي اکسپارتي و رقصپارتي و.... از هنرمندان عزيز و پاک و بيعيب فراوان شده و شماها به جاي حل مشکل خودتون هرروز به فکر پرداخت مطالبات ما هستيد!؟
5- گرچه مي دانم آب در هاون ميکوبيم و کلند به سوزن ميستانيم و ميدانم که اين حرفها را فراوان شنيدهاي و به قول شاعر ((آنچه البته به جايي نرسد فرياد است))
ولي آقا کامران
انصاف بزرگترين نعمت خداست، اگه ندارين پس هيچ ندارين! بخش نظرات وبلاگ كامران نجفزاده برگرفته از وبلاگ صداي معلمان كوير سربدار
احضار بهاء الدين ملکی، عضو هيات مديره انجمن صنفی معلمان کردستان، به دادسرا، آژانس خبری موکريان
بهاء الدين ملکی فرهنگی سنندجی و عضو هيات مديره انجمن صنفی معلمان کردستان از سوی دادسرای سنندج احضار شد.
اتهام بهاء الدين ملکی نشر مطالب خلاف واقع عنوان شده است.
طبق احضاريه ای که به دست نامبرده رسيده ، ايشان بايد روز چهارشنبه هشتم خرداد ماه سال جاری خود را به شعبه ۴ دادسرای سنندج معرفی نمايد.
گفتنی است بهاءالدين ملکی پيشتر نيز به حراست فرمانداری و ستاد خبری احضار شده بود.
سياست ورزي به سبک معلمان
اعتماد : شيرزاد عبداللهي
شوراي فعالان صنفي- مدني معلمان، تشکلي نوپديد بود که چند ماه قبل از انتخابات مجلس هشتم تشکيل و بعد از انتخابات از صحنه سياسي حذف شد؛ مثل بسياري از ائتلاف هاي انتخاباتي. اين تشکل 11 نفري شامل 6 تن از اعضاي هيات مديره کانون صنفي معلمان تهران و5 تن از اعضاي شوراي مرکزي سازمان معلمان بود. کانون صنفي معلمان تشکلي است غيرسياسي و طبق اساسنامه نمي تواند در انتخابات شرکت کند. اما بخشي از هيات مديره کانون پس از تجمعات چند هزار نفري معلمان در ميدان بهارستان به اين فکر افتادند که از پتانسيل قوي معلمان در حوزه سياست نيز استفاده کنند. آنها ابتدا تصميم گرفتند حزب معلمان را تشکيل دهند. جلساتي با اعضاي مرکزي سازمان معلمان برگزار کردند و با نمايندگان برخي احزاب هم مشورت کردند اما نتوانستند در اين زمينه گام موثري بردارند و بعد از مدتي پرونده حزب معلمان بايگاني شد. چند ماه مانده به انتخابات باز هم وسوسه سياست به جان فعالان صنفي افتاد. ترديد نکنيد که فعالان صنفي از فعاليت سياسي دفاع نخواهند کرد و همگي خود را صنفي دوآتشه مي دانند اما آنها با شخصيت حقيقي خود سياست ورزي مي کنند؛ همچنان که با همين شخصيت کار اقتصادي و تجاري مي کنند. اين را مي توان سياست ورزي به شيوه معلمان ناميد.
صنفي و سياسي
بحث انتخابات مجلس هشتم که در تابستان 86 در فضاي رسانه يي طرح شد، بار ديگر موضوع حضور سياسي فعالان صنفي در انتخابات مطرح شد. پايه استدلال گرايش سياسي اين است؛ «در ايران حوزه سياست ساير حوزه ها را زير تاثير و نفوذ خود دارد و بدون ورود به سياست نمي توان مسائل معلمان را تا نهايت منطقي آن پيگيري کرد. در ايران حتي اگر شما به سياست کاري نداشته باشي، سياست با تو کار دارد، بنابراين کار سياسي اجتناب ناپذير است. به علاوه سقف فعاليت هاي صنفي کوتاه است. موضوع حقوق و دستمزد معلمان بدون ورود به سياست حل نخواهد شد. معلمان بايد در مجلس قانونگذاري نماينده داشته باشند. اين نمايندگان حتي اگر کاري نتوانند بکنند، حداقل از تريبون مجلس مشکلات معلمان را طرح خواهند کرد. اين مساله که اساسنامه کانون اجازه فعاليت سياسي را نمي دهد نيز چندان اهميت ندارد. مي توان براي آن راه حلي پيدا کرد و آن ايجاد تشکل هاي به ظاهر مستقل اما در عمل وابسته، در جوار کانون است. کانون، فعاليت سياسي اعضا را با اتکا به شخصيت حقيقي آنها منع نکرده است، بنابراين دبير کل کانون مي تواند در عين حال دبير کل يا عضو هيات مديره يا شوراي مرکزي يک يا چند تشکل سياسي ديگر هم باشد؛ به عبارت ديگر در آن واحد چند نقش اجتماعي را که در برخي زمينه ها باهم تعارض دارند، ايفا کند.اين امکان پذير است.»
هويت صنفي کانون
اما گرايش صنفي کانون اين استدلال را نمي پذيرد. حاملان اين گرايش معتقدند؛ «کانون در سال 77 بر پايه اصولي شکل گرفته است. صنفي بودن و غيرسياسي بودن بخشي از هويت کانون صنفي معلمان است. ممکن است راهي را که آقايان پيشنهاد مي کنند، مفيد تر باشد اما قطعاً با هويت و تاريخ و اساسنامه کانون مغاير است. اگر کساني در هيات مديره به برداشت هاي جديدي رسيده اند و فعاليت در چارچوب صنفي را تنگ و محدود مي دانند، ما به آنها تبريک مي گوييم، مي توانند نظرات خود را با صداي بلند بگويند و از کانون جدا شوند و تشکل دلخواه خود را تشکيل دهند اما اينکه علني از خط صنفي کانون دفاع کنند و در عمل راه سازمان معلمان را بروند نوعي رياکاري تشکيلاتي است. اين دوستان تاريخ جدايي بنيانگذاران کانون و سازمان در سال هاي 76 و77 را از زبان موسسان اين دو تشکل بشنوند. در سال 77 موسسان سازمان معلمان با استدلال مشابهي راه خود را از معلمان جدا کردند و سازمان معلمان را به عنوان يک حزب سياسي به ثبت رساندند. حزب سازمان معلمان برخلاف کانون داراي مرامنامه است و شرط عضويت در آن پذيرش مرام و ديدگاه سياسي و عقيده خاصي است. آنچه برخي از اعضاي هيات مديره کانون تازه به آن رسيده اند موضوع جديدي نيست. آقاي زنديه و ساير مديران اداري اصلاح طلب در سال 77 ورود به سياست و شرکت در انتخابات را لازم مي دانستند و موسسان کانون با اين استدلال که معلمان به همان اندازه که در حوزه صنفي متحد و يکپارچه اند در حوزه سياست متفرق و متشتت هستند، با آن مخالفت کردند و کانون معلمان گچ به دست را با اهداف صنفي تاسيس کردند.»
چند شخصيتيها
در حال حاضر به دليل اينکه افکار عمومي معلمان با فعاليت سياسي تشکل هاي صنفي و ورود آنها به حوزه اقتصاد مخالف است، هيچ کس علناً از خط سياسي - اقتصادي دفاع نمي کند، حتي حاملان گرايش سياسي با صداي بلندتري از ماهيت صنفي کانون دفاع مي کنند. همان گونه که در فلسفه مکتبي به نام مکتب تفکيک وجود دارد در حوزه صنفي هم براساس قرينه لفظي مي توان گرايش سياسي را گرايش تفکيک نامگذاري کرد. 10 نفر آدم را تصور کنيد. روزهاي جمعه تشکيل جلسه مي دهند و به عنوان هيات مديره کانون بحث صنفي مي کنند. روزهاي شنبه همين افراد به عنوان اعضاي هيات مديره موسسه اقتصادي... مي نشينند. قرارداد خريد زمين امضا مي کنند. پيشرفت پروژه هاي ساختماني، موضوع اخذ وام و فروش سهام و... را بررسي مي کنند. روزهاي سه شنبه با اعضاي مرکزي سازمان معلمان زير تابلوي شوراي فعالان صنفي جلسه مي گذارند. هرجا هم که مي رسند با کمال تواضع خود را تنها رهبران جامعه معلمان معرفي مي کنند. در واقع آنها داراي شخصيت هاي حقوقي متنوع و متضادي هستند. در جريان انتخابات يکي از اين افراد صبح ها به معلمان پيامک مي فرستاد و اعلام مي کرد که انتخابات را تحريم کرده است اما بعدازظهر در جلسه تبليغات انتخاباتي ليست مي بست و شب هم در گردهمايي معلمان آنها را به حضور فعال در انتخابات دعوت مي کرد. شايد چنين تفکيکي در حوزه نظر امکان پذير باشد اما به راستي يک آدم چگونه در مورد موضوع خاصي مي تواند صاحب چند نظر باشد و در لحظه واحد از دو نظر متضاد دفاع کند و تعارضي هم حس نکند. چندشخصيتي بودن در روانشناسي نوعي اختلال است اما در حوزه صنف و سياست ظاهراً معقول و پذيرفتني است.
صندوق ذخيره فرهنگيان، بهشت دلالان مسكن
شيرزاد عبداللهي
در دولت عدالتخواه و مهرورز سرمايه صندوق ذخيره فرهنگيان افتاده است دست عدهاي آدم ناوارد و غير فرهنگي که بدون نظارت صاحبان اصلي صندوق يعني بيش از 800 هزار فرهنگي به ميل خود مي خرند ومي فروشند. خوب است اقاي احمدي نژاد که در جست وجوي مافياي مسکن است سري هم به صندوق ذخيره بزنند. معاملات صوري مشکوک به ربا وتباني، بدون رعايت مقررات وقانون تجارت . حاتم بخشي از پول معلمان بدون اجازه انها . پاداش 30 ميليوني . زانتيا وموبايل هاي غصب شده . رد وبدل شدن ميليارد ها پول با يک تلفن و جلسه اي چند دقيقه اي. جنگ قدرت باند ها براي تسلط بر صندوق نيمه پنهان صندوق ذخيره فرهنگيان است .
انها که امروز افشا مي کنند ديروز خود همه کاره بودند وشايد چون دستشان از صندوق کوتاه شده زبان باز کرده اند.در پايان سال مالي به عنوان گزارش ورقه اي دست معلمان مي دهند که روي ان مشتي اعداد وارقام نامفهوم نوشته شده است . اما هرگز گزارشي از معاملات صندوق به معلمان داده نمي شود. انکس که برصندلي مدير عاملي مي نشيند اخرين حلقه از زنجيره اي است که سرديگر ان به محافل قدرت ختم مي شود.
داود .ر- از بر وبچه هاي جنوب شهر و عضو کميته سابق و يار غار محمد علي رضايي مدير عامل سابق صندوق ذخيره فرهنگيان است. او به عوان يک آدم قابل اعتماد ومحرم از راه اهن با رضايي اشنا شدو بعد از ان در کشتيراني ، کيش ، کوچه بيمه جاده مخصوص و پخش البرز واخر سر صندوق ذخيره همراه رضايي بود. اول قرار بود در صندوق به کارهاي بازرگاني بپردازدولي رضايي او را مدير امور اداري کرد. داود همه کاره صندوق بود . حقوق ومزاياي پرسنل دست او بود.از هر کس که دلش خواست کم کرد و به هرکس که دلش خواست ، با سخاوت بخشيد.رضايي خود از نزديکان حداد عادل بود.
رضايي بر اثر اختلاف با احمد شجاعيان از صندوق رفت ، اول قرار بود افخمي بيايد . افخمي نيز از نزديکان حداد عادل بود. اما رايزني هاي احمد شجاعيان، مرد نيرومند اموزش وپرورش واز نزديکان سعيدلو با م- ب از مجلس نتيجه داد و محمدعلي شايسته نيا ازموسسه انصار المجاهدين سپاه بر صندلي مدير عاملي نشست.
با رفتن ناگهاني فرشيدي و امدن علي احمدي ورق برگشت. محمدعلي رضايي شد مشاور سرپرست جديد. بار ديگر شايعه رفتن شايسته نيا وامدن افخمي بالا گرفت. اين بار هم شجاعيان بيکار ننشست و با رايزني هاي او شايسته نيا ابقا شد. مجمع عمومي در بهمن 86 مجمع سازش بود. ان مجمع بدون حضور وزير وبه رياست رضايي تشکيل شد. مجمع 30 ميليون تومان پاداش براي مدير عامل سابق تصويب کرد. قرار بود که مدير عامل سابق خودرو زانتيا وچند خط موبايل که دستش مانده بود را پس بدهد. شايسته نيا به داوود ماموريت داد که اين اموال را پس بگيرد . پس از ناکامي داوود وطرح اين مساله که ماشين وموبايل هم پاداشي جداگانه است .شايسته نيا او را از صندوق اخراج کرد.
داوود که خودش را براي چنين روزي اماده کرده بود، تصميم گرفت مدارک را رو کند. از طريق رضايي چند نامه براي وزير فرستاد. نتيجه اي نگرفت. پس از ان بود که با بازرسي کل کشور و کميسيون اصل نود مجلس واخر سر بازرسي رياست جمهوري مکاتبه کرد.شايد حرف هاي داوود راست باشد وشايد هم اتهاماتي باشد از روي غرض ورزي . اما اين نامه تا حدودي فضاي حاکم بر صندوق را نشان مي دهد . صندوقي که سرمايه چند هزار ميلياردي ان حاصل پس انداز هاي خرد فرهنگيان در سال هاي طولاني است و اينک به وسيله کساني اداره مي شود که نه تخصصي در اقتصاد دارند ونه نظارتي از سوي صاحبان سرمايه بر انها اعمال مي شود.
در اين نامه چند ويژگي براي معاملات صندوق ذکر شده است: معاملات مشکوک هستند، معاملات در بر دارنده نوع سوء استفاده واختلاس از صندوق است، تشريفات اداري انجام نمي شود، معاملات به دستور مدير عامل انجام شده واز اعضاي هيات مديره به صورت دست گردون امضا گرفته مي شود. در واقع مدير عامل مانند يک شخص که در اموال خود تصرف مي کند با دست باز هر معامله اي که صلاح بداند با پول فرهنگيان انجام مي دهد.
معامله اول:بند 4 جلسه 376 هيات مديره
ملک نيم ساخته اي در شهر اروميه توسط شخصي به نام علي مولا-ز به مبلغ 12 ميليارد ريال به صندوق فروخته مي شود. صندوق هم بلافاصله ملک را به شخص ديگري به نام محمد حسن –الف به مبلغ 14 ميليارد و250 ميليون ريال با چک مدت دار مي فروشد. اين معامله صوري بوده وخريدار وفروشنده ملک در واقع يک نفرند. صندوق به اين وسيله وامي ميلياردي با بهره نازل در اختيار اين شخص که از دوستان مدير عامل است قرار داده است. اين ملک بازديد نشده و قيمت ان توسط کارشناس معتمد دادگستري تعيين نگرديده وضمنا مبلغ چک تا کنون وصول نشده است. ماهيت اين معامله دامن زدن به تورم در بخش مسکن و مشکوک به ربا مي باشد.
معامله دوم:بند 6 جلسه 376 هيات مديره
ملکي واقع در خيابان دبستان تهران به مبلغ 13 ميليارد وپانصد ميليون تومان از يکي از دوستان مدير عامل به نام نصراله – ک، خريداري شد و بلافاصله به صورت چکي به مبلغ ۱۵ ميليارد و ۶۰۰ ميليون ريال به شخصي به نام مسعود- ک، که برادر فروشنده است فروخته مي شود. به اين ترتيب بخشي از نقدينگي صندوق به صورت وام در مقابل مبلغي سود در اختيار يکي از دوستان مدير عامل قرار مي گيرد. تمام ايرادات معامله اول به اين معامله وارد و نحوه کسب سود ربوي وشبهه ناک است.
معامله سوم: موضوع بند 1 جلسه 372 هيات مديره
شخصي به نام مسعود– الف در مزايده فروش يک قطعه زمين، متعلق به شرکت ارج ، واقع در حومه شيراز به مبلغ 30 ميليارد و 596 ميليون ريال برنده مي شود. اما چون پول نقد ندارد به صندوق مراجعه مي کند. صندوق اين پول را طي دوفقره چک در اختيار او قرار مي دهد و ايشان اين پول را به حساب شرکت ارج واريز مي کند. صندوق در مقابل يک برگ چک بدون ضمانت نامه از مسعود – الف مي گيرد.ملک داراي معارض است . کارخانه ارج صندوق را به عنوان مالک نمي شناسد . برنده مزايده هم از تحويل زمين به صندوق خودداري مي کند و مبلغ چک هم مشکوک الوصول است.
معامله چهارم: در زمان مدير عاملي رضايي ملکي در ابتداي خيابان قلهک متعلق به شرکت ايران اطلس توسط صندوق به مبلغ 420 ميليارد ريال خريداري مي شود. به دلايلي اين معامله فسخ مي شود. 7 ماه بعد از ان مدير عامل جديد دستور خريد اين ملک را به مبلغ 71 ميليارد ريال به شرکت ساختماني معلم مي دهد. نکته اين است که مدير عامل فعلي صندوق قبلا مدير عامل ايران اطلس بوده و در حال حاضر هم عضو هيات مديره ايران اطلس است. و طبق قانون تجارت چنين معامله اي وجاهت قانوني ندارد.
درد دل بازنشستههاي آموزش و پرورش
درد دل بازنشستههاي آموزش و پرورش در روزنامه اعتماد
هيچ کودکي، پدر و مادر ندار را دوست ندارد
زهرا بيگدلي
«بسياري از ما کت و شلوار چندين سال پيش را مي پوشيم چون به طور جدي حقوقمان به خريد لباس نو نمي رسد.»
پنج نفر بودند. نمايندههايي از بازنشستههاي آموزش و پرورش که مي خواستند درد دل کنند.
صادقانه، صحبتهايشان را تنها درد دل ميخواندند. دوست داشتند در روزنامه يي چاپ شود تا بلکه مسوولان آنها را بخوانند. دل مسوولي به رحم آيد، شايد. تحريريه روزنامه اعتماد چند روز پيش ميهمان بازنشستههاي آموزش و پرورش بود. افرادي که مشکل مالي و افسردگي، بيش از هر مشکل ديگري آزارشان مي داد.
مشايخي، يکي از اين بازنشستهها که پيگير حل بسياري از اين مشکلات است، به عنوان اولين نفر شروع به صحبت کرد؛ «سالها است که اعلام مي کنند در اتاق مسوولان بايد به روي همه باز باشد اما در حال حاضر وضعيت به گونه يي است که بايد از هفت خوان گذشت تا بتوان مسوولي را ديد. من تا به حال حدود 16 نامه مختلف به مسوولان نوشتهام و درخواست ملاقات کردهام، اما کمتر نتيجه گرفتهام. تنها هشت مرتبه تقاضاي ملاقات با رئيس جمهور را دادهام اما حتي جوابي مبني بر اينکه ايشان وقت ندارند هم نگرفتم. همين طور درخواست ملاقات با چمران رئيس شوراي شهر را دادم، اما ايشان گفتهاند با ما ملاقات نميکنند. چرا؟ ما شهروند هستيم و بايد حق داشته باشيم که رئيس شوراي شهر را ببينيم.»
او ادامه داد؛ « وعدههايي که هيچ وقت رنگ واقعيت نمي گيرند، ما را به اين نتيجه رسانده که تنها دروغ مي شنويم. حوالي ماه رمضان بخشنامه يي صادر شد که به هر بازنشسته 20 هزار تومان کمک هزينه ماه رمضان داده شود، اما هنوز از اين پول اثري نيست. اگر بودجه پرداخت وجود ندارد چرا اين وعده را مي دهند و اگر بودجه هست، دليل پرداخت نشدن آن چيست؟ متاسفانه رسانهها به گونهيي تبليغ ميکنند که گويي بازنشستهها هيچ مشکلي ندارند. اما واقعيت اين است که 580هزار نفر از بازنشستگان تنها 230 هزار تومان حقوق مي گيرند. اين حقوق يعني زندگي بخور و نمير.» مشکلات بازنشستههاي آموزش و پرورش، آنها که اعتقاد دارند مي توانند آيينه عبرت نسل جوان باشند تا با ديدن آنها از کار کردن در سيستم آموزش و پرورش منصرف شوند، به صحبتهاي مشايخي ختم نمي شود.
نيکپور يکي ديگر از بازنشستههايي که به دفتر روزنامه آمده بود، گفت؛ «بازنشستهها معتقدند مسوولان و دولتمردان حرمت موي سفيد آنها را نگه نمي دارند. در حقيقت مسوولان به بازنشستهها به شکل چرخ پنجم نگاه مي کنند، به همين خاطر آنها جايگاه حقيقي خود را گم کرده و دچار افسردگي شدهاند. اين در حالي است که در تمام کشورهاي دنيا از تجربيات بازنشستهها استفاده مي کنند. بازنشسته ها در واقع سرمايه هاي ارزشمندي هستند که حرمت گذاشتن به آنها حرمت گذاشتن به آيندگان و شاغلان است چون تجربههاي ما ارزان به دست نيامده که ارزان از دست برود. هر چقدر چهره بازنشستههاي فعلي، مغموم و مايوس باشد و نشاطي در آن ديده نشود به همان نسبت عطش کار و سازندگي در جوانان هم کمتر ميشود.»
او در ادامه شرح مفصلي از خواستههاي بازنشستههاي آموزش و پرورش داشت؛ «اولين تقاضاي ما اجراي صحيح و دقيق فصل سيزدهم قانون خدمات کشوري و جدولهاي ضميمه آن است که به تصويب مجلس و تاييد شوراي نگهبان رسيده و به دولت ابلاغ شده است اما متاسفانه هنوز هيچ گونه اطلاعي از اجراي آن نداريم. همچنين از تاريخ اول فروردين 85 قرار بر اين شده که بدون در نظر گرفتن سقف حقوقي، مبلغ 78 هزار تومان حق همسر و 20 هزار تومان براي هر اولاد به عنوان حق عائلهمندي پرداخت شود. متاسفانه اين حق عائله مندي در تمام سازمانها به استثناي آموزش و پرورش شهر تهران پرداخت شده است. از طرف ديگر اعلام کردهاند اين حق شامل افرادي که بالاي 300 هزار تومان حقوق مي گيرند، نمي شود. در حالي که خط فقر براي خانواده پنج نفره در سال گذشته 650 هزار تومان و براي امسال 780 هزار تومان برآورد شده است.»
نميشود پاي صحبتهاي بازنشستهها بنشيني و اصليترين دغدغه آنها يعني «بيمه» را نديد بگيري.
خانم حسيني بازنشسته ديگري که به روزنامه آمده بود، گفت؛ «به طور جدي مي توان گفت بيمه خدمات درماني به هيچ کار ما نمي آيد يعني اگر شبي براي ما مشکلي پيش بيايد، به هيچ وجه نمي توانيم روي اين بيمه حساب کنيم. بايد دنبال پول براي بستري شدن يا بستري کردن باشيم. در حالي که کارمندان سازمان هاي ديگر مثل شرکت نفت يا سازمان برنامه سابق، کارتهاي بيمهيي دارند که براي آنها در حکم پول نقد است.از طرف ديگر بسياري از آزمايش ها و عکسهاي پزشکي که براي ما نياز است به هيچ وجه تحت پوشش بيمه نيست.»
خانم حسيني گلههاي بيشتري هم داشت؛ «در حال حاضر ويزيت معمولي يک پزشک 10 هزار تومان است که بيمه هم آن را پوشش نمي دهد. واقعاً مسوولان فکر مي کنند با ماهي 300 - 230 هزار تومان حقوق چگونه مي تـوانيم از عهده هزينه هاي درماني برآييم؟»
کريمي يکي ديگر از بازنشستههاي اين جمع هم در مورد هزينههاي پزشکي صحبت هايي داشت؛ « يک شب مجبور شدم به خاطر مشکلي در بيمارستان بستري شوم. هزينه بيمارستان 600هزار تومان شد. من به هيچ عنوان اين پول را نداشتم، در نهايت مجبور شدم اين مبلغ را قرض بگيرم و بعد از شش ماه موفق شوم آن را پس بدهم.»
کريمي از عملکرد مسوولان هم گله داشت؛ « توجه نکردن مسوولان آموزش و پرورش به مشکلات ما از هر امر ديگري آزاردهندهتر است. ما نمي توانيم از مسوولان به هيچ وجه جواب مناسبي بگيريم. مسوولان آموزش و پرورش يا کوتاهي مي کنند يا بودجه لازم را ندارند. واقعيت اين است که من هرگز فکر نمي کردم زماني بازنشسته شوم. اگر مي دانستم به هيچ وجه سمت آموزش و پرورش نميرفتم. ترجيح ميدادم جاي ديگري خدمت کنم.»
صحبت هاي او ادامه داشت؛ «اولين مشکل ما چگونه زندگي کردن است. معيشت و هزينه سکونت و تحصيل فرزندان در تهران مضاعف است چون تمام قيمتها در تهران مضاعف است و براي يک بازنشسته قابل تحمل نيست.»
بازنشسته هاي آموزش و پرورش اعتقاد دارند شرايط مالي آنها باعث مي شود تا نهاد خانواده آنها سست شود. خانم قيامي گفت؛ «هيچ فرزندي پدر ندار را دوست ندارد. فرزندان دوست دارند پدر و مادرشان امکانات لازم را براي آنها فراهم کنند تا بتوانند رشد کنند. کودکي که در حال رشد است چرا بايد از حداقلهاي زندگي خوب محروم باشد؟
پدر و مادري که توقع احترام از فرزند را دارند امروز بايد ببينند که فرزندشان ناتوان، بيکار و سرگردان است. چرا؟ چون امکانات کافي ندارد. پدر و مادر بازنشسته نميتوانند هزينههاي زندگي او را فراهم کنند. ما سعي کرديم انسان تربيت کنيم اما انسانهاي امروزي بازنشستهها را به اميد خدا رها کردهاند.»
اعلمي ديگر بازنشستهيي که در اين جمع بود از قانوني که سالها است عملياتي نشده صحبت به ميان آورد؛ «طبق قانون هر کارمند بازنشسته حق دارد يکي از فرزندانش را در سيستم وارد کند. اين قانون براي بسياري عملي نمي شود. من در حال حاضر با قرض گرفتن از ديگران مجبورم هزينه تحصيل فرزندم را بپردازم اما او حتي بعد از فارغ التحصيلي نمي تواند در آموزش و پرورش به کار مشغول شود، همان طور که دخترم نتوانست. من چندين سال هم هزينه تحصيل او را دادم و حالا سه سال است که بيکار است. مسوولان فکر نميکنند اگر فرزند من بتواند مشغول به کار شود، به خانوادهاش کمک ميکند.»
بازنشستههايي که به تحريريه اعتماد آمده بودند، پنج نفر بودند. درد دلهايي داشتند ناتمام و اطمينان از اينکه گوش شنوايي نيست.
به نقل از وبلاگ صداي معلمان كوير سربداران
به گزارش روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، عليرضا علي احمدي درنشست با اعضاي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم كه روز گذشته در وزارت آموزش و پرورش برگزارشد افزود: به منظور رفاه حال بيشتر فرهنگيان در نظر داريم از طريق يكي از شركتهاي دولتي سهامي را كه دولت بابت پاداش پايان خدمت در اختيار اموزش و پرورش قرار مي دهد بفروشيم واز اين محل پاداش پايان خدمت را به صورت نقدي پرداخت كنيم.
وزير آموزش و پرورش ضرورت انجام اقدامات نوآورانه در سال نواوري و شكوفايي را مورد توجه قرارداد و تصريح كرد، به همين مناسبت راهكارهاي جديدي در آموزش و پرورش اتخاذ و ستادي با عنوان نو آوري در اين وزارتخانه تشكيل شده است اما اجراي طرحها و كارهاي نو نيازمند بودجه است
حقوق اقتصادى، اجتماعى فرهنگيان
حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ناظر بر مسئوليت دولتها در تامين و تضمين رفاه شهروندان و ناشى از مسئوليت اجتماعى آنان است. اين حقوق به بستر و زمينه اى اجرايى وابسته اند كه دولتها بايد به عنوان حامى و تامين كننده به تضمين آن اقدام كنند اما، روشن است كه براى گسترش اين حمايتها و تحول و توسعه متوازن لاجرم بايــــد اراده سياسى وجود داشته باشد. همچنين وجود تصريحات قانون اساسى در اين زمينه، دولت نه تنها تلاش موثر و واقعى براى تامين و تضمين اين حقوق به عمل نياورده است كه، سياستگذارىهاى ناكارآمد و غيراصولى و سوءمـــديريتها بر وخامت ناگوارىهاى موجــــود كشور افزوده است. تورم بالاى ۲۰ %، سطح معيشتى پايين، فقدان رفاه و تامين اجتماعى، فقدان امنيت شغلى، دستمزد ناكافى و زير خط فقر و برخـــورد هاي سياسي با اعراضات به حق صنفي چهره اى ناشايست از وضعيت حقوق اجتماعي در سال 85و۸۶ ارائه داد. معلمان از جمله ضعيف ترين اقشارى بــودند كه متاثر از روزهاى سخت اقتصاد كشور، دشوارىهاى تلخى را تجربه كردند.
وضعيت معلمان و فرهنگيان
اجراى نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزايا براى كاركنان دولت و پرداخت مطالبات معوقه، دو خواسته اصلى همكاران و اجتماعات صنفى آنان در سالهاى گذشته بوده است. عدم تحقق وعدههاى مجلس و دولت، تعللهاى بيش از حد و افزايش فشارهاى اقتصادى برجامعه فرهنگيان، در سال ۸۶ نيز همكاران را به پيگيرى خواستهها و صورت دادن برخى تجمعات و اعتصابات واداشت. واكنش دولت به اين اعتراضات به حق، بسيار شديد، و توهين آميز بود. در پى اين اجتماعات، تعداد زيادى از همكاران بوسيله محاكم ادارى آموزش و پرورش و دادگاههاى انقلاب اسلامى در سراسر كشور، به تحمل مجازاتهايى محكوم شدند كه از جمله آن است:
1-دست كم ۷۹۴ مورد كسر حقوق شغلى
2- 24 مورد انفصال از خدمت
3- يك مورد محروميت از تصدى پست ستادى
4- ۳ مورد بازنشستگى زود هنگام
5- ۴ مورد تعليق از خدمت
6- ۶مورد كاهش رتبه و گروه شغلى
7- ۴ مورد محروميت از تدريس
8- ۵ مورد اخراج
9- يك مورد بازخريد از خدمت
10- يك مورد توبيخ با درج در پرونده
11- بركنارى حدود ۸۰ مدير و معاون از سمت خود
12 - 23 مورد تبعيد
13- ۲۳ مورد احضار و بازجويى در دادسرا
14- ۲۵ مورد محاكمه در دادگاههاى انقلاب
15- ۵۵ مورد بازداشت
16- ۱۹ مورد حبسهاى تعزيرى يا تعليقى.
افزايش7 تا 12 درصدي حقوق كارمندان خلاف قانون است!
ثروتي با تاكيد بر اينكه هيات تطبيق مصوبات دولت با قانون بايد در مقابل اين اقدام دولت موضع مناسبي اتخاذ كند، گفت: حتي به فرض اينكه توجيهات دولت صحيح باشد، نميتوان پذيرفت كه قوه مجريه راسا قانونگذاري كرده و آن را بر خلاف نظر مجلس اجرا كند.
عضو كميسيون اجتماعي مجلس گفت: در قوانين مصوب مجلس چيزي تحت عنوان نظام افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت وجود ندارد و اين اقدام از سوي دولت خلاف قانون است.
موسيالرضا ثروتي در گفتوگو با فارس، با اشاره به اظهارات سخنگوي دولت مبني بر افزايش 7 تا 12 درصدي حقوق كاركنان دولت در سال جاري، اظهار داشت: قانوني كه مجلس تصويب كرده بر افزايش يكسان حقوق تمام كاركنان دقيقا بر اساس نرخ تورم تاكيد ميكند.
وي افزود: دولت با توجيه كاهش اختلاف دستمزدها سعي در افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت دارد ولي اين اقدام بر خلاف قوانين مصوب مجلس است.
عضو كميسيون اجتماعي مجلس خاطرنشان كرد: در صورت عدم اجراي اين قانون از سوي دولت، كاركنان و بازنشستگان دولتي ميتوانند به ديوان عدالت ادراي شكايت كنند.
ثروتي با تاكيد بر اينكه هيات تطبيق مصوبات دولت با قانون بايد در مقابل اين اقدام دولت موضع مناسبي اتخاذ كند، گفت: حتي به فرض اينكه توجيهات دولت صحيح باشد، نميتوان پذيرفت كه قوه مجريه راسا قانونگذاري كرده و آن را برخلاف نظر مجلس اجرا كند.
ثروتي با اشاره به عدم موضعگيري رئيس مجلس در مقابل عدم اجراي قانون افزايش حقوق از سوي دولت در سال گذشته، خاطرنشان كرد: رئيس مجلس مسئول هيات تطبيق مصوبات دولت با قانون است و ابطال اين مصوبه وظيفه ايشان به شمار ميرود.
وي با اشاره به اعتبارات پيشبيني شده براي اجراي قانون مديريت خدمات كشوري در قانون بودجه سال 87 كل كشور، تصريح كرد: در صورتيكه دولت خواهان اجراي نظام افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت است بايد اين امر را در قالب لايحهاي به مجلس ارائه دهد تا بررسيهاي لازم پيرامون آن صورت گيرد.به نقل از تابناک
برخي نظرات كاربران:
▪ جناب آقاي رئيس جمهور اجراي اين طرح را از اول سال گذشته اعلام نمود و در همين راستا كلي تبليغ بر روي آن شد.
اگر اين افزايش بر اساس تورم از ابتداي سال گذشته و سال جاري اجرائي نشود عملا دولت معادل 35 تا 50 درصد حقوق هر كارمند را نداده است و بايد جوابگوي شرمندگي آنها در برابر افراد تحت تفكلشان باشند. ما كشور ثروتمندي هستيم در شان اين جامعه نيست كه با كارمندانش اينگونه برخورد كند.
▪ يعني سابقه كار و تجربه وعمر و تحصيلات وتخصص هيچ
▪ متاسفانه از سال 80 به بعد در نظام پرداخت حقوق افزايش قابل توجه حقوق بيشتر براي كساني كه حقوق پايينتري داشتند لحاظ گرديد و اين روند تا كنون ادامه داشته بدين ترتيب و با ادامه اين روند ميزان حقوق يك كارشناس با مدرك تحصيلي ليسانس با يك ديپلم و مسئول يك واحد با پرسنل آن واحد يكسان ميگردد و نيز حقوق يك كارشناس در بدو استخدام با كارشناس باسابقه تفاوت چنداني نخواهد داشت آيا با يكسان نمودن دريافتي كليه كاركنان البته به استثناي مديران رده بالا ميتوان عدالت را به ارمغان آورد و آيا نبايد تفاوتي بين يك نيروي جديد استخدام با يك نيروي كارآزموده و داراي تجارب و مهارتهاي بالا تر وجود داشته باشد
▪ عدالت هر گز به معناي برابري نيست بلکه به معني اين است که هرچيزي در جاي خود قرار بگيرد اين همه تبليغ سواد و علم آموزي به چه درد مي خورد وقتي در نظام کارمندي حقوق يک ديپلم با کسي که زحمت کشيده و از بهترين دانشگاه دولتي فوق ليسانس گرفته چه فرقي مي کنه ؟
▪ جناب رييس جمهور با عرض سلام. اينجانب يكي از كارمندان شما هستم كه به يك مشكل ساده رياضي برخوردهام كه اميد به حل آن البته با كمك شما را دارم. حقوق اينجانب حدود 400000 تومان پس از اجراي افزايش حقوق خواهد شد و كرايه خانه حدود 3 ميليون وديعه و 450000 تومان. دخل و خرج خود را محاسبه كنيد. البته اين مسئله را براي ما طرح كردهاند در حل اين مسئله به ما كمك كنيد و نيز داشتن جواب براي زمان حال ما لازم است نه 10 سال آينده.
▪ بايد حقوق كاركنان دولت با ضريب يكسان اضافه شود. به دليل اينكه افزايش حقوق به صورت پلكاني ظلم بزرگي در حق كاركنان با سابقه و قديمي است و بالاتر بودن حقوق آنان نسبت به كاركنان با سابقه سنواتي كمتر، عموما ناشي از صرف عمر بيشتر در سيستم اداري است .اگر دولت مي خواهد عدالت را اجرا كند پس بايد سالهاي عمر و جواني صرف شده كاركنان با سابقه را نيزبه آنان برگرداند.
▪ با سلام بايد خدمت شما عرض كنم كه اولين كساني كه قبل از دريافت حقوق ماليات ميدهند كارمندان هستند و با افزايش قيمتها هيچ تصميمي درباره حقوقشان نمي توانند بگيرند با روش افزايش جديد حقوقها، حقوق يك كارمند بي سواد با يك كارمند عالي رتبه برابري مي كند. اين است عدالت؟
▪ فرض کنيم دولت 7/13 درصد به حقوق همه اضافه کند. با افزايش 100 درصدي قيمتها اين مقدار اضافه حقوق هيچ دردي از ما دوا نمي کند.
ما افزايش حقوق نمي خواهيم. مشکل مسکن و گراني را حل کنيد.
▪ آقاي رئيس جمهور يک سوال:
يک آقا که با پايه حقوق 217 هزارتومان با افزايش 12 درصدي که شما ميگوييد چه طور بايد کرايه خانه که 35 متر بيشتر نيست 215 هزار تومان با خرج بالاي زندگي برنج 4500 توماني و گوشت کيلويي 8000 تومان و.... زندگي کنه؟
به نقل از وبلاگ صدای معلمان کویر
توهين به شعور مردم

يكي از دلايل نارضايتي مردم ازدولت ها ازدست دادن احساس عزت نفس است ، هرگاه مردم احساس كنند كه برنامه ها و كارهاي دولت در راستاي بي حرمتي و از بين بردن عزت نفس آنان است ،نسبت به دولت بي اعتماد شده و در اجراي برنامه هاي دولت همكار ي لازم را نخواهند كرد و اين تاثير منفي در روند پيشرفت كشور خواهد داشت،چرا كه مردم انگيزه لازم براي كار را ازدست خواهند داد.
درحال حاضر نيز دولت آقاي احمدي نژاد دقيقا به دنبال انجام اموري است كه به نحوي كاهش عزت نفس مردم را نشانه گرفته است و اين كار براي كشور خطرناك است و عواقب سوئي خواهد داشت.
براي مثال به بخشي از برنامه ها و كارهاي دولت در راستاي كاهش عزت نفس و به نظر حقير توهين به شعور مردم اشاره مي شود.قضاوت با شما.
الف)عدم پايبندي به قوانين:
1-حركت نكردن دولت در راستاي برنامه 5 ساله و نقض بسياري قوانين (به سخنان اخير رييس مجمع تشخيص مصلحت مراجعه شود)
2- عدم اجراي مصوبات قانوني مجلس مثل قانون مديريت خدمات كشوري (نظام هماهنگ پرداخت)، عدم افزايش حقوق و مزاياي كاركنان دولت متناسب با نرخ تورم در ابتداي هرسال (سال گذشته دولت افزايش پلكاني معكوس را اجرا نمود كه عين بي عدالتي بود و حقوق يك خدمتگزار مدرسه بيشتر از يك فوق ليسانس اضافه شد،و اخيرا ديوان عدالت اداري آن مصوبه را نقض نمودو بايد منتظر بمانيم تاببينيم چه مي شود؟)
3- واردات غير قانوني بنزين كه اخيرا وزير نقت به آن اعتراف نمود.
4- و...
ب)دروغ گويي:
1- همه مردم شاهدند كه آقاي احمدي نژاد بارها در نطق هاي تبليغاتي خود اين جملهي معروف را به زبان آورد كه (پول نفت بايد در سر سفرهي مردم ديده شود) ولي متاسفانه هم سخنگوي دولت و هم مشاور رييس جمهور اين قضيه را منكر شدند، وحتي سخنگــوي دولت در جملهي توهين آميزي در جواب خبرنگاري گفتند: نفت بو مي دهد وبراي سفره خوب نيست. حال مي بينيم كه نه تنها پول نفت سر سفرهي مردم نيامد بلكه همان چيزي هم كه سر سفره بود با تورم 40 درصدي پريد.
2- آقاي احمدي نژاد در دوران تبليغات ريلست جمهوري بارها اشاره كردند :كه ماكشور ثروتمندي هستيم و نبايد وضع مردم اينطور باشد نفت 7 دلار است اوضاع اقتصادي مردم خراب است ، نفت 50 دلار هم كه مي شود باز وضع اقتصادي مردم خراب است، مي شود و مي توانيم.
3- آقاي رييس جمهور در پاسخ به سوالي در خصوص فرهنگيان در نطق هاي تبليغاتي شبكه 2 سيما فرمودند : (فرهنگيان تاج سر ماهستد و اساس پيشرفت هرمملكتي توجه خاص به اين قشر است. مابرنامه هاي ويژه اي براي آنها داريم. ) بله ديديم چقدر پايبند به اين عهد خود شدند ، چه بسيار همكاراني كه در جريانات اعتصابات صنفي و به حق خود راهي زندان و چه تعداد انفصال از خدمت و چه تعداد تبعيد شدند و چه توهين ها كه به انها نشد.و همچنان ديديم كه چقدر فرهنگيان محترم ترور شحصيتي شدند.
و چقدر به موقع حق و حقوقات خود را دريافت كردند و چقدر به حقوق آنها اضافه شد؟؟؟!!!! حتما همكاران محترم در جريان هستند كه اخيرا بسياري از مزاياي مناطق محروم حذف شد.
خوب است شبكه 2 سيما و آقاي مرتضي حيدري به وعده خويش در هنگام تبليغات رياست جمهوري عمل نمايند و همانطور كه از آقاي احمدي نژاد قول گرفتند كه آيا شما حاضريد اين نطق هاي شما را بعد از انتخاب شدنتان پخش كنيم و ايشان قول دادند، اكنون پخش نمايند تا در معرض قضاوت افكار عمومي قرار گيرد.
4- آقاي رييس جمهوري در سفر استاني اخير خود به استان گلستان فرمودند: قدرت خريد مردم بالا رفته است. آيا واقعا چنين است كه رييس جمهور مي فرمايند؟؟؟!!! اگر اين توهين به شعور مردم نيست پس چيست؟
5- بيان دلايل واهي و بي اساس در خصوص اينكه وضعيت اقتصادي مردم بهتر شده است.كه خود نوعي سفسطه است .مثلا آقايان اعلام كردند امسال در ايام نوروز مردم بسياري به مسافرت رفتند كه اين خود دليل بر خوب شدن وضعيت اقتصادي مردم است،در حاليكه هر عقل سليمي به اين دليل بسيار سخيف خواهد خنديد.
6- ...
ج)اقتصاد گداپروري وپوپوليستي ودادن وام هاي بي مورد (كه اغلب بجاي استفاده در بخش توليد وارد بخش دلالي مي شود.) براي اثبات مدعا به قسمتي از سخنان آقاي رفسنجاني توجه فرماييد كا مي فرمايد: اين کارها سخت نيست، تنها همت بلند مىخواهد. وى ادامه داد:ساختن کشور با شيوه گداپرورى جواب نمىدهد، لذا بايد در عرصه توليد، قدمهاى اساسى برداريم. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، بيشترين فساد اقتصادى را متعلق به بخش دولتى عنوان کرد و گفت: وجود رانت در بخش دولتى باعث به وجود آمدن فساد اقتصادى مىشود زيرا در بخش خصوصى رانت دهنده وجود ندارد و بايد براساس همت و تلاش خود فعاليت نمايند و اگر بخواهند رانت بگيرند بايد از دولت بگيرند ولى اگر دولت سالم باشد و راه را درست کند اين فسادها به وجود نمىآيد زيرا رانتهاى دولتي، خطرناک، سنگين و از اموال عمومى و بيتالمال است.هاشمى رفسنجانى در ادامه اظهار داشت: وقتى دولت توزيع خودش را کوپنى مىکند، کوپن تقلبى وارد مىشود و بازار سياه به وجود مىآيد. مثلا در بحث قاچاق الا که مشکل ساز است، اگر تعرفههاى واردات با سازوکار مشخصى تعيين شود قاچاق به وجود نمىآيد. او افزود:اينها يک طرف قضيه است اما طرف دوم که شايد رعايت مسائل را ضرورىتر مىکند اين است که مديران کشور انقلابي، معتقد و به اطلاعات روز آشنا هستند اما به خاطر نداشتن سازوکار مناسب وطبيعت کار به اين امور سوق داده مىشود.
د) عدم استفاده از نظريات متخصصان و نخبگان كشوري و خود كامگي محض رييس جمهور محترم.
موسيالرضا ثروتي در گفتوگو با فارس، با اشاره به اظهارات سخنگوي دولت مبني بر افزايش 7 تا 12 درصدي حقوق كاركنان دولت در سال جاري، اظهار داشت: قانوني كه مجلس تصويب كرده بر افزايش يكسان حقوق تمام كاركنان دقيقا بر اساس نرخ تورم تاكيد ميكند.
وي افزود: دولت با توجيه كاهش اختلاف دستمزدها سعي در افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت دارد ولي اين اقدام بر خلاف قوانين مصوب مجلس است.
عضو كميسيون اجتماعي مجلس خاطرنشان كرد: در صورت عدم اجراي اين قانون از سوي دولت، كاركنان و بازنشستگان دولتي ميتوانند به ديوان عدالت ادراي شكايت كنند.
ثروتي با تاكيد بر اينكه هيات تطبيق مصوبات دولت با قانون بايد در مقابل اين اقدام دولت موضع مناسبي اتخاذ كند، گفت: حتي به فرض اينكه توجيهات دولت صحيح باشد، نميتوان پذيرفت كه قوه مجريه راسا قانونگذاري كرده و آن را برخلاف نظر مجلس اجرا كند.
ثروتي با اشاره به عدم موضعگيري رئيس مجلس در مقابل عدم اجراي قانون افزايش حقوق از سوي دولت در سال گذشته، خاطرنشان كرد: رئيس مجلس مسئول هيات تطبيق مصوبات دولت با قانون است و ابطال اين مصوبه وظيفه ايشان به شمار ميرود.
وي با اشاره به اعتبارات پيشبيني شده براي اجراي قانون مديريت خدمات كشوري در قانون بودجه سال 87 كل كشور، تصريح كرد: در صورتيكه دولت خواهان اجراي نظام افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت است بايد اين امر را در قالب لايحهاي به مجلس ارائه دهد تا بررسيهاي لازم پيرامون آن صورت گيرد.
اگر اين افزايش بر اساس تورم از ابتداي سال گذشته و سال جاري اجرائي نشود عملا دولت معادل 35 تا 50 درصد حقوق هر كارمند را نداده است و بايد جوابگوي شرمندگي آنها در برابر افراد تحت تفكلشان باشند .ما كشور ثروتمندي هستيم در شان اين جامعه نيست كه با كارمندانش اينگونه برخورد كند .
تا عيد سال 1385 که آقای رئيس جمهور دست به افزايش حقوق کامندان نزده بود.( در دوره آقای خاتمی ) حقوق کامندان 20 درصد افزايش داشت در حاليکه تورم پايينتر بود.
يک کمی آقايان بروند و در فروشگاهها قيمت اجناس و مايحتاج زندگی را ببينند.
ما افزایش حقوق نمی خواهیم. مشکل مسکن و گرانی را حل کنید.
یک آقا که با پایه حقوق 217 هزارتومان با افزایش 12 درصدی که شما می گویید چه طور باید کرایه خانه که 35 متر بیشتر نیست 215 هزار تومان با خرج بالای زندگی برنج 4500 تومانی و گوشت کیلویی 8000 تومان و.... زندگی کنه ؟
مثل اينكه تصويب كنندگان افزايش حقوق از تورم موجود خبر ندارند و افزايش پلكاني حقوق هم عادلانه نيست چون در اين حالت سابقه وسن افراد با داشتن عروس و داماد و خصوصاً دانشجوي دانشگاه ازاد و مخارج غيره اصلاً جور در نمي آيد
توهين به شعور مردم

يكي از دلايل نارضايتي مردم ازدولت ها ازدست دادن احساس عزت نفس است ، هرگاه مردم احساس كنند كه برنامه ها و كارهاي دولت در راستاي بي حرمتي و از بين بردن عزت نفس آنان است ،نسبت به دولت بي اعتماد شده و در اجراي برنامه هاي دولت همكار ي لازم را نخواهند كرد و اين تاثير منفي در روند پيشرفت كشور خواهد داشت،چرا كه مردم انگيزه لازم براي كار را ازدست خواهند داد.
درحال حاضر نيز دولت آقاي احمدي نژاد دقيقا به دنبال انجام اموري است كه به نحوي كاهش عزت نفس مردم را نشانه گرفته است و اين كار براي كشور خطرناك است و عواقب سوئي خواهد داشت.
براي مثال به بخشي از برنامه ها و كارهاي دولت در راستاي كاهش عزت نفس و به نظر حقير توهين به شعور مردم اشاره مي شود.قضاوت با شما.
الف)عدم پايبندي به قوانين:
1-حركت نكردن دولت در راستاي برنامه 5 ساله و نقض بسياري قوانين (به سخنان اخير رييس مجمع تشخيص مصلحت مراجعه شود)
2- عدم اجراي مصوبات قانوني مجلس مثل قانون مديريت خدمات كشوري (نظام هماهنگ پرداخت)، عدم افزايش حقوق و مزاياي كاركنان دولت متناسب با نرخ تورم در ابتداي هرسال (سال گذشته دولت افزايش پلكاني معكوس را اجرا نمود كه عين بي عدالتي بود و حقوق يك خدمتگزار مدرسه بيشتر از يك فوق ليسانس اضافه شد،و اخيرا ديوان عدالت اداري آن مصوبه را نقض نمودو بايد منتظر بمانيم تاببينيم چه مي شود؟)
3- واردات غير قانوني بنزين كه اخيرا وزير نقت به آن اعتراف نمود.
4- و...
ب)دروغ گويي:
1- همه مردم شاهدند كه آقاي احمدي نژاد بارها در نطق هاي تبليغاتي خود اين جملهي معروف را به زبان آورد كه (پول نفت بايد در سر سفرهي مردم ديده شود) ولي متاسفانه هم سخنگوي دولت و هم مشاور رييس جمهور اين قضيه را منكر شدند، وحتي سخنگــوي دولت در جملهي توهين آميزي در جواب خبرنگاري گفتند: نفت بو مي دهد وبراي سفره خوب نيست. حال مي بينيم كه نه تنها پول نفت سر سفرهي مردم نيامد بلكه همان چيزي هم كه سر سفره بود با تورم 40 درصدي پريد.
2- آقاي احمدي نژاد در دوران تبليغات ريلست جمهوري بارها اشاره كردند :كه ماكشور ثروتمندي هستيم و نبايد وضع مردم اينطور باشد نفت 7 دلار است اوضاع اقتصادي مردم خراب است ، نفت 50 دلار هم كه مي شود باز وضع اقتصادي مردم خراب است، مي شود و مي توانيم.
3- آقاي رييس جمهور در پاسخ به سوالي در خصوص فرهنگيان در نطق هاي تبليغاتي شبكه 2 سيما فرمودند : (فرهنگيان تاج سر ماهستد و اساس پيشرفت هرمملكتي توجه خاص به اين قشر است. مابرنامه هاي ويژه اي براي آنها داريم. ) بله ديديم چقدر پايبند به اين عهد خود شدند ، چه بسيار همكاراني كه در جريانات اعتصابات صنفي و به حق خود راهي زندان و چه تعداد انفصال از خدمت و چه تعداد تبعيد شدند و چه توهين ها كه به انها نشد.و همچنان ديديم كه چقدر فرهنگيان محترم ترور شحصيتي شدند.
و چقدر به موقع حق و حقوقات خود را دريافت كردند و چقدر به حقوق آنها اضافه شد؟؟؟!!!! حتما همكاران محترم در جريان هستند كه اخيرا بسياري از مزاياي مناطق محروم حذف شد.
خوب است شبكه 2 سيما و آقاي مرتضي حيدري به وعده خويش در هنگام تبليغات رياست جمهوري عمل نمايند و همانطور كه از آقاي احمدي نژاد قول گرفتند كه آيا شما حاضريد اين نطق هاي شما را بعد از انتخاب شدنتان پخش كنيم و ايشان قول دادند، اكنون پخش نمايند تا در معرض قضاوت افكار عمومي قرار گيرد.
4- آقاي رييس جمهوري در سفر استاني اخير خود به استان گلستان فرمودند: قدرت خريد مردم بالا رفته است. آيا واقعا چنين است كه رييس جمهور مي فرمايند؟؟؟!!! اگر اين توهين به شعور مردم نيست پس چيست؟
5- بيان دلايل واهي و بي اساس در خصوص اينكه وضعيت اقتصادي مردم بهتر شده است.كه خود نوعي سفسطه است .مثلا آقايان اعلام كردند امسال در ايام نوروز مردم بسياري به مسافرت رفتند كه اين خود دليل بر خوب شدن وضعيت اقتصادي مردم است،در حاليكه هر عقل سليمي به اين دليل بسيار سخيف خواهد خنديد.
6- ...
ج)اقتصاد گداپروري وپوپوليستي ودادن وام هاي بي مورد (كه اغلب بجاي استفاده در بخش توليد وارد بخش دلالي مي شود.) براي اثبات مدعا به قسمتي از سخنان آقاي رفسنجاني توجه فرماييد كا مي فرمايد: اين کارها سخت نيست، تنها همت بلند مىخواهد. وى ادامه داد:ساختن کشور با شيوه گداپرورى جواب نمىدهد، لذا بايد در عرصه توليد، قدمهاى اساسى برداريم. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، بيشترين فساد اقتصادى را متعلق به بخش دولتى عنوان کرد و گفت: وجود رانت در بخش دولتى باعث به وجود آمدن فساد اقتصادى مىشود زيرا در بخش خصوصى رانت دهنده وجود ندارد و بايد براساس همت و تلاش خود فعاليت نمايند و اگر بخواهند رانت بگيرند بايد از دولت بگيرند ولى اگر دولت سالم باشد و راه را درست کند اين فسادها به وجود نمىآيد زيرا رانتهاى دولتي، خطرناک، سنگين و از اموال عمومى و بيتالمال است.هاشمى رفسنجانى در ادامه اظهار داشت: وقتى دولت توزيع خودش را کوپنى مىکند، کوپن تقلبى وارد مىشود و بازار سياه به وجود مىآيد. مثلا در بحث قاچاق الا که مشکل ساز است، اگر تعرفههاى واردات با سازوکار مشخصى تعيين شود قاچاق به وجود نمىآيد. او افزود:اينها يک طرف قضيه است اما طرف دوم که شايد رعايت مسائل را ضرورىتر مىکند اين است که مديران کشور انقلابي، معتقد و به اطلاعات روز آشنا هستند اما به خاطر نداشتن سازوکار مناسب وطبيعت کار به اين امور سوق داده مىشود.
د) عدم استفاده از نظريات متخصصان و نخبگان كشوري و خود كامگي محض رييس جمهور محترم.

سخنان دانش آموز نجات يافته توسط مرحوم واعظي
با درس خواندن ثابت مي كنم كه فداكاريش را تا آخرين لحظات عمر از ياد نبرم
دانش آموز نجات يافته در پي فداكاري معلم دلسوز و مهربان مرحوم شادروان محمود رضا واعظي گفت: تمام تلاش خودرا به كار مي گيرم تا ثابت كنم كه فداكاري هاي معلم دلسوزم را تا آخرين لحظات عمر از ياد نبرم.
به گزارش خبرگزاري پانا، نامش را پرسيدم، دانش آموز در حالي كه اشك مي ريخت و بغض گلويش را مي فشرد، خود را سجاد مبرزي 10 ساله كلاس چهارم ابتدائي از آموزشگاه ابتدائي شهداي ابراهيمي شهرستان نيشابور معرفي کرد.
سجاد از سابقه مرحوم واعظي در اين مدرسه گفت: 2 سالي بود كه آقاي واعظي در مدرسه ما درس مي داد؛ ايشان معلم خيلي مهربان و دوست داشتني براي بچه ها بود.
ماجرا را از سجادجويا شديم، اين چنين گفت: پس از گشت و گذار در داخل اردوگاه براي مسابقه فوتبال مرحوم واعظي ما را به دو تيم تقسيم كرده بود، به محوطه زمين چمن اردوگاه شهيد رجائي رفتيم پس از چند دقيقه اي بازي، متوجه شدم كه دروازه تا حدودي كج شده است چراكه از قبل 2 تا از ميله هاي آن شكسته بود.
وي ادامه داد: در همين حال كه توجهم به توپ بود ديدم مرحوم واعظي با تمام سرعت خودش را به من رساند و سعي داشت مرا با پاهايش كه تعادل خود را از دست داده به سوئي پرت نمايد اما به من نرسيد، ايشان در حالي كه روي زمين افتاده بود پيراهنم را گرفت و مرا به طرف ديگر پرت كرد.
سجاد بغضش ترکيد و دوباره گريه كرد و گفت: وقتي كه بلند شدم ديدم دروازه به روي مرحوم واعظي سقوط كرده و از سر و گوشه چشمهايش خون مي آيد، معلمهاي ديگر با اورژانس تماس گرفتند و حدود 20 دقيقه بعد با آمبولانس به شهر منتقل شد.
اين دانش آموز خطاب به خانواده معلمش گفت: من زنده ماندنم را مديون ايشان هستم، براي آمرزش روحش دعا مي كنم و براي خانواده محترمش صبر و شكيبائي مسئلت دارم و سعي مي كنم با درس خواندنم ثابت كنم كه اين فداكاريش را تا آخرين لحظات عمر از ياد نبرم.
ياد مرحوم واعظي را گرامي ميداريم و براي ايشان علو درجات و براي بازماندگان آن مرحوم صبر آرزومنديم.
ستايش ۳

