تبليغاتX
حق نوشته های پراکنده

               دولت تصمیم‌گیری برای افزایش حقوق پرسنل نفت را به وزارت نفت محول کرد

نفت تایمز: یك منبع مطلع در معاونت نیروی انسانی ریاست جمهوری گفت: تصمیم‌گیری برای افزایش حقوق پرسنل نفت در سال ۸۷ به وزارت نفت محول شد .
به گزارش نفت تایمز این منبع مطلع در معاونت نیروی انسانی ریاست جمهوری گفت: آئین‌نامه‌های اجرایی قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت در دست تهیه می‌باشد و با تمام كار در این مرحله، سایر اقدامات برای اجرایی شدن قانون آغاز خواهد شد تا گامی مهم برای نزدیك شدن به عدالت برداشته شود.
وی با اشاره به وجود قوانین استخدامی خاص در تعدادی از دستگاه‌های اجرایی مانند وزارت نفت و شركت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران لحاظ كاری از حساسیت خاصی برخوردارند تا آماده شدن مقدمات اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت، هیات وزیران تصویب نمود دستگاه‌هایی كه دارای قانون خاص استخدامی هستند در سال ۷۸ مطابق قوانین خاص خود درباره افزایش حقوق پرسنل خود تصمیم‌گیری نمایند.
این مقام مطلع یادآور شد: وزارت نفت از جمله دستگاه‌هایی می‌باشد كه دارای قانون خاص برای كاركنان خود می‌باشد كه طبق مصوبه هیات وزیران در سال ۷۸ همچنان این قانون را در افزایش حقوق پرسنل خود اجرا خواهد كرد و این مجوز برای قائم مقام وزارت نفت ارسال شد.
وی به فارس گفت با موافقت معاونت نیروی انسانی رئیس جمهور مجوز لازم برای هرگونه تصمیم‌گیری در خصوص پرداخت اضافات حقوق پرسنل به شركت ملی نفت ایران واگذار شد و این شركت مجاز است در سال ۷۸ درباره میزان افزایش حقوق‌ها تصمیم‌ لازم اتخاذ نماید.
(يکی از "افتخارات" دولت احمدی نژاد اين بود که آنها با تعيين حقوق ها توسط مرکزی تحت رياست جمهوری مانع از اختلاف فاحش حقوق بين کارمندان دولت شد . با توجه به خبر فوق دولت از تصميم قبلی خود عدول کرد.)

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 2:5 توسط ستايش 3| |
طلب7ميلياردتوماني‌فرهنگيان‌بازنشسته خراسان شمالي
 
معاون پژوهش، برنامه‌ريزي و منابع انساني سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالي گفت: 750 فرهنگي در استان مشمول بازنشستگي پيش از موعد هستند.


به گزارش ايسنا،جعفر محمدي: بنا بر مصوبه مجلس کساني كه دست کم 25 سال خدمت كرده باشند، مي‌توانند براي بازنشستگي به آموزش و پرورش درخواست بدهند. برخي فرهنگيان با توجه به کهولت سن و بيماري مايل به بازنشستگي بودند که تصويب اين طرح، اين امکان را براي آنان فراهم کرده است.


او همچنين ميزان مطالبات فرهنگيان بازنشسته خراسان شمالي را 70 ميليارد ريال ذکر کرد و افزود: در سال گذشته 700 فرهنگي در استان بازنشسته شدند.


وي ادامه داد: تلاش بر اين است تا امسال پاداش بازنشستگي به صورت ريالي پرداخت شود ولي اين احتمال وجود دارد كه بخشي از آن از محل سهام اصل 44 پرداخت شود که وزارت تلاش مي كند اين سهام به ريال تبديل شود، يعني قابل فروش باشد.
سايت تابناك
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:39 توسط ستايش 3| |
نماينده مجلس:دستورالعمل جديد، بي معلم ومدرسه كردن روستاها
عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس گفت: با دستورالعمل«ساماندهي و مديريت نيروي انساني در آموزش و پرورش» كه وزير آموزش و پرورش اعلام كرده است تعداد زيادي از روستاها فاقد معلم و مدرسه خواهند شد و اين باعث مي‌شود كه بازمانده از تحصيل افزايش يابد.

موسي‌الرضا ثروتي در گفت‌وگو با فارس در خصوص دستورالعمل«ساماندهي و مديريت نيروي انساني در آموزش و پرورش» گفت: در ارتباط با ساماندهي نيرو‌هاي انساني آموزش و پرورش بايد يك اقدامات اساسي و زيربنايي صورت گيرد. به دليل اين‌كه در حال حاضر 10 هزار نيروي مازاد در تهران داريم. در بعضي از استان‌ها هم نيروي مازاد داريم.
وي با بيان اين‌كه ساماندهي نيروي انساني در صورتي كه موجب افزايش بهره‌وري و كارايي نيروي انساني شود بسيار خوب است، اضافه كرد: ولي با اين طرح كه وزير آموزش و پرورش اعلام كرده است تعداد زيادي از روستاها فاقد معلم و مدرسه خواهند شد و اين باعث مي‌شود كه بازمانده از تحصيل افزايش يابد.

ثروتي ادامه داد: در حال حاضر چيزي حدود 500 تا 700 هزار بازمانده از تحصيل داريم. يعني نوجواناني كه بايد به مدارس ابتدايي و راهنمايي بروند ولي يا دبير يا مدرسه نداريم.
وي افزود: در دستورالعمل وزير آموزش و پرورش، مدارس زير 15 نفر منحل مي‌شود در حالي كه هم‌اكنون با 10 يا 12 دانش‌آموز مدرسه داريم. اگر قرار باشد كه استاندارد تشكيل مدرسه، 15 نفر باشد به عنوان مثال در بجنورد كه محل نمايندگي من است، بيش از 100 روستا فاقد مدرسه و معلم خواهند شد.

عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس اظهار داشت: اين موضوعات تبعات زيادي براي جامعه خواهد داشت. زيرا آن افرادي كه تمكن مالي دارند به شهر مي‌آيند و افرادي كه تمكن مالي ندارند و در روستاها مي‌مانند، نمي‌توانند تحصيل كنند.
وي اضافه كرد: در حال حاضر در روستاي ما مي‌گويند كه بايد 150 دانش‌آموز باشد تا دبيرستان تشكيل شود. خيلي از روستاهاي بزرگ ما 150 دانش‌آموز دبيرستاني ندارد يا تعدادي از روستاهاي ما مدرسه راهنمايي ندارند.

ثروتي با بيان اين‌كه در خيلي از روستاها ميني‌بوس و وسيله نقليه كم متناسب جابه‌جايي دانش‌آموزان كم است، ادامه داد: آموزش و پرورش بايد در استاندارد تشكيل كلاس‌هاي درس دانش‌آموزان روستاها تجديد نظر كند.
وي افزود: طرح ساماندهي و كوچك‌سازي آموزش و پرورش از نظر اداري خوب است اما كاهش مدارس آن هم در روستاها به هيچ وجه مناسب نيست.

عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس بيان اين‌كه آموزش و پرورش در حال جمع‌آوري مراكز ترييت معلم است، گفت: اين در حالي است كه يك وزير مراكز تربيت معلم را توسعه مي‌دهد و وزيري ديگر چون دانشگاهي است و آموزش و پرورشي نيست، تربيت‌معلم‌ها را جمع مي‌كند.
وي اضافه كرد: عمدتاً ديد وزير آموزش و پرورش ديد دانشگاهي است و براي وزارت علوم خوب است و براي آموزش و پرورش خوب نيست. همين ترديد كه مجلس در خصوص دادن رأي به آقاي علي‌احمدي داشت اكنون قوت مي‌يابد. نمايندگان مي‌گويند ديديد كه ايشان آموزش و پرورشي نبود و موقعيت آموزش و پرورش را درك نمي‌كند.

ثروتي به موضوع استخدام معلمان حق‌التدريس اشاره كرد و افزود: در حال حاضر وزير و دولت مخالف استخدام معلمان حق‌التدريس هستند. مي‌گويند ما مي‌گوييم بچه‌هاي مردم نياز به معلم دارند و نمي‌توان با معلم موقت اين‌ها را تربيت كرد. معلماني كه آينده نداشته باشند، نمي‌توانند براي بچه‌ها دل بسوزانند.

وي ادامه داد: در حال حاضر 100 هزار معلم حق‌التدريس و آموزشيار نهضت داريم كه 7 سال است تدريس مي‌كنند و براي استخدام آن‌ها هيچ فكري نشده است. طبق قانون برنامه چهارم توسعه به تعداد نصف خروجي‌ها، آموزش و پرورش مي‌تواند معلم بگيرد و با طرح بازنشستگي پيش از موعد مقرر تعداد زيادي از معلمان بازنشسته مي‌شوند و مي‌توان جايگزين كرد و اين نيروها را فقط براي روستاها بگيرند.
عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس اضافه كرد: هنوز شاهديم كه معلم در شهرها جذب مي‌شود و براي روستاها از سرباز معلم استفاده مي‌شود.
سايت تابناك
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:37 توسط ستايش 3| |
ساماندهي نيروي‌انساني آموزش‌‌وپرورش توسط مجلس
 
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: دستورالعمل ساماندهي و مديريت نيروي انساني در آموزش و پرورش در كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس بررسي مي‌شود.


علي عباسپور تهراني‌فرد در گفتگو با فارس گفت: دستورالعمل «ساماندهي و مديريت نيروي انساني در آموزش و پرورش» در جلسه امروز دوشنبه كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با حضور معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت اين وزارتخانه بررسي مي‌شود.

وي افزود: براي حل اشكالات دستورالعمل ساماندهي نيروي انساني در آموزش و پرورش هر كاري كه از دستمان بر آيد انجام مي‌دهيم.

بنابراين گزارش، اين دستورالعمل در 28 صفحه تنظيم شده است كه اواخر ماه گذشته به سازمان آموزش و پرورش استان‌ها براي اجرا ابلاغ شد و حداكثر تا 15 مرداد بايد عملياتي شود
.
سايت تابناك
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:58 توسط ستايش 3| |
تاريخ چهل سال آموزش‌وپرورش ايران در خاطرات يك معلم عاشق
روزي صف‌ها تشكيل شده، مؤذن اذان گفته بود. همه منتظر حاج‌آقا براي نماز بوديم. او آمد و روبه‌روي بچه‌ها ايستاد و گفت: امام‌جماعت شما امروز از عدالت ساقط شده و نمي‌تواند پيش‌نماز باشد. فرادي بخوانيد، چراكه من امروز يكي از همكلاس‌هاي شما را تنبيه كردم و به او بايد ديه بدهم و رضايت بگيرم. اين سخنان صريح اشك بچه‌ها را درآورد. سالن را زاري و شيون پر كرد و ايشان راه خود را كشيد و رفت...
حاج‌مهدي يزدانيان در كتاب «ناگهان معلم شدم» به تشريح بيش از چهل سال حضور خود در مدارس مذهبي و باكيفيت تهران پرداخته و نكات شيريني از آموزش به كودكان كلاس اولي را تشريح كرده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين كتاب، نخستين نسخه از مجموعه كتاب‌هايي است كه قصد دارد با پرداختن به خاطرات معلمان مطرح كشور، شخصيت‌هاي بزرگي را كه با عشق و ايمان در گمنامي به پرورش كودكان و نوجوانان كشورمان همت گمارده‌اند، معرفي نمايد.

مهدي يزدانيان كه مردم ايران، خواهر او پريدخت يزدانيان (بي‌بي «قصه‌هاي مجيد») را بهتر مي‌شناسند، از سال 44 با استفاده از مرحوم نيرزاده، مبدع روش جديد آموزش الفبا به نوآموزان كلاس اول، كار خود را آغاز كرده و تا امروز نيز همچنان به امر تعليم و تربيت مشغول است و از آنجا كه وي در بسياري از دبستان‌هاي مطرح و مذهبي تهران از مدرسه قدس و محبان‌الحسين و جعفري تا علوي پسرانه و دخترانه و صلحا و پيام هدايت و ميزان و... خدمت كرده، خاطرات وي به نوعي تاريخ چهل سال آموزش‌وپرورش ايران به شمار مي‌رود.

قلم شيوا و نكات جالب اين مجموعه، خواننده را به دنيايي مي‌برد كه با بلندنظري و گمنامي و مناعت طبع، از هيچ‌گونه خدمتي به نوآموزان و كودكان دريغ نكرده و از آنجا كه اين رويه با اخلاص همراه بوده، عوض آن را هم از خدا گرفته است.

جالب آن‌كه وي در خلال اين خاطرات به نكات تربيتي دقيق و راهگشايي اشاره كرده كه به نظر مي‌رسد به رغم گذشت چهل سال از آن دوران، همچنان بسياري از معلمان و مديران مدارس به آنها محتاجند و بي‌توجهي آنها به چنين مسائلي، باعث ناكامي در تربيت كودكان مي‌شود.

وي در بخشي از كتاب آورده است: تازه گواهينامه رانندگي (تصديق) گرفته بودم. مرشد ما يك روز عصر كه يكي از رانندگان سرويس نيامده بود، به بنده فرمود: «فلاني، اين بچه‌ها بيش از يك ربع است كه منتظرند. لطفا اينها را برسان».

و چون همگي كار مدرسه را از آن خود مي‌دانستيم، بنده اطاعت امر كردم. بچه‌ها توي ماشين شادي و سروصدا داشتند. به ايشان گفتم: «سروصدا نكنيد تا من يك شعر بخوانم؛ شما هم با من بخوانيد».

گوش دادند. از شعر فارغ شديم. معما طرح كردم. تمام شد، لطيفه گفتم. تمام شد، هنوز چند نفر مانده بودند. قرار شد با هم «نان بيار، كباب ببر» بازي كنند. همچنان بود تا آخرين نفر هم پياده شد. داستان و قشقرقي از فردا به پا شد كه نپرس. قرار شد عصر هر روز بنده با يكي از سرويس‌ها بروم و همين كارها در سرويس انجام شود؛ بنابراين، يك كار به همه كارهاي روزانه‌ام اضافه شد و مرتبا تا آخر سال در همه سرويس‌ها دور زدم.

چاره نگراني نوآموزان
بعضي از بچه‌ها خيلي به خانواده وابسته بودند چنان‌كه گاهي يكي‌شان مي‌گفت، من ديگر به مدرسه نمي‌روم. قرار بر اين شد كه بنده صبح‌ها در همان سرويسي باشم كه آن بچه هست، تا او به حال و هواي بنده بيايد. اين كار هم شد.

در يك روز سرد زمستان در منطقه شمال شهر، مادري با فرزند خود دم در خانه منتظر ما بود. وقتي رسيديم، فرزندش را سوار ميني‌بوس كرد و بعد سرنشينان را شمرد و از ما خواست چند دقيقه‌اي صبر كنيم. اطاعت كرديم. آنگاه با يك كتري شيركاكائوي داغ و چند ليوان در يك سيني آمد و با اصرار زياد آن شير را به همه ما خورانيد و رفت. اين البته آخرين بارش نبود. از فردا تا آخر اسفند آن سال، همه روزه آن مادر بسيار باعاطفه چنين كرد، اما اين آخر كار نبود. سروصداي اين كار به سرويس‌هاي ديگر هم كشيده شد و در جلسه مادران مطرح گرديد. در آن جلسه، اين مادر برخاست و گفت: «بچه من از مدرسه فراري بود، فلاني دو تا كار با او كرد و او به مدرسه علاقه‌مند شد. من خود را مديون او مي‌دانم و با اين كار مي‌خواستم گوشه‌اي از مراتب سپاس خود را نشان دهم و اين كار را با ميل و علاقه خودم انجام مي‌دهم».

اول اين‌كه وقتي فرزندم چادر مرا در مدرسه گرفته بود و گريه مي‌كرد و مرا در حضور بچه‌هاي ديگر و مربيان مدرسه رها نمي‌كرد، بيني او آمده بود روي لبش و با اشك‌هايش قاطي شده بود و او زبان مي‌زد تا آن را كنار بزند. فلاني [بنده] آمد در گوش او گفت: «بيا من بيني تو را پاك كنم. بعد به گريه ادامه بده» و دستمال را از جيب خودش درآورد و صورت او را پاك كرد و گفت: «اگر با گريه‌هاي بعدي دوباره اينطور شد، بيا تا من پاك كنم» در حالي كه ديگران فقط مي‌آمدند و مي‌گفتند، گريه نكن و او بدتر مي‌كرد. اين كار او باعث شد كه فرزندم ديگر گريه نكرد.

كار ديگر اين‌كه همان صبحي كه فلاني سوار سرويس بود، فرزندم گفته بود كه به فلان دليل امروز به مدرسه نمي‌روم. وقتي به او وعده دادم كه فلاني در سرويس است، او گفت مي‌روم. وقتي خواستم به او شيركاكائو بدهم، نخورد و گفت: «مي‌خواهم ببرم در سرويس، با فلاني بخورم» من هم مجبور شدم براي دل او هم كه شده، به همه بچه‌هاي سرويس بخورانم.

وي در جاي ديگري مي‌نويسد: در سال اول فرمودند كه بايد در باغ اردوي تابستاني شركت كنيم و مسئوليت‌هايي داشته باشيم. پذيرفتيم. يكي از كارها، نظارت بر خوابيدن بچه‌ها بعد از ناهار بود. بيشتر آقايان از اين كار سر باز مي‌زدند و وقتي نوبتشان مي‌شد، سخت‌ترين كارها را قبول مي‌كردند و از اين طفره مي‌رفتند. بنده پذيرفتم.

اولين روز كه بالاي سرشان رفتم، گفتم: «بچه‌ها، لطفا فقط دراز بكشيد، ولي نخوابيد (خوابتان نبرد)، مي‌خواهم برايتان قصه بگويم و همه بايد بشنويد. لطفا و حتما و جداً نخوابيد. درازكش باشيد و بيدار. سعي كنيد خوابتان نبرد و چشم‌هايتان را به زور باز نگه داريد».

ده تا پانزده دقيقه بيشتر از قصه گفتنم نگذشته بود كه حتي يك نفر هم بيدار نبود و صداي خرخر همه بلند بود. تمام زنگ خواب كه يك ساعت بود، به بهترين وجه برگزار شد. بنده وسطش رها كردم و رفتم براي خودم چاي ريختم و برگشتم بالاي سر بچه‌ها. يكي از مربيان ديد و گفت: «اي واي ... الان بچه‌ها همديگر را مي‌خورند». وقتي گفتم كه «الان يك نفر هم بيدار نيست» بسيار تعجب كرد. آنگاه همه بسيج شدند تا اين منظره را ببينند. بعد هم با دوربين از آن عكس گرفتند. از فردا هم قرار شد هر روز بنده بچه‌ها را بخوابانم. جانم فداي مولايم علي(ع) كه فرمود: «الانسان حريص علي ما منع» يعني انسان به آنچه او را از آن منع كني، حريص‌تر مي‌شود و دلش مي‌خواهد آن را انجام دهد.

يزدانيان تشكيل گروه سرود و نمايش، مسابقات درسي، برنامه‌ريزي براي جلسات پدران و مادران، قصه‌گويي ميان نماز جماعت ظهر و عصر، طراحي كارت شخصيت براي هر دانش‌آموز، تشكيل شوراي داوران و قضائي از ميان خود دانش‌آموزان براي برخورد با كودكان خاطي و تقسيم مسئوليت‌هاي مختلف ميان دانش‌آموزان از جمله روش‌هاست.

وي در يك خاطره ديگر مي‌نويسد: برپا كردن نماز جماعت ظهر و عصر و قصه بين دو نماز عجيب جاذب و جالب بود، به حدي كه دانش‌آموزان براي آماده شدن و وضو گرفتن و پر كردن صف‌هاي جلوي جماعت براي شنيدن قصه بعد از نماز، از يكديگر سبقت مي‌گرفتند. در اين كار، هيچ زور و اجباري كه در كار نبود، هيچ، دانش‌آموزان، يكديگر را به زودتر آمدن ترغيب مي‌كردند و در وقت اذان حتي يك نفر هم در حياط يا جاهاي ديگر مدرسه نبود. خاطره‌اي از آن روزها در اين‌باره يادم مانده كه خواندنش خالي از لطف نيست:

روزي صف‌ها تشكيل شده، مؤذن اذان گفته و مكبر ايستاده بود. همه منتظر حضور حاج‌آقا براي اقامه نماز بوديم. ايشان آمد و آرام مثل كوه روبه‌روي بچه‌ها ايستاد و فرمود: «امام جماعت شما امروز از عدالت ساقط شده و نمي‌تواند پيش‌نماز باشد. شما هم نمازتان را فرادي بخوانيد، چراكه من امروز يكي از همكلاس‌هاي شما را تنبيه كردم و احتمالا به او بايد ديه بدهم و از او رضايت بگيرم و از اولياي او هم رضايت و حلاليت طلب كنم و به درگاه خداي خود نيز از اين بابت توبه و استغفار كنم تا باز بتوانم به روزگار قبل برگردم و اقامه نماز جماعت كنم.

اين سخنان آرام و باوقار و صريح و روان و قاطع و مستدل و بي‌چون‌وچراي اين زعيم روحاني چه كرد؛ هم درس داد و هم مرز گناه را شناساند. او، هم گناه و اشتباه خود را نماياند، هم راه بازگشت را نشان داد و هم اشك بچه‌ها را درآورد. عده زيادي از آنان تكان خوردند و سالن را زاري و شور و شيون پر كرد و ايشان راه خود را كشيد و رفت.

در حال خروج از سالن ناگهان يكي از بچه‌ها دويد و به عباي ايشان آويزان شد و به دست و پاي ايشان افتاد و با گريه و زاري و التماس ناليد كه «تقصير من بود، من بي‌ادبي كردم، حاج‌آقا، شما مرا براي رضاي خدا و درست شدن خودم تنبيه كرديد، من از شما گذشتم و شما را حلال كردم و راضي هستم و به خانواده‌ام هم هيچ ارتباطي ندارد و به آنان چيزي نمي‌گويم و از شما ديه هم نمي‌خواهم، شما را به خدا برگرديد و به نماز جماعت بايستيد...».
سايت تابناك
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:57 توسط ستايش 3| |


تجمع فرهنگیان کرمانشاه مقابل سازمان آموزش و پرورش

سرمایه، نرگس جودکی: فرهنگیان کرمانشاه دیروز به پرداخت نشدن مطالباتشان از شش ماه پیش اعتراض کرده و با تجمع مقابل سازمان آموزش و پرورش خواستار رسیدگی به پرداخت حقوقشان شدند. پرداخت نشدن مطالبات فقط مختص به کرمانشاه نیست فرهنگیان در بسیاری از شهرستان ها وضع مشابهی دارند.پرداخت اضافه کار شاغلان و پاداش پایان خدمت بازنشسته ها به صورت سهام یا نقدی بارها از سوی مسوولان وزارت آموزش و پرورش وعده داده شده است و این جملات آنقدر تکرار شد که فرهنگیان از انعکاس خبر پرداخت مطالباتشان به صورت زیرنویس در صفحه تلویزیون آزرده خاطر شدند، چرا که آنان پرداخت حقوق را پس از اتمام کار حق طبیعی خود می دانند. به گفته توکلی، یکی از معلمان کرمانشاه، پاداش پایان خدمت بازنشستگان این استان شش ماه به تعویق افتاده است: «دولت بارها از پرداخت پاداش به صورت سهام عدالت و اصل 44 خبر داد که با اعتراض معلمان مواجه شد و اکنون قرار بر پرداخت نقدی پاداش است اما معلمان بازنشسته سال 86 هنوز پاداش خود را دریافت نکردند. بازنشسته های کرمانشاه از فروردین ماه هر دوشنبه با تجمع در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان این خواسته را مطرح کرده و مسوولان همچنان وعده داده اند.» او ادامه می دهد: «اضافه کار شاغلان هم از چهار ماه پیش پرداخت نشده است. حق تدریس در مناطق روستایی را هم نمی پردازند. معلمان هم مثل همه افراد جامعه مشکلات زیادی دارند و باید به قسط بانک و آبروی ضامن ها فکر کنند.» به جز کرمانشاه در هفته اخیر معلمان مشهد، سنندج، اردبیل، آبادان و دیگر شهرها نسبت به بخشنامه جدید کاهش حق التدریس اعتراض کرده اند. بخشنامه ای که اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خواستار اصلاح آن هستند.

نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:55 توسط ستايش 3| |
 

فرهنگيان عزيز و همكاران محترم :آموزش و پرورش را دريابيد.

 

                        اخيرا وزارت آموزش و پرورش بخشنامه اي تحت عنوان سازماندهي نيروي انساني جهت سال تحصيلي 88/87  به ادارات ارسال نموده است كه بخشنامه ي فوق در راستاي صرفه جويي حاوي طرح ها و دستوراتي است كه در صورت اجرايي شدن آن بايد منتظر عواقب خطرناكي براي مهمترين وزارت خانه كشور در سال آينده بود.جهت اطلاع به بعضي از بند هاي بخشنامه به صورت مختصر اشاره مي شود.

همكاران محترم خود قضاوت نمايند.

1-      نرم كلاس ها به هيچ وجه كمتر از 3۵ نفر نباشد.

2-      در مدارس زير ۳۲۱ نفر دانش آموز فقط يك نفر معاون (يا آموزشي و يا پرورشي )تعلق مي گيرد.

3-      مديران در هفته اجبارا 10 ساعت درهفته به صورت موظف تدريس داشته باشند.

4-      معاونين نيز 6 ساعت اجبارا تدريس موظف داشته باشند.

5-      بجز مدارس روزانه‌ي عادي به ساير مدارس به هيچ عنوان نيروي رسمي موظف تعلق نخواهد گرفت.

6-   هيچ يك از نيروهاي رسمي شاغل در پست هاي اداري اعم از نيروهاي اداراي، مديران ، معاونان وساير عوامل اجراي مدارس حق گرفتن اضافه كار درمدارس را ندارند.

7-      اضافه كار عوامل اداري ادارات قطع خواهد گرديد.

8-   تمام فرهنگياني كه در ساير ادارات مامور بوده اند، يا بايستي به صورت دائم به آن ادارات منتقل شوند و در غير اين صورت بايستي برگردند.

9-      تمام نيروهاي شاغل در درمانگاه ها ،فروشگاه ها، مهدهاي كودك فرهنگيان و...باستي سال آينده ابلاغ تدريس بگيرند.

10- و...

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 13:23 توسط ستايش 3| |
شکایت از علی احمدی به دیوان عدالت
چند نفر از برگزيدگان آزمون استخدامي وزارت آموزش و پرورش در پي صدور بخشنامه يي از جانب علي احمدي و متوقف شدن استخدام رسمي شان به ديوان عدالت اداري شکايت کردند.
اعتماد: اسامي اين افراد بعد از گذراندن دو مرحله آزمون استخدامي و تاييد صلاحيت در اسفندماه سال گذشته منتشر و رديف استخدامي آنان نيز تعيين شده است اما با روي کار آمدن علي احمدي و ارسال بخشنامه يي از جانب وي استخدام اين افراد متوقف شده است.

يکي از اين افراد به اعتماد گفت؛ «آزمون استخدامي در سال گذشته با مجوز سازمان مديريت و برنامه ريزي براي رديف شغلي معاونت پرورشي و تربيت بدني برگزار شد. براي اين تعداد رديف شغلي در کل کشور حدود 350هزار نفر و در تهران پنج هزار نفر متقاضي شده بودند. يکي از شروط هم داشتن پنج سال به بالا سابقه حق التدريسي يا داشتن مدرک کارشناسي و بالاتر در رشته علوم تربيتي و ديگر رشته هاي مرتبط با آن بود.»

وي افزود؛ «اين آزمون در 27مهرماه سال گذشته برگزار شد و نتايج مقدماتي با دو برابر ظرفيت مورد نياز(در شهر تهران 48رديف شغلي در نظر گرفته شده بود و در استان تهران94 نفر) اعلام شد. بعد از آن در دي ماه آزمون صلاحيت علمي برگزار شد و دو ماه بعد از آن به جاي اعلام نتايج نهايي، اسامي 72نفر را اعلام کردند که بايد براي گزينش اخلاقي مراجعه مي کردند.»

اين معلم حق التدريسي ادامه داد؛ «اسفندماه اسامي 48 نفر اعلام شد و به ما وعده داده شد که در ارديبهشت ماه حکم استخدامي ما صادر مي شود. اما به محض روي کار آمدن علي احمدي، ايشان با ارسال بخشنامه يي استخدام در سال جديد را متوقف کرد.» رئيس دايره استخدام شهر تهران پس از مراجعات مکرر برگزيدگان آزمون استخدامي ادعا کرد؛ «وزير آموزش و پرورش قبولي اين افراد در آزمون را منتفي تلقي کرده است و معلمان ديگري براي اين رديف هاي شغلي فرستاده شده اند.» معلمان حق التدريسي که براي شکايت به ديوان عدالت اداري مراجعه کرده اند، به اعتماد گفتند؛ «در آنجا هم قول مساعدي به ما داده نشد اما سرانجام بايد به اين اقدام غيرقانوني وزير آموزش و پرورش رسيدگي شود. چون اين آزمون بر اساس مجوز استخدامي برگزار شده است و بعد از صرف هزينه و وقت زياد، حالا بدون هيچ دليلي از استخدام ما ممانعت مي شود، در حالي که رديف استخدامي مان هم اعلام شده است.» يکي از مسوولان اداره استخدام آموزش و پرورش شهر تهران نيز در اين باره گفت؛ «در حال حاضر به استناد بخشنامه جديدي که بعد از روي کار آمدن علي احمدي صادر شده است تا اطلاع ثانوي استخدام صورت نمي گيرد، در حالي که در آزمون استخدامي که برگزار شد براي تعدادي از حق التدريسي هاي برگزيده شده در آزمون، شماره کارمندي اعلام شده است.» وي افزود؛ «علاوه بر اينکه برگزيده شدگان آزمون استخدامي از اين روند گلايه دارند، در حال حاضر در اين رديف هاي شغلي نياز به نيرو وجود دارد و براي برگزاري اين آزمون از سوي آموزش و پرورش هزينه و نيروي انساني زيادي صرف شده است.» وي ابراز اميدواري کرد؛ «هرچند فعلاً دستور جديدي براي استخدام اين افراد نيامده است و استخدام شان معلق مانده است، اما بايد منتظر گذشت زمان بود و فکر مي کنم وزير در اين تصميم تجديدنظر کند.»
به نقل از فردا
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 11:5 توسط ستايش 3| |

معلمان متحصن در مشهد: «‌بازی خورده‌ایم»

 

تحصن معلمان بازنشسته خراسانی در برابر سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی

این معلمان با حضور خود در مقابل این اداره نسبت به عدم توجه به حقوق صنفی‌شان اعتراض کردند. در طول نزدیک به یک سال و اندی گذشته، بر‌خلاف معمول که به معلمین در حین بازنشستگی حقوقی بابت بازنشستگی پرداخت می‌شد، این پرداخت‌ها موکول به آینده شد و تاکنون نیز پرداختی انجام نشده است.

اگرچه با توجه به بعضی از شایعات، قرار است به‌جای پاداش بازنشستگی که در بعضی موارد تا ۱۳ الی ۱۴ میلیون تومان برای هر معلم خواهد بود، سهام عدالت داده خواهد شد. اما معلمین به این تصمیم اعتراض داشته و مایل هستند این مبالغ به آن‌ها پرداخت شود.

البته بعد مسوولان آموزش پرورش در یکی از نشریات محلی، پرداخت سهام عدالت را منتفی اعلام کردند.

برخی از معلمین می گویند با سی سال سابقه کار، در نهایت زندگی‌شان را می‌توانستند با این پول تغییر دهند.

یکی از معلمان شرکت کننده در تحصن با اشاره به دلیل حضورش چنین می گوید:
«دلیل تحصن، عدم پرداخت پاداش سی سال خدمت است، پولی که بازنشستگان ارگان‌های دیگر در بهمن پاداش آخر خدمت‌شان را گرفته‌اند. اما فرهنگی‌ها که الان یک سال از پایان خدمت‌شان گذشته، هنوز هیچ خبری از پاداش پایان خدمت‌شان نیست.

دولت یک دفعه اعلام می‌کند سهام می‌خواهد بدهد، یک دفعه اعلام می‌کند ندارد بدهد. بالاخره آموزش و پرورش هم یکی از ارگان‌های دولتی است. وقتی ارگان‌های دیگر می‌توانند به موقع پول‌شان را دریافت کنند، چرا به حق ما رسیدگی نمی‌شود. وضعیت اقتصادی که ۹ ماه پیش بوده تا الان زمین تا آسمان فرق کرده.

شما در دوران اشتغال چقدر حقوق می‌گرفتید و پاداش پایان خدمت شما چقدر است؟

تا سال هشتاد و شش، آن‌هایی که دو سال آخرشان را رفتند روستا، مزایایی داشته‌اند که از امسال قطع شده. مثلاً حدود چهارصد و چهل تومان دریافتی بوده که هفتاد هشتاد تومان از این حقوق کم می‌شود. اما پاداش هم بیش از ۱۳ میلیون تومان درمی‌آید.

چرا این سیزده میلیون تومان تاکنون پرداخت نشده؟ نکته دوم این که آیا حقوق بازنشستگی را حقوقی منطقی می‌دانید؟

خیر، چون اگر حقوق منطقی می‌شد، زمانی که ما به پول بیشتری نیاز داریم و بچه‌های ما در یک سنی هستند که هزینه بیشتری دارند و رفت و آمدها بیشتر است، بچه‌ها بزرگتر می‌شوند و احتیاجات بیشتری دارند؛ باید بالاتر هم می‌بود. اما این حقوق کجای ما را می‌گیرد.

***

من برای تکمیل شدن گفت و گوی این معلمین بازنشسته با نجف‌زاده، نماینده آن‌ها صحبت کردم. او نیز به دلایل این تحصن اشاره کرد و ادامه داد:

اصولاً در آموزش و پرورش طبق قانونی که خود دولت گذاشته به عنوان سنوات، بعد از سی سال خدمت به همکاران فرهنگی، مبلغی به عنوان پاداش می‌شود. چنان که آخرین ضریب حقوق‌شان در سی سال خدمت‌شان ضرب می‌شود.

در سال‌های گذشته پاداش حداکثر تا اردیبهشت پرداخت می‌شد، متاسفانه امسال بعد از گذشت ۹ ماه از زمان بازنشستگی، این پاداش پرداخت نشده و وزیر محترم هم تاکنون چندگانه‌گویی کرده است.

ایشان در جاهای مختلف صحبت‌های مختلفی کرده؛ یک روز گفته سهام می‌دهیم و یک روز بخشی از آن را وعده داده‌اند. نهایت به این مرحله رسید که یک روز دوستان تصمیم گرفتند بیایند جلوی سازمان و خواسته‌های‌شان را مطرح کنند. چرا که این حقوقِ حقه‌شان است.

اولین تحصن ما، حدوداً یک ماه قبل بود. روزهای یکشنبه و دوشنبه این هفته هم که ما خدمت دوستان بودیم، تعیین کردیم که تا انتهای خرداد تحمل خواهیم کرد. ولی بعد از آن دیگر مسوولیت هرگونه اتفاقی را به عهده وزارت آموزش و پرورش و دوستانی که مسوولیت دارند می‌گذاریم.

هنوز برای ما مشخص نیست چه مساله‌ای به‌وجود آمده است که باید بعد از سی سال کار، برای به‌ دست آوردن چیزی که حقوق من است، حق من و متعلق به من است، در جامعه هنجار‌شکنی کنم.

یعنی معلمی که خود، هنجارهای اجتماعی را آموزش می‌دهد، کسی که ارزش‌های جامعه را به دانش آموزان تفهیم می‌کند، باید خودش بیاید کاری را انجام بدهد که هنجارهای اجتماعی را زیر پا بگذارد. ما به کجا رسیدیم؟ یعنی حق ما این است بعد از سی سال کار صادقانه، این‌گونه با ما برخورد بشود؟

متاسفم، ولی بعضی وقت‌ها آدم احساس می‌کند دارند او را تمسخر می‌کنند. دوستان می‌آیند از اینجا رد می‌شوند و به ما می‌خندند. نمی‌دانم چگونه باید با این مساله برخورد کرد. ما با وزارت صحبت کردیم، با دفتر آقای رییس جمهوری صحبت کردیم. همه فقط می‌گویند که داده خواهد شد. ما هم می‌دانیم که داده خواهد شد ولی کی و چه زمانی؟

چند وقت پیش آقای وزیر، سهام عدالت را مطرح کرده بودند. ایشان اعلام کردند که ما سهام نمی‌دهیم ولی آن را می‌فروشیم و در اختیار شما قرار می‌دهیم. من یک سوال دارم. این سهام اگر ارزشی داشته باشد، پتروشیمی، نفت و مس باشد، خب می‌دانیم که به راحتی در بازار عرضه می‌شود و به راحتی هم خریدار دارد.

ولی آیا سهامی را که می‌خواهند به ما بدهند که دوستان هم معترض بودند؛ آن سهام‌هایی نیست که هیچ نوع سودآوری نداشته حالا می‌خواهند بفروشند و به من آموزش و پرورشی بدهند؟ علت اعتراض همکاران و فرهنگی هم همین است.

ولی من و همکاران فکر می‌کنیم که ما بازیچه شده‌ایم و بازی می‌خوریم. رسانه‌ای که نداریم اما با چهارتا تلفن بین خودمان که می‌توانیم اطلاع‌رسانی کنیم. قرار بر این است که اگر تا سی‌ام پرداخت نشود، به‌سوی استانداری خواهیم رفت و برای احقاق حق‌مان فکر می‌کنم که باید گام‌های بیشتری برداریم. چون بین مبارزه در روزهای سخت و انسان‌های سخت، من فکر می‌کنم فقط انسان‌های سخت موفق خواهند شد.

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 14:46 توسط ستايش 3| |