|
از مدیریت جهان تا افتضاح تمامعیار درباره المپیک پکن ما وكشور افغانستان در يك رتبه ايم. |
با آن که هنوز یکی دو روزی به پایان مسابقات المپیک باقی است و کاروان ورزشی ایران در خوشبینانهترین حالت ممکن است بتواند در جریان این رقابتها به دو مدال دست پیدا کند؛ اما هیچ چیز قادر نیست این واقعیت را کتمان نماید که المپیک پکن برای ایران یک رسوایی آشکار بوده است.
طی 9 روز گذشته در حالی 521 مدال در میان قهرمانان رشتههای مختلف توزیع شده و کشورهایی نظیر چین و آمریکا به 61 و 65 مدال دست پیدا کردهاند که کاروان ایران در تمام رشتهها از پرتاب دیسک گرفته تا جودو، قایقرانی، تیر و کمان، بدمینتون، بسکتبال، شنا، دوچرخه سواری، کشتی فرنگی و... با شکستهای حیرتآور مواجه بوده است. امیدداران کسب مدال برای ایران یکی یکی حذف شدهاند و افرادی که انتظار میرفت شگفتیساز باشند جز شکست سنگین چیزی به بار نیاوردهاند. سخن تنها بر سر دریافت «مدال» نیست؛ کاروان ایران در اکثر رشتهها حتی عملکرد قابل قبولی نیز نداشته است.
تیم پنج نفره كشتی فرنگی ایران با سه مدالیست سال ۲۰۰۷جهان و به رغم برخورداری از یک ستاره بلامنازع بینالمللی؛ «ناكام بزرگ» المپیک پكن نام گرفت و با كسب عنوان پنجم در وزن ۵۵ كیلوگرم، یازدهم در 66 کیلوگرم، یازدهم در 84 کیلوگرم، شانزدهم در 96 کیلوگرم و پانزدهم در 120 کیلوگرم به كار خود پایان داد. ناكامی كشتی فرنگی كه جامعه ورزشی کشور امید زیادی به آن بسته بودند نه تنها «افتضاح» ایران در المپیک پکن را تشدید کرد که حتی موجودیت كشتی ایران در سطح بینالمللی را نیز زیر سئوال برد. البته هیچ کدام از مسئولین ورزش کشتی به این سئوال پاسخ نمیدهند که چرا تیم قدرتمند كشتی فرنگی ایران در المپیك پکن پرپر شد و با نتیجهای به مراتب ضعیفتر از المپیك ۲۰۰۴ آتن به كار خود پایان داد؟ واقعاً چرا فرانسه كه جایی در بین كشورهای صاحب كشتی جهان ندارد از المپیك پکن دو مدال طلا و برنز به دست میآورد و ایران با ستارهای به نام «حمید سوریان» و دو مدالیست دیگر سال 2007 به نامهای «سامان طهماسبی» و «قاسم رضایی» مطلقاً دست خالی به خانه باز میگردد؟
در زمینه بسکتبال نیز با آن که ایران برای نخستینبار توانست تیم بسکتبال خود را به المپیک بفرستند و این موضوع البته جای افتخار دارد؛ اما واقعیت تلخ آن است که تیم ایران به «زنگ تفریح» سایر تیمها تبدیل شد. تیم بسکتبال ایران پیش از اعزام به پكن حداقل ۲۵بازی تداركاتی انجام داد و در مسیر اردوی پرهزینه خود از كشورهای ایتالیا، استونی، صربستان، استرالیا و آمریكا دیدار کرد؛ با این حال در پکن نتوانست حتی یک بازی قابل قبول ارایه کند و در تمام مسابقات خود شکست خورد.
چنین وضعیتی البته در عرصه جودو نیز مشهود بود. تا آن جا که «محمدرضا رودكی» جودوكار فوق سنگین ایران که پرامیدترین جودوکار کشورمان محسوب میشد در دیدار ردهبندی وزن به اضافه ۱۰۰كیلوگرم در كمتر از یك دقیقه مغلوب حریف كوبایی خود شد و پرونده این رشته نیز نهایتاً بدون هیچ مدالی بسته شد.
وضعیت سایر رشتهها البته به مراتب از جودو بدتر بود. «هما حسینی» پرچمدار کاروان ایران که اظهارات ضدآمریکایی او بازتاب بسیاری پیدا کرد در گروه خود بین چهار نفر چهارم شد. بدمینتونباز ایرانی در همان مسابقه اول حذف شد و یکی از دوچرخهسواران ایرانی حتی نتوانست از خط پایان عبور کند. پرتاب دیسک هم هیچ نتیجهای نداشت. و البته شناگر ایرانی نیز در اتفاقی که بالاخره معلوم نشد چه بوده است؛ حتی از حضور در میدان مسابقه خودداری کرد! جالب آن است که رسانههای غربی تاکید میکنند وی به دلیل حضور یک ورزشکار اسرائیلی از مسابقه انصراف داده است اما مقامات ورزش ایران به دلیل نگرانی از مجازاتهای مقامات المپیک به شدت این مساله را تکذیب میکنند.
این همه در حالی است که به گفته کارشناسان ورزش؛ کاروان ایران در زمینه «وزنهبرداری» بدون حضور رضازاده شانس چندانی نداشت، تیم ملی «کشتی آزاد» ایران ضعیفترین تیم از نوع خود در سالهای اخیر است و هادی ساعی، عضو شورای شهر تهران و قهرمان «تکواندو» ایران نیز بیشتر در هیات یک سیاستمدار عازم پکن شده است. بگذریم از رشتههایی چون «پرتاب وزنه»، «تنیس روی میز»، «دومیدانی» و «بوکس» که هیچگاه ورزش بومی ایران نبوده و نقطه قوت کاروانهای جمهوری اسلامی نیز محسوب نشدهاند.
اکنون سئوال اصلی این است که چه عامل یا عواملی باعث شده است نتایج کاروان ورزشی ایران به گفته آقای کفاشیان دبیر كمیته ملی المپیك یک «فاجعه» باشد؟ چه مسائلی باعث شده است که به رغم تمام تلاشهای صورت گرفته، المپیک پکن به یکی از بدترین المپیکهای تاریخ ورزش ایران تبدیل شود؟ بدون شک مقصر دانستن ورزشکاران عزیز کشورمان که در پکن از جان مایه گذاشتند نوعی کملطفی و کوتاهنگری است؛ با این وصف واقعاً چرا کاروان ورزشی ایران چنین رسواییای را به بار آورده است؟
مطمئناً پاسخ به این سئوال ظاهراً پیچیده، چندان دشوار نیست. مشكل ایران در اغلب زمینهها از جمله ورزش در درجه اول مشكل «مدیریت» است؛ مشکلی که مطلقاً و تحت هیچ شرایطی با تبلیغات، سخنرانیهای امیدبخش، تحقیر منتقدین و متهم کردن آنها به کارشکنی برطرف نخواهد شد. همین مشکل بزرگ است که باعث میشود ایران در جریان المپیک پکن بیشترین سرمایهگذاری مالی را نسبت به المپیکهای قبلی انجام دهد، در برخی رشتهها تیمهایی بیبدیل و پرستاره را عازم میدان نماید و بیشترین تبلیغات را انجام دهد؛ اما در مقابل یکی از بدترین نتایج را به دست بیاورد. مروری بر رسانههای ورزشی طی یک سال گذشته نشان میدهد که چگونه منتقدان نسبت به خانهنشین كردن افراد خبره، دادن صندلیهای تعیین كننده به افراد ناكارآمد و رویکردهای کهنه مدیریتی در برخی فدراسیونها و رشتههای ورزشی هشدار داده بودند؛ اما این هشدارها به کارشکنی، تضعیف ورزش، سیاهنمایی و ... تعبیر شد!
دکتر محمود احمدینژاد تاکنون بارها از نحوه مدیریت جهان انتقاد کرده و تاکید کرده است که برنامههای کارآمدی برای «مدیریت جهان» دارد. وی سال 87 را نیز سال فعالیت در عرصه «مدیریت جهان» خوانده است. اکنون میتوان این سئوال را پرسید که چرا دولت جناب آقای احمدینژاد قبل از تلاش برای مدیریت جهان، تلاش نمیکند که ورزش ایران را مدیریت کرده و مشکلات این حوزه را یک بار برای همیشه برطرف نماید؟ همچنان که میتوان این سئوال را مطرح کرد که چرا طی 4 سال گذشته ورزش ایران این گونه عقبگرد داشته و نتایجی به مراتب بدتر از المپیک آتن را به دست آورده است؟
یادمان نرود المپیک پکن جایی است که نه میتوان نتایج آن را ناشی از کارشکنی آمریکا و مخالفان دانست و نه میتوان با تبلیغات پرطمطراق و تغییر حقایق این گونه ادعا کرد که ایران به مقام اول جهان دست پیدا کرده! اما رسانههای منتقد میکوشند دستاوردهای دولت را نادیده بگیرند. المپیک پکن آیینهای منصف، دقیق و معتبر از عملکرد مدیران ورزشی ایران طی 4 سال گذشته است. آیینهای رکگو که اثبات کرد ورزش ایران در سالهای اخیر به شدت تنزل پیدا کرده و به شدت عقبگرد داشته است...
بسمه تعالي
طرح ساماندهي نيروي انساني در آموزش وپرورش ،طرحي براي ايجاد مشکلات!
اخيرا وزير آموزش و پرورش طرحي را تحت عنوان "ساماندهي نيروي انساني "براي اجرا به تمام سازمان هاوادارات آموزش و پرورش ابلاغ كرده و تمام سازمان هارا ملزم به اجراي بي چون و چراي آن نموده است كه در صورت اجرا ،بايد مشكلات عديده اي را درتمام مدارس براي سال تحصيلي آينده شاهد باشيم.
گرچه اين طرح با مخالفت نمايندگان مجلس و بسياري از كارشناسان و مديران مدارس روبرو شد و وزارت آموزش و پرورش به اجبار اصــلاحاتي را درآن لحاظ نموده،ولي اصـلاحات انجام شده در طرح ، تمام مشكلات قابل پيش بيني را مرتفع ننموده و در صورت اجرا معضلاتي را به دنبال خواهد داشت كه در اين مقال بعضي از مشكلات به اجمال بررسي خواهد شد.
آنچه كه وزير آموزش و پرورش را به طرّاحي چنين طرحي واداشت ،در واقع ابلاغ و هشداري بود كه از طرف دولت داده شد ، مبني بر اينكه" بودجه اي كه براي آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است ، به هيچ عنوان افزايش پيدا نخواهد كرد و بايد آموزش و پرورش نه تنها امسال بلكه سنوات ديگر هم با همين مقدار بودجه مشكلات پيش رو را حل كند."
از همان ابتـــدا كه آقاي علي احمدي ســـــكاندار كشتي طــــوفان زدهي آموزش و پرورش شد ،آزمايشي و به تدريج در راستاي همين طرح ، اقداماتي نظير حذف فوق العاده مناطق محروم،حذف پاداش ضمن خدمت، تقليل ساعت اضافه كاري عوامل اجرايي مدارس ،حذف حق اضافه كار خرداد ماه و... را انجام داد كه باعث تعجب همگان،خصوصا فرهنگيان محترم شد ولي افسوس و صد افسوس كه هيچگاه فرهنگيان محترم خطر پيش رو را جدي نگرفتند و هيچ عكس العملي در مقابل چنين اقدامات عجيب وزير نشان ندادند و همين كه وزير محترم متوجه سكوت و بي تفاوتي فرهنگيان و وكلاي مردم در مجلس(به نظر حقير وكلاي دولت در مجلس) شد ، به سرعت به سراغ" طرح ساماندهي نيروي انساني " رفت و آن را براي اجرا ابلاغ كرد.
البته آقاي وزير مدّعي شده اند كه ريخت و پاش هاي فراواني در آموزش و پرورش صورت مي گيرد كه با اجراي اين طرح صرفه جويي هاي فراواني خواهد شد كه از محل همين صرفه جويي ها مشكلات بودجه اي آموزش و پرورش حل خواهد شد.
پر واضح است كه هيچ كس مخالف ريخت و پاش و صرفه جويي هاي منطقي نيست اما به شرط اينكه قانون اساسي زير پا گذاشته نشود و ظلم و اجحافي در حق ملت صورت نگيرد. ولي متاسفانه به شرحي كه ذيلا ذكر خواهد شد در صورت اجراي اين طرح ، ضمن زير پا گذاشتن قانون اساسي ، مشكلات فراواني ايجاد خواهد شد كه به همين دليل حقير اين طرح را طرحي برا ي ايجاد مشكلات ناميده ام .
- يكي از بند هاي اين طرح ، تجميع مدارس مناطق روستايي و عشايري است.به اين شكل كه مدارس روستايي و عشايري كه كلاس هاي زير 15 نفر دارند منحل شود و دانش آموزان مدارس منحل شده جهت تحصيل همه روزه به روستاهاي مجاور، رفت و آمد نمايند.مطابق آمارهاي اعلام شده 15هزار مدرسه واجد شرايط تجميع است كه 85 درصد دانش آموزان روستايي و عشايري را شامل مي گردد.
حال اگر دقيقا اين بند موشكافي شود متوجه خواهيم شد كه تجميع مدارس اولا مشكل رفت و آمد،خصوصا در زمستان را به دنبال خواهد داشت و ثانيا بدليل اختلافات قومي و قبيله اي در بعضي مناطق چنين طرحي ، مشكلات را بيشتر خواهد كرد.حال شما خوانندهي محترم قضاوت فرماييد كه اين طرح باعث ترك تحصيل تعداد زيادي از دانش آموزان مناطق روستايي و عشايري نخواهد شد و اين محروم نمودن دانش آموزان روستايي و عشايري از تحصيل ، نقض صريح قانون اساسي نيست كه دولت را موظف به فراهم نمودن شرايط تحصيل رايگان براي همگان را نموده است. چه كسي را توان انكار چنين ظلم آشكاري است؟
از طرف ديگر چنين اقدامي دقيقا مغاير با شعار عدالت محوري و مهرورزي دولت است ، كه دولت نهم آن را افتخاري براي خويش تلقي مي نمايد.
- يكي ديگر از بند هاي اين طرح،يك نوبته شدن تعدادي از مدارس متوسطه ،خصوصا هنرستان هاي كاردانش است، كه اجراي آن،باعث افزايش تعداد دانش آموزان كلاس ها و كارگاه ها خواهد شد و اين باعث تنزّل سطح كيفي آموزش خواهد شد،و ازطرف ديگر عدم استفادهي بهينه از ظرفيت كارگاه ها و تجهيزات كارگاهي كه با هزينه هاي فراواني تهيه شده اند، را به دنبال خواهد داشت.
اين بند نيز مثل ساير بند ها مغاير سياست هاي كلي كشور كه گسترش آموزش هاي فني و حرفه اي است، مي باشد.
- بند ديگري از اين طرح بيانگر كاهش و حذف بعضي از پست ها در ادارات و مدارس است.براي نمونه نرم تعلق معاون در مدارس افزايش پيدا كرده ،مثلا در مدارسي كه قبلا دو معاون تعلق مي گرفت ،اكنون يك معاون تعلق مي گيرد،لابد آقاي وزير فكر كرده اند كه دانش آموزان همه گل و بلبلند و مشكلات رفتاري و انضباطي دردورهي وزارت ايشان آن قدر كم شده است كه معاونين اغلب بيكارند و بنابر اين بايد تعداد معاونين كم شود. در حالي كه همگان مي دانند كه واقعيت چيز ديگري است و به نظر حقير كه مدتي هم معاون و هم مدير بوده ام بايد تعداد معاونين بيشتر شود.
درپايان لازم به ذكر است كه بند هاي ديگري هم در طرح آمده كه بررسي آن ها را به فرصت ديگري موكول مي نمايم. اميدواريم مسئولان محترم ذره اي منطقي تر انديشيده، نوع نگاه خود به آموزش و پرورش را از مصرفي بودن آن به دستگاهي سرمايه اي بودن عوض نمايند و همان گونه كه در سخنان خود به زير بنا بودن و ركن بودن آموزش و پرورش اشاره مي كنند، در عمل نيز پايند سخنان زيباي خود باشند و دانسته و ندانسته تيشه به ريشه فرهنگ نزنند.
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، غلامحسن حيدري معاون برنامهريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش و پرورش در بيست و پنجمين اجلاس رؤساي آموزش و سراسر كشور گفت: در سال 84 بودجه كل آموزش و پرورش 17 ميليارد و 700 ميليون تومان و در سال 85، 16 ميليارد و 100 ميليون تومان بوده است در حاليكه اين بودجه در سال 86 در حدود 15 ميليارد تومان با كاهش مواجه بوده است. | |||
السلام علیک یا بقیه الله
متی ترانا ونراک
پیشاپیش فرارسیدن سالروز میلاد پرخیر وبرکت بقیه الله را حضور همه منتظران تبریک عرض می نمایم.

صبح روز يكشنبه ۲۰ مرداد جمعي از معلمان حق التدريسي كه از استان لرستان به تهران آمدهاند در مقابل مجلس تجمع كردند.
يكي از فعالين كانون صنفي معلمان با اعلام اين خبر به دسترنج افزود: خواست اصلي اين معلمان استخدام رسمي در وزارت آموزش و پرورش است.
بنا به گفته وي معلمان تجمع كننده پارچه نوشتهاي در دست داشتند كه بر روي آن نوشته شده بود: "استخدام معلمين ديپلمه حقالتدريس مناطق عشايري و صعب العبور را خواستاريم".
اين فعال صنفي معلمان در پایان افزود: تاكنون هيچ يك از مسئولان مجلس براي پاسخ گويي در ميان اين تجمع كنندگان حاضر نشده است.
|
موسی قربانی:
| |||||
|
به گزارش ايسنا، وي با بيان اينكه مدعيالعموم شاكي اين پرونده است بيان كرد: صحت جاري شدن صيغه عقد موقت بهلحاظ شرعي و قضايي با دادگاه است اما طبق ادعاي متهمان از حيث صحت عقد، اين عمل انجام شده است.
دادستان زنجان با بيان اينكه در حال حاضر هر دو متهم آزاد شدهاند، گفت: اين دو متهم براي اخذ آخرين دفاع از سوي دادگاه احضار ميشوند و بعد از اخذ آخرين دفاع، پرونده جهت رسيدگي نهايي به دادگاه ارسال ميشود.
گلمحمدي با بيان اينكه در حال حاضر در محيط دانشگاه هيچ مساله غيرموجهي ديده نميشود، افزود: دانشجويان تحصن كننده افرادي مومن، متعهد و با ايمان بودهاند كه نسبت به اين موضوع اعتراض كردهاند؛ ما هيچ كدام از آنها را مجرم ندانستيم. در برخي جريانها افرادي را كه مرتكب جرم تخريب، توهين، اهانت و ممانعت از ورود شده و شاكي خصوصي داشتهاند را بازداشت كردهايم.
دادستان زنجان با بيان اينكه فعلا يك نفر از دانشجويان در بازداشت به سر ميبرد، افزود: تعدادي از افرادي كه خارج از دانشگاه در اين تحصن شركت كرده بودند در بازداشت هستند و ممكن است با وصول شكايتهاي جديد، افرادي ديگر نيز بازداشت شوند؛ اما در حال حاضر وضعيت دانشگاه آرام است.
استدلال ازنوع استدلال هاي دولت آقاي احمدي نژاد
پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري مورخه16/5/87از قول آقاي پرويز داودي اعلام كرد:
معاون اول رييس جمهور راي بالاي مجلس به وزير پيشنهادي دولت براي تصدي وزارت امور اقتصادي و دارايي را نشانه تاييد عملكرد اقتصادي دولت از سوي نمايندگان مجلس دانست و گفت: اين پاسخ محكمي به جوسازي هاي منفي عليه دولت در حوزه اقتصادي است. »
چهار شنبه مورخ16/5/87 دقيقا يك روز پس از راي اعتماد مجلس به وزراي پيشنهادي دولت،آقاي داودي معاون رياست جمهوري در جلسه هيات دولت فرمودند: راي بالاي مجلس به وزير پيشنهادي دولت براي تصدي وزارت امور اقتصادي و دارايي را نشانه تاييد عملكرد اقتصادي دولت از سوي نمايندگان مجلس دانست و گفت: اين پاسخ محكمي به جوسازي هاي منفي عليه دولت در حوزه اقتصادي است. »
در اين كه استدلال آقاي داودي بسيار ضعيف و مثل بسياري از ديگر استدلال هاي آقايان دولت نهم غير منطقي وسطحي است، هيچ شكي نيست.ولي به نظر مي رسد وقت آن فرا رسيده كه آقايان يك بار هم كه شده چشم خود را به روي واقعيت ها نبندند و وقتي سخني را به زبان مي آورند كمي درخصوص آن سخنان تامل كنند و سپس درصورت معيوب نبودن ، آن را به زبان جاري نمايند.
يكي از اصول مطرح منطقي استنتاج مباشر است وآن به اين شكل است كه اگر صحت وسقم استدلالي را بخواهيم بسنجيم ، آن را از طريق استنتاج مباشر "تناقض"به شرح ذيل بررسي مي نماييم:
استنتاج مباشر تناقض مي گويد : اگر اصل استدلالي صحيح باشد، لاجرم و بالضروره بايستي نقيض آن استدلال كاذب باشد و محال است كه هم اصل و هم نقيض قضيه صحيح باشد.
حال اگر استدلال آقاي داودي مبني بر" هر راي مجلس به وزراي پيشنهادي دولت نشانه تاييد عملكرد دولت از سوي نمايندگان مجلس است" صحيح باشد ، بايستي نقيض قضيه كه مي شود"" بعضي از آراي مجلس به وزراي پيشنهادي دولت نشانه تاييد عملكرد دولت از سوي نمايندگان مجلس نيست"" حتما غلط باشد."" در حالي كه اين نقيض صحيح است و آقاي داودي حتما اين سخن را بر نمي تابد و آن را قبول ندارد.
نتيجه اينكه آراء نمايندگان به وزراء هميشه نشانه تاييد آن وزراء نيست بلكه همان چيزي است كه بنده در اين وبلاگ در مطالب قبلي نيز يادآور شده ام كه متاسفانه مجلس هشتم نيز به مانند مجلس هفتم با دولت قصد مماشات با دولت دارد و بعيد مي دانم كه مجلس جديد بتواند تاثير چشمگيري در روند بهبود امور جاري كشور داشته باشد و اين همان آفت بزرگ است كه "مجلس خانهي ملت نيست" بلكه محلي براي تصميمات درون جناحي است. و كمترين چيزي كه در آن مطرح نيست:مردم و مشكلات عديدهي اقتصادي، فرهنگي و ... است، و به قول سايت آفتاب"" نتیجه نخستین آزمون مجلس هشتم؛ قبولی دولت نهم""است.
به گزارش مهر، حمید سعادت در خصوص جمع آوری امضا برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش،گفت: در جلسه امروز مجلس متوجه شدم که حدود 41 امضا برای استیضاح علی احمدی جمع آوری شده است.
وی با عنوان این مطلب که تغییر وزیر نمی تواند ساختار به هم ریخته آموزش و پرورش را درست کند، افزود: البته من مخالف نیستم ولی تا زمانی که متن نامه استیضاح را نخوانم، آن را امضا نخواهم کرد.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ارتباط با علت درخواست استیضاح وزیر آموزش و پرورش، گفت: مسائل جاری این وزارتخانه و همچنین مشکلات به وجود آمده در خصوص جذب نیروهای جدید، از جمله محورهای استیضاح علی احمدی است.
سعادت تصریح کرد: هر گونه بار اضافه به ساختار به هم ریخته آموزش و پرورش، موجب ویرانی آن خواهد شد

این روزها اگر پای گیرنده های شبکه های مختلف سیمای جمهوری اسلامی بنشینی ، میان برنامه هایی را در قالب مسابقه می بینی که اختصاص به طرح سئوالاتی از آثار و کتاب های شهید مطهری دارد . این سئوالات که به صورت 4 گزینه ای مطرح می شود مورد استقبال بینندگان تلویزیونی قرار گرفته و معمولا به پاسخ های صحیح نیز جوایزی در حد یک عدد ربع سکه بهار آزادی از سوی مسئولان این شبکه ها اهدا می گردد . استقبال از این مسابقات ممکن است این تصور را در ذهن مسئولان صدا و سیما ایجاد نماید که برگزاری چنین مسابقات و برنامه هایی مردم را ناگزیر به مطالعه آثار شهید مطهری خواهد ساخت . از دیدگاه گردانندگان صدا و سیما ، مطالعه کتاب های شهید مطهری ، خوانندگان را با چهره زیبای اسلام آشنا کرده و آنان می توانند دیدگاهی نو مطابق با واقعیت ها را نسبت به دین اسلام پیدا نمایند . هر چند برخی از صاحبنظران غنا و قوت آثار شهید مطهری را مربوط به فضایی می دانند که در آن فضا اندیشه دینی آزادانه مورد نقد و تحلیل قرار می گرفت و از رهگذرهمین نقد ها و تحلیل ها بود که آثار امثال مطهری و شریعتی ماندگار و اثرگذار شدند . در این مطلب ، محتوای آثار و کتاب های استاد مطهری و تاثیر آن در باور دینی جامعه مورد نظر نیست ، بلکه اتخاذ چنین روشی برای آشنا شدن با مبانی دینی قابل بحث و نقد است چرا که بخشی از برنامه های تربیت دینی ما در مدارس و همچنین ساختار امورتربیتی ما نیز مبتنی بر چنین روش هایی است . آقای پیش نمازی معاون پیشین پرورشی وزارت آموزش و پرورش در جایی گفته بود " ما در گذشته فکر کردیم مسابقات فرهنگی ، انسان تربیت می کند اما متوجه شدیم که صرف داشتن اطلاعات دینی منجر به دینداری نمی شود . " گفته آقای پیش نمازی سخن درستی است که بعد از گذشت دو دهه و با گذشتن از آزمون و خطاهای فراوان به دست آمده است هر چند عمر مسئولیت وی برای بکارگیری روش های جدید و بهتر تربیت دینی ، کفاف نداد و توسط وزیر جدید آموزش و پرورش برکنار گردید . اما می توان از این منظر بخش عمده ای از سیاست های تربیتی ما را به نقد کشید و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . باور دینی جزء مولفه های ارزشی نظام جمهوری اسلامی است که رسالت خود را در تعمیق و گسترش این باور در میان لایه های اجتماع و خصوصا نوجوانان و دانش آموزان آن می بیند . این باور زمانی در ذهن دانش آموزان شکل میگیرد که در آنها نهادینه شده و درونی گردد تا بتواند رفتار مطلوب یک انسان مسلمان را در آنان پیاده نماید . درونی شدن این ارزشها روشهای خاصی را می طلبد که مطمئنا برگزاری آزمون و دادن جوایز چشمگیر نظیر آنچه که در مسابقات فرهنگی هنری مدارس ما انجام می شود ، چنین امری را محقق نخواهد ساخت . درونی ساختن ارزش های دینی قبل از هر چیز مستلزم عمل به آن توسط حاملان این ارزش هاست ، کسانی که مبلغ ارزش های دینی هستند خود باید عامل به این ارزش ها بوده و به عنوان " اسوه " و " الگو " مانع از شکل گیری عادات ضد ارزشی در رفتار خود شوند . روش اسوه سازي يكي از روشهاي تربيتي قرآن است كه گاهي مستقيمأ انسانها را به پيروي از كسي فرا ميخواند (سوره ممتحنه آیه 4) وگاهي بدون تصريح و اشاره ، اسوه ها را در معرض ديد و داوري انسانها قرار مي دهد (سوره انبیاء آیه 83) . علاوه بر آن شکل گیری باور دینی در میان اجتماع نیازمند فراهم ساختن شرایط خاصی است که متاسفانه در نظام تربیتی ما کمتر مورد عنایت قرار می گیرد . ایجاد فضای عاطفی و محبت آمیز ، پرهیز از اجبار و اکراه ، تربیت تدریجی و مرحله ای ، برقراری اعتماد ، تناسب توان و تکلیف دانش آموزان ، توجه به زمینه های تربیت خانوادگی بچه ها ، استفاده از روش های غیر کلامی ، غیر رسمی کردن برنامه تربیت دینی ، پرورش حس حقیقت جویی و زیبایی دوستی بچه ها و مهیا کردن فضای پرسشگری برای آنان از مهمترین مولفه هایی است که در درونی کردن باور دینی باید مطمح نظر قرار گیرد . این که چه مقدار از این مولفه ها در مدارس ما اجرا می گردد را باید از کسانی پرسید که دوران مدرسه و دانش آموزی را تمام کرده و فارغ التحصیل شده اند !
منبع :گذرگاه
بانک مركزي: چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند
فصلنامه «آمار اقتصادي» كه توسط بانك مركزي منتشر ميشود، در تازهترين شماره خود، با محاسبات گوناگون نشان داده است كه دست كم چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، در گزارش كه مستند به آمار رسمي است و در اداره تحقيقات و مطالعات آماري بانك مركزي تهيه شده، خط فقر با سه روش ميانگين هزينه، ميانه هزينههاي درآمدي و مصرف كالري محاسبه شده است. در روش ميانگيني، 50 درصد ميانگين هزينه افراد جامعه، به عنوان مرز خط فقر تعيين ميشود.
در روش محاسبه ميانه درآمد جامعه، خط فقر 50، 55 و 60 درصد ميانه درآمد جامعه در نظر گرفته شده؛ به اين معنا كه فقير شخصي است كه كمتر از نصف افراد معمولي جامعه درآمد دارد. در روش مصرف كالري نيز فقير، شخصي در نظر گرفته شده كه قادر به تأمين 2300 كالري حداقل غذاي مورد نياز يك انسان نيست.
نتايج اين مطالعات نشان ميدهد كه به رغم تبليغات انجامشده، افراد زير خط فقر در ايران در دو سال نخست دولت نهم بيشتر شده و از 18 درصد به 19 درصد جامعه رسيدهاند، يعني اكنون معادل چهارده ميليون نفر در زير خط فقر به سر ميبرند.
گزارش بانك مركزي از آن جهت قابل توجه است كه با توجه به تورم شديد در يك سال گذشته ـ كه دو برابر سال 85 شده است ـ و نيز افزايش حدود 10 درصدي درآمد حقوقبگيران، افراد زير خط فقر در جامعه به شدت در يك سال گذشته افزايش يافتهاند.
در اين گزارش، بنا بر روش ميانگين نرخ خط فقر براي هر فرد در ماه در سال 1385، 73 هزار تومان تعيين شده است كه با احتساب تورم آغاز سال 1387، اين رقم به بيش از يكصد هزار تومان ميرسد. به اين معنا كه اگر درآمد يك خانوار چهار نفره شهري در كشور، كمتر از چهارصد هزار تومان در ماه باشد، آن خانواده زير خط فقر به شمار ميرود.
خانوار چهار نفره شهري در كشور، كمتر از چهارصد هزار تومان در ماه ؟؟؟؟
به نظر شما این دو جمله درست است؟؟؟؟؟؟
1- افزايش تورم نسبت به سال قبل
2-خشك سالي موجود در مناطق مورد تحقيق
3-ركود بازار و وجود سياست پولي غلط بانكها ( عدم پرداخت وامها)
4- بيكاري مفرط
اگر بانك مركزي محترم شرايط بالا در نظر گرفته باشد حتما" و به راحتي مي تواند پي به اين نقطه ببرد كه ميانگين درآمد ماهانه هر فرد در جامعه نمونه آماري كمتر از 150000هزار تومان مي باشد و مقايسه درآمد ها و هزينه به راحتي ميزان فقر جامعه را آشكار مي نمايد .
مشاور رسانه ای رئیس جمهور سفرهای مردم در روزهای اخیر را نشانه بهبودی اوضاع اقتصادی مردم دانست.به گزارش «فردا» علی اکبر جوانفکر از مشاوران رئیس جمهور در وبلاگ خود نوشت: یک تعطیلی سه روزه را در هفته گذشته پشت سر گذاشتیم و بسیاری از مردم با استفاده از این فرصت به سفر رفتند . از شاخصه های مهم نشاط و شادابی یک جامعه ، علاقه و تمایل مردم آن به گشت و گذار و سیر و سیاحت است . این مساله همچنین گویای بهبود وضعیت معیشتی مردم است .
وی در ادامه نوشت: روزهای کاری هفته گذشته پر خبر نیز بود. برگزاری نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران و دیدارهای جداگانه دکتر احمدی نژاد با شمار زیادی از نمایندگان کشورهای شرکت کننده از جمله این خبرها بود. در برخی از گزارشهای خبری از جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری نام برده می شود که به نمایندگی از سوی اعضای این جنبش ، می تواند در شورای امنیت سازمان ملل به ایفای نقش بپردازد. ایران یک کشور قدرتمند و برخوردار از حیطه نفوذ و تاثیرگذاری ویژه در تحولات منطقه ای و جهانی است و به دلیل ایستادگی هوشمندانه در برابر قدرتهای زیاده خواه و دفاع مقتدرانه از حقوق قانونی خود ، در کانون توجه و تمرکز افکار عمومی جهان قرار دارد. ملتها به جمهوری اسلامی ایران به دیده خیرخواهی ، نیک اندیشی ، صلح دوستی ، حق طلبی ، مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویان و راهزنان بین المللی می نگرند و ملت ایران نیز اثبات کرده است که می تواند مسوولیت های مهم بین المللی را برای کمک به اجرای عدالت ، استقرار صلح پایدار و توسعه همکاریهای دوجانبه ، چند جانبه ، منطقه ای و جهانی برعهده بگیرد.
جوانفکر در خصوص حضور خبرنگار یک شبکه آمریکایی در ایران نیز نوشت: از دیگر تحولات هفته گذشته ، مصاحبه دکتر احمدی نژاد با شبکه تلویزیونی ان بی سی آمریکا بود. برایان ویلیامز از مجریان برجسته تلویزیونی در آمریکا پرسشگر مصاحبه بود که آشکارا به نظر می رسید مقهور مصاحبه شونده است ، هرچند که او تلاش می کرد تا از حوزه ادب و احترام نیز خارج نشود. ویلیامز و ۱۱ همکار دیگرش با دوربین ها و پرژکتورهای خود به وزن تقریبی۴ تن به ایران آمدند و در فرودگاه بین المللی امام خمینی (رض) نیز انگشت نگاری شدند. مجری آمریکایی به دلیل لغو پرواز ، با نگرانی بسیار ، خود را از مسیر دوبی به تهران رساند. البته او سه ساعت قبل از انجام مصاحبه وارد تهران شد و بسیار خوش شانس بود که با همکاری و مساعدت کارکنان فرودگاه ، بدون نوبت توانست فرودگاه را ترک کند و گرنه او نیز مجبور بود همانند همکاران دیگرش که دو روز زودتر به تهران سفرکردند ، شش ساعت بعد از فرودگاه خارج شود.
وی در ادامه با انتقاد از زمان اعدام چند جنایتکار نوشت: یک رویداد مهم و پر سر و صدای دیگر به اجرای حکم اعدام در مورد یک گروه سی نفره از مجرمین تبهکار و جنایتکار مربوط می شد. هنوز معلوم نیست که دستگاه قضایی برای مجازات یکباره این گروه از مجرمین چه استدلالی داشته است اما در نظر گرفتن یگ گروه ۳۰ نفره در این شرایط زمانی که بعدا به ۲۹ نفر کاهش یافت و اجرای حکم اعدام آنها در روزی که دهها هیات خارجی و وزیران امور خارجه از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد به تهران سفر کرده بودند ، بیانگر تدبیر و درایت صحیح امور نیست.
یادمان باشد که امروزه همه امور به نحوی به هم مربوط هستند و هیچکس ما را به دلیل بی توجهی به آثار و نتایج سوء ناشی از اجرای تصمیمات و اقداماتمان ، مورد تمجید و ستایش قرار نخواهد داد.
جوانفکر در پایان تاکید کرد: صدور حکم اعدام ، مستلزم دلایل و مستندات فراوانی است و قضات دادگاهها با وسواس و دقت نظر زیاد، چنین حکمی را برای یک فرد مجرم صادر می کنند. حال که چنین است و دستگاه قضایی تا این حد برای صدور حکم اعدام از خود سختگیری نشان می دهد، معلوم نیست بر اساس چه منطقی تلاش شده است تا با اعدام یکباره این گروه از مجرمین ، یک تصویر تند و خشن از ایران به خارج منتقل شود؟! حتما اشتباهی در کار بوده است که نباید تکرار شود.
متاسفانه سایت شما هم به درد دیگر سایت ها مبنی برسانسور کردن نظرات دچار شده و نظرات ارسالی درج نمی گردد اما این مطلب مانع از آن نمی شود که حقایق بازگو نشود. من نمیدانم تا چه موقع مسولان بایستی چشم خود را بر رو حقایق ببندند و فرافکنی کنند. در این چند روز گذشته بنده به شهر سرعین مسافرت کرده بودم و تقریبا از همه جای ایران از جنوبی ترین شهر تا شهر ها همجوار مراجعه کرده بودند. در این شهر با آنکه اکثر هتلها و هتل آپارتمانها خالی بود ولی مردم بعلت گرانی در هزینه اقامت حتی در حاشیه شهر و در کوچه های دور از مرکز شهر نیز چادر زده بودند جالب اینکه دمای هوا از غروب آفتاب به بعد تا قبل از ظهر روز بعد حدود 15 تا 17 درجه است وبرای اقامت خانواده بخصوص فرزندان خردسال و بیتوته کردن در چادرمناسب نمی باشد و تقریبا سرد بود.صف سرویس های بهداشتی عمومی هم دیگر نگفتنی بود. نمی دانم چنددر صد مردم مثل آقای جوانفکر در آمد دارند و در حاشیه امن سونامی تورم و گرانی بسر میبرند ؟خدا همه ما را به راه راست هدایت فرماید.
لطفا هرچيزي كه بنظرتان ميرسد مطرح نكنيد مثلا شاخصه شادابي مردم سفر است اول كتب جامعه شناسي و... را مطالعه نموده وسپس نظريه پردازي فرمائيد.دلائل متعددي براي سفر وجود داردبراي برخي فراموش كردن خود وموضوعات پيراموني مانند مشكلات و.. براي برخي بدليل بي دردي ورفاه بيش ازحدو....
با سلام. به نظر من سخنان این اقا با واقعیات جامعه و وضع عمومی مردم کاملاً در تضاد است. واضح است که دولت با اتخاذ سیاست های غیر کارشناسی، .....تورم سرسام آور و همچنین نبود آرامش روانی در مردم و ..... بدترین صدمات را به مردم بخصوص به قشر مستضعف جامعه وارد ساخته است. به هر حال این سخنان نشان دهنده خوش خیالی، .............آقای جوانفکر و ... می باشد.هادی.دانشجوی دکتری تخصصی فیزیک لیزر.
لطفاً منعکس کنید ممنون.
گزارشي از مسافرت سه روزه ما!!!7 نفر سوار بر ماشين قسطي پرايد با گدايي 100 ليتر بنزين از وانتي همسايه راهي مسافرت شديم در راه انواع ميوه ها و غذاهاي مختلف را ديديم و از كنار آن رد شديم شب را در پاركي در شهر ملاير گذرانديم شام ما كمي پنير و يك عدد هندوانه بود تا صبح از سرما مي لرزيديم صبح راهي غار عليصدر همدان شديم بليط 3500 توماني غار لعن و نفرين ما را درپي داشت تقريباً نصف حقوق پدر براي بازديد از يك غار طبيعي به باد رفت نهار مجبور شديم به رستوران برويم شلوغ، كثيف، غذاي بي كيفيت، رفتار موهن صاحب رستوران، نبود دستشويي، اتمام شارژ موبايل ها و نبود برق براي شارژ مجدد همه از دستاوردهاي حضور 5 ساعته ما در غار بود، در راه با حسرت تمام دوباره از كنار ميوه ها و ديدني هاي مختلف رد شديم باباطاهر و مقبره بوعلي را به دليل نبود پول كافي از دور مشاهده كرديم و از 100 متري عكس گرفتيم در گنج نامه همدان با وجود برپايي 100 چادر و حضور هزاران نفر تنها يك شير آب آن هم در وسط رودخانه آب مردم را تأمين مي كرد ايستادن در صف خريد، دستشويي، بازيد، خواب و... عادت شبانه روزي ما شده بود، مرباي 300 توماني به دليل شهر هرت شدن در اين روزها 900 تومان به فروش مي رفت ،شام را چند عدد تخم مرغ و گوجه گرفتيم و خورديم سعي كرديم نهار و شام را يك وعده كنيم لذا غذا را ساعت 6 خورديم كه هم شام باشد هم نهار!براي بردشات پول از خودپردازها حدود 2ساعت از وقتمان را صرف كرديم، به ليل نبود پاركينگ 13 هزار تومان جريمه پارك غيرمجاز داديم، شب را دوباره در چادر و در هواي سرد پارك همدان خوابيديم، با اين تفاسير الان سه روز هست كه حمام نرفته ايم كرايه سوئيت در اينجا بسيار بالاست البته براي ما! تازه در بازگشت صداي پولوس پرايد خبر از هزينه 30 هزار توماني را براي پدرم به دليل اوضاع عالي جاده ها در پي داشت ... خلاصه در بازگشت جيب ها خالي، ماشين خراب، موبايل به دليل اتمام شارژ خاموش، اعصاب ها خورد، شكم ها گرسنه، بدن كثيف، اسرار مادر بر خريد سوغاتي و انكار از پدر به دليل بي پولي، سرماخوردگي بچه ها به دليل خوابيدن در چادر و ...(اينها همه نشانه بهبود اوضاع معيشتي مردم است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
با کمال تاسف من نفهمیدم اقای جوانفکر راجع بکدام مردم صحبت میفرمایند راجع به مردمی که رییس بانک مرکزی که میگه 14 میلیون زیر خط فقر هستند یا این مردم از کرات دیگر هستند لطف کرده روشن بفرمایند تا امثال من بیسواد هم اگاه شویم.
زمان آقای هاشمی هم این چنین قضاوتی می شد. صرفنظر از صحت و یا عدم صحت این قضاوت یادم است آن زمان همین دوستان اصولگرا اینگونه قضاوت ها را ناشی از بی اطلاعی از وضع مردم و سر به زیر برف بردن آنها و ندیدن واقعیت ها می دانستند. ظاهرا این نوع قضاوت و نتیجه گیری یک اپیدمی مخصوص مجریان امور و دولتمردان است.
با سلاماره من انقدر رفتم مسافرت كه دارم از خوشحالي دارم بال در ميارم اخه اقاي جوانفكر براي پولدارا دارين صحبت مي كنيد اقاي عزيز مردم دارن با هزار بدبختي زندگي مي كنن با اين نمي گم چون همه مي دونن به خدا درست نيست اين حرف زدنتون .........
تهران.عليرضا
با شنیدن حرف های ایشون یاد این ضرب المثلافتادم:" کارم از گریه گذشت بدان میخندم"
لطفا آقاي جوان فكر اعلام كنند اين آمار و اطلاعات چطوري جمع آوري و بدست مباركشان رسيده؟توي تمام كشورهاي دنيا رسمه كه مردم سالي يكبار مسافرات را انجام دهند. و براي اين امر برنامه ريزي خاصي دارند. مثلا در چه شهري و در چه هتلي اقامت كنند. برنامه غذايي روزانه خود را براساس تنوع غذا و رستورانها تنظيم ميكنندو...
اما در ايران براي مسافرت اين گونه برنامه ريزيز مي كنيم. از كي چادر قرض بگيريم؟ از كي بنزين گدايي كنيم؟ بايد وقت نماز به شهري برسيم تا از سرويس بهداشتي مساجد استفاده كنيم. بايد يك نفر را مامور پيدا كردن جا براي نصب چادر قرار دهيم. بايد يك نفر مسئول تهيه غذاي حاضري بكنيم.بايد مقداري پول براي بازگشت از سفز ذخير كنيم تا خرج دوا و دكت بكنيم و ....
اي مردم ... مرديم از خوشيييييييييييييييييي
اخيرا بانك مركزي در زمينه خط فقر آمار داده واعلام كرده چهاده ميليون نفر زير خط فقر هستند يابه عبارتي نزديك به 20 درصد جمعيت ايران كه اين آمار درسال 85 حدود18درصد بود درحالت خوشبينانه وبا محافظه كاريهاي بانك مركزي كه براي پايين نشان دادن تورم ثابت ماندن سيبك وغلبيرك ماشين رانيزبا ضريب بالا اعمال ميكند 2درصد مردم طي اين دوسال فقير شدند احتمالا آقاي جوانفكر كاغذ برعكس گرفتن دستشاناخباروارونه ميبينند
به خدا قسم نه !
آقاي جوانفكر در حديث آمده است كه قبل از حرف زذن كمي فكر كنيد . نه اينكه چشم خود را ببنديد و هرچه خواستيد بگيد . آقاي جوانفكر الآن 13 مرداد است و من مجبور شده ام براي گذران زندگي دست خود را جلوي ديگران دراز كنم . كمي فكر كنيد بعد حرف بزنيد . با بسته شدن جاده چالوس فكر نكنيد تمام 10 ميليون جمعيت تهران به مسافرت رفته اند .
يكي ميمرد زدرد بي نوايي يكي ميگفت .....اين آقا يا توي جامعه طبقه پايين نيستند يا وضعيت رابه گونه ديگري به ايشون نشان دادند كه اينگونه اظهار نظر كردند اگر با اطلاعات كافي ودقت زياد در بين جامعه طبقه پايين كنكاش نمايند مي بينند كه مردم ما با سيلي صورت خودرا قرمز نگه داشته اند والا خانه نشيني بي بي از بي چادري است
عجیب است اگرعزیمت مردم به دامن طبیعت نشان ازرفاه مردم است بعرض میرسانم بیشترین هجوم مردم به دامن طبیعت دراوج جنگ شهرها وبمبارانهای عراق بود که مردم برای حفظ جانشان درشهری مثل ایلام به کوه پناه می اوردند پس ان زمان اوج رفاه مردم بود به گواه تاریخ درزمان دولت موسوی تورم کنترل وضع مردم بهتر بودبه خدای علی درتعطیلات گذشته من ودوستانم باجیب خالی وبرای کنترل استرس خودوخانواده به پارکها پناه بردیم نه ازخوشهالی وپولداریاولا افزایش حقوق 10 درصد نبوده و 9 / 7 درصد به عدد مبنا اضافه شده یعنی با توجه به ضرایب حکم که برای مشاغل مختلف، متفاوت است رقم نهایی حکم ها هم با هم فرق میکند بعد از اعمال ضرایب میبینیم که افزایش حقوق سالانه بین 4 تا 6 درصد است! جالب اینکه افزایش سنواتی افراد نیز که 5% حقوق مبنا است در کل حکم کمتر از 4% تاثیر دارد که بعضی از مسئولین به اشتباه آن را با افزایش عدد مبنا جمع کرده و مثلا میگویند 12% به حقوق ها اضافه شده در صورتیکه کل تاثیر هردوی اینها برروی دریافتی در سال 87 بین 7 تا 9% بوده است
ثانیا اینکه معلوم نیست ارقام و اعداد بانک مرکزی از کجا تهیه میشود من حاضرم 50 درصد روی حقوقی که سال 86 میگرفتم بگذارم و آنرا در اختیار مسئولین بانک مرکزی قرار بدم ببینم میتوانند همان چیز هایی که با حقوق سال گذشته میخریدم را با این مبلغ بخرند؟
تذکر ۴۱ نماينده به وزير آموزش و پرورش
به گزارش ايسنا، مطورزاده نماينده خرمشهر، محمود زاده نماينده مهاباد، محمدي نماينده مريوان، پرتويي نماينده سردشت، نجفي نماينده مراغه، حيدري نماينده سقز، پشنگ نماينده خاش، فروزش نماينده زاهدان، دهقاني نماينده ايران شهر، حسيني نماينده فريمان، افشاري نماينده داراب، مرادنيا نماينده بيجار، زنجاني نماينده نقد و اشنويه، زماني نماينده كنگاور، سپه اجيرلو نماينده پارس آباد، محمدي نماينده فريدن، فتحي پور نماينده كليبر، برنا نماينده بروجن، نصيري قيداري نماينده زنجان، جباري نماينده بندر لنگه، ميرزايي نماينده فومن، دهقان نماينده ايذه و باغملك، منادي نماينده تبريز، جعفرزاده نماينده ماكو، شعباني نماينده كرمانشاه، فلاحت پيشه نماينده اسلام آباد غرب، عثماني نماينده بوكان، حسيني نماينده پاوه، اختياري نماينده زردتشتيان ، تجري نماينده قصر شيرين، پزشكيان نماينده تبريز، حسيني نماينده مينو دشت، حسيني نماينده قروه، اكبر نژاد نماينده تبريز، حسني نماينده لارستان، رحيمي نماينده ملاير، خيري نماينده بستان آباد، حسيني نژاد نماينده شيروان، اغزازي نماينده بناب، حيدري نماينده اردل و قره خاني نماينده علي آباد به وزير آموزش و پرورش در مورد اصلاح در ابلاغ شيوه نامه غير كارشناسي ساماندهي مديريت نيروي انساني، حذف اضافه كاري كادر اداري، اجبار تدريس مديران درمدارس و شايبه حذف تربيت معلم تذكر دادند.


در سایت خود رصدخانه بزنید :
با کپی کردن کد های زیر در وبلاگ خود یک رصد خانه نظیر آنچه در این سایت می بینید داشته باشید . در این صورت تمام وبلاگهایی که خبر جدیدی در باره ی معلمان منتشر می کنند در گوشه ی وبلاگ شما نیز مشاهده می شوند . و تمام وبلاگهای معلمی به هم وصل می شوند . هر وبلاگی هم که مایل است در این خبر خوان لینک شود کافی است در کامنت های ما یک درخواست بگذارد . تنها باید موضوع وبلاگ درباره ی آموزش و پرورش و معلمان باشد و خطوط قرمز کلی نظام را رعایت نماید . سعی کنید همین متن و کدها را هم در یک پست وبلاگتان بیاورید چرا که اگر شما لینک رصد خانه باشید هر چقدر وبلاگهای بیشتری رصد خانه را داشته باشند مطالب و وبلاگ شما انتشار بیشتری خواهد داشت و هر گاه پست جدیدی بنویسید در راس رصدخانه ی وبلاگها دیده می شود . موفق باشید
کدها :
دزدي يعني چه؟؟؟
بخشنامه ابلاغ نشده در مشهد اجرا شد!!!
بنا به دستور رياست سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي به منظور صرفهجويي در هزينهها! و جلوگيري از كسري بودجه! و با استناد به يكي از بندهاي دستورالعمل ابلاغ نشده ساماندهي! وزارت آموزش و پرورش، اضافه تدريس خردادماه كليه نيروهاي رسمي اين سازمان به ميزان يك هفته پرداخت شده و سازمان اعلام نموده كه اضافه تدريسها تسويهحساب شده است!
اين در حالي است كه مطابق ابلاغ اضافه تدريس صادره از طرف نواحي آموزش و پرورش از تاريخ 1/7/86 لغايت 31/3/87 ميباشد، كه در ابتداي سال تحصيلي صادر شده و تحويل همكاران گرديده است.
پس از اين اقدام شگفتانگيز و بيسابقه سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي، جمعي از همكاران در نواحي مختلف مشهد كه به شدت از اين اقدام سازمان خشمگين شدهاند اقدام به تنظيم نامههاي اعتراضيه نسبت به اين اقدام سازمان آ.پ هستند كه در آن از رياست سازمان آ.پ خواستهاند به حقوق مسلم و قانوني آنان احترام گذاشته و هر چه سريعتر نسبت به پرداخت الباقي اضافه تدريس آنان مطابق ابلاغ صادره در ابتداي سال تحصيلي اقدام نمايد.
ضمنا معلمان مشهدي اعلام نمودهاند كه در صورتي كه سازمان آ.پ نسبت به پرداخت الباقي مطالباتشان اقدام مناسبي صورت ندهد، مطابق ابلاغهايشان، از سازمان آ.پ به ديوان عدالت اداري شكايت خواهند نمود.
منبع: معلمان کویر سربداران
|
" عباس رهي " مدير كل ارزيابي عملكرد و پاسخ گويي به شكايات كه پيش از اين " معاون سازمان زندان هاي كشور " بود به عنوان " معاون آموزش و نوآوري " وزارت آموزش و پرورش منصوب شد. لازم به ذكر است در چارت جديد "معاون آموزش و نوآوري " تلفيقي از معاونت هاي سابق عمومي و نظري و مهارتي است . " هاجر تحريري نيك صفت " نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي به عنوان " رئيس پژوهش گاه مطالعات آموزش و پرورش " منصوب شد . ايشان به قرار معلوم سابقه اي در اين زمينه ندارند و كسي نيز او را نمي شناسد . قبل از ايشان آقاي دكتر اسلاميه اين سمت را عهده دار بوده است . "سوسن كشاورز " كه هيچ گونه اطلاعي از سوابق ايشان در آموزش و پرورش در دست نيست به عنوان " معاون وزير و رئيس سارمان آموزش و پرورش استثنايي " منصوب شد. " مسلم ميرزاپور " معاون سابق امور مجلس وزارت آموزش و پرورش كه در آستانه بازنشستگي بود به عنوان سرپرست مدارس ايران در امارات منصوب شد. " حسين زاده حسين " از نيروهاي دراختيار و اخراجي دوره هاي قبل كه با حكم فرشيدي به مدير كلي روابط عمومي وزارت گمارده شد ؛ با حكم علي احمدي به سرپرستي مدارس ايران در قطر منصوب شد . " حسين پاك سرشت " كه به اذعان همكارانش توانايي اداره يك مدرسه را نيز ندارد و در زمان فرشيدي مدير كل امور پشتيباني وزارت بود به عنوان سرپرست مدارس ايران در تركيه منصوب شد . " محمود زاده " كه در دولت قبلي يك كارشناس هم به حساب نمي آمد و سومديريت وي بر همه آشكار و عيان بود و فرشيدي ( وزير سابق ) شرط اعطاي مدير كلي او را " ازدواج " عنوان كرده بود و پس از ازدواج از طرف وزير وقت به سمت مدير كل امور فني و حرفه اي منصوب شد از سوي علي احمدي به سمت " رئيس سازمان آموزش و پرورش آذربايجان غربي " منصوب شد . گفته مي شود : " بنائيان سفيد " معاون سابق وزير رفاه و تامين اجتماعي كه از سوي علي احمدي به عنوان " مشاور " در دفترش استفاده مي شد به زودي به عنوان " رئيس سارمان آموزش و پرورش تهران " منصوب خواهد شد . " خليل عمراني " مشاور فرهنگي فرشيدي و كارشناس اخراجي دوره حاجي به عنوان رئيس سازمان آموزش و پرورش هرمزگان منصوب شد . گفته مي شود بعد از گذشت 4 ماه از سال نوآوري ، وزير آموزش و پرورش " سارا سليمي " را به عنوان مشاور در امور نوآوري منصوب و ايشان نيز پس از انتصاب فعلا به مرخصي زايمان رفته اند و احتمالا 2 ماه آخر سال را در خدمت نوآوري و شكوفايي خواهند بود . " علي رضا براتيان " كه در دوران استيضاح فرشيدي به دنبال وزارت بود با ادغام دو اداره كل " امور اداري " و " تشکیلات" از سوي علي احمدي به عنوان مدير كل امور اداري و تشكيلات منصوب شد . " دكتر لاريجاني " رئيس قبلي اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران و ( پسر عموي رئيس مجلس شوراي اسلامي ) كه با مديريت خود در منطقه 3 موجبات بي نظمي فراوان را فراهم كرد به سمت " فرماندار شميران " منصوب شد ( البته علي احمدي در اين تغيير مقصر نبوده است . )
از علامت " تعجب ! " فاكتور گرفته شده است ! به وزير محترم توصيه مي شود " ساماندهي نيروي انساني " را اول از خود و اطرافيان شروع كنند بعد معلمان ! منبع:سخن معلم | ||

همه ما این روزها با این پرسش مواجه ایم که چرا جوانان و دانش آموزان کشورمان ، که پس از انقلاب اسلامی متولد شده و در فضای فرهنگی و تربیتی جمهوری اسلامی رشد کرده اند با سطح انتظارات و توقعات متولیان تعلیم و تربیت همسو و هماهنگ نیستند ؟ برخی برای پاسخ به این پرسش به جای کالبد شکافی نظام تعلیم و تربیت و آسیب شناسی آن به ساده سازی مسئله روی آورده و آن را به توطئه دشمن خارجی و تهاجم فرهنگی بیگانگان ارتباط می دهند اما سئوال اصلی همچنان باقی می ماند که اگر چنین است چرا محیط تعلیم و تربیت ما آنچنان آسیب پذیر بوده که به سهولت در دام توطئه دشمن و تهاجم فرهنگی آن گرفتار می آید ؟ حقیقتا واکاوی این مسئله مستلزم بحث زیادی است که در اینجا نمی توان به همه ابعاد آن پرداخت . نظام تربیتی تبلیغی ، بی توجهی به منزلت و معیشت معلمان ، کم توجهی به نقش دانش آموز در فرایند یادگیری ، مغفول بودن از تفکر خلاق در آموزش و پرورش و ..... از عوامل فشل شدن نظام آموزشی ماست اما در اینجا قصد دارم به مهمترین مسئله آن یعنی " مدیریت آموزشی " که زیر بنای بحث تعلیم و تربیت است بپردازم .
در آموزش و پرورش تطبیقی ، موفق ترین نظام آموزش و پرورش دنیا متلق به ژاپن است . می گویند یکی از دلایل موفقیت ژاپنی ها توجه به بحث مدیریت آموزشی این کشور است . آنان معتقدند که اصلاح فرهنگ کشور و محقق شدن برنامه های تعلیم و تربیت ژاپن بستگی به همت و تلاش مدیران مدارس دارد .در این کشور داوطلبان شغل مدیریت مدارس به وسیله آزمونی به نام آزمون تعیین صلاحیت حرفه ای مدیران و معاونان مدارس که از سال 1996 در سراسر ژاپن متداول گردیده گزینش می شوند . قبول شدگان این آزمون پس از گذراندن یک دوره یک ساله در زمینه مدیریت آموزشی ، مدیریت مدارس را بر عهده می گیرند . داوطلبان شغل مدیریت مدارس علاوه بر پذیرش در آزمون و گذراندن دوره باید واجد شرایط زیر باشند :
1 : دارا بودن 50 سال سن برای تصدی معاونت و 54 سال سن برای مدیریت مدارس .
2 : دارا بودن حداقل 20 سال تجربه موفق آموزشی برای مدیران و 15 سال برای تصدی شغل معاونت مدارس .
3 : دارا بودن تالیفات و آثار علمی و تربیتی قابل قبول .
4 : دارا بودن حداقل تحصیلات دانشگاهی لیسانس و ....... (1)
در نظام آموزش و پرورش ما بحث مدیریت های مدارس هیچوقت به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته و برای آن برنامه ای مدون ارائه نشده است . به جز یکسری شرایط عمومی و ظاهری مانند مسلمان بودن ، اعتقاد به نظام و ..... دارا بودن مدرک تحصیلی و غیره ، شاخص خاصی برای تشخیص میزان قابلیت ها و شایستگی های مدیر وجود ندارد . نظام تصمیم گیری در خصوص مدیران و شرایط انتصاب آنان متمرکز و توسط کارشناسان حوزه ستادی وزارتخانه تعریف می شود . این در حالی است که تعدادی از کارشناسان حوزه ستادی در تمام دوران خدمت خود یک روز هم در مدارس خدمت نکرده اند . انتخاب مدیران در آموزش و پرورش ما بر اساس متغیرهای بیرونی و متاثر از مسائل سیاسی است . با تغییر کابینه و انتخاب وزیر جدید ، ابتدا معاونان و مدیران کل تغییر یافته و بدین ترتیب همه مدیران آموزش و پرورش تا رده معاونان مدارس جابجا می گردند . فقدان سیستم و شاخص تعریف شده برای تشخیص صلاحیت حرفه ای مدیران سبب می گردد تا روابط محفلی و سیاسی بیشترین نقش را در انتخاب مدیران داشته باشد در این میان آنچه مغفول می ماند شایستگی ها ، تخصص ها و صلاحیت های فردی است مثلا لیسانس الهیات و معارف اسلامی به عنوان مدیر هنرستان فنی و یا معلمی با دو سال سابقه خدمت به عنوان معاون دبیرستان منصوب می شود . این مسئله سنگ بنای کجی است که از ابتدا نظام تعلیم و تربیت ما را معیوب کرده و بقیه برنامه های آموزش و پرورش را تحت الشعاع قرار می دهد ، شاید بتوان یکی از دلایل بیزاری و گریزان بودن دانش آموزان از محیط مدرسه را در بیگانگی مدیران آموزشی ما با مبانی تعلیم و تربیت دانست .
(1) – کند و کاو در برخی ابعاد آموزش و پرورش .... دکتر محمود مهرمحمدی انتشارات پژوهشکده تعلیم و تربیت
برگرفته از وبلاگ گذرگاه
بالاترين کسري بودجه در تاريخ وزارتخانه ها
هنوز نيمه اول سال به پايان نرسيده که بزرگ ترين عدد کسر بودجه سال جاري دولت به نام آموزش و پرورش رقم خورده است. بنا بر گزارش هاي رسيده بودجه آموزش و پرورش به ميزان 4/12 درصد کل هزينه هاي جاري دولت دچار کسري شده است. بودجه جاري دولت براي سال 87 حدود 60 هزار ميليارد تومان و بودجه برآورد شده طبق قانون براي آموزش و پرورش معادل هشت هزار و 300 ميليارد تومان است. اين ميزان کسر بودجه براي آموزش و پرورش که بيش از 80درصد بودجه فعلي آن است، تعجب کارشناسان را برانگيخته است. برخي از آنها مي پرسند با توجه به اينکه هنوز در نيمه اول سال قرار داريم، آيا اين رقم چند برابر نخواهد شد و ديگر بخش هاي اقتصادي کشور را در بر نخواهد گرفت؟ با توجه به حدود 17 ميليون نفر دانش آموزي که هم اکنون در مقاطع مختلف در حال تحصيل هستند، اين رقم از کسر بودجه براي هر دانش آموز معادل 490 هزار تومان برآورد مي شود. در شرايطي که بودجه آموزش و پرورش در بودجه جاري 47 هزار ميليارد توماني لايحه سال 87 دولت، رقم 8331 ميليارد توماني پيش بيني شده و مجلس هنگام بررسي بودجه 41 ميليارد تومان ديگر به آن اضافه کرد و به 8381 ميليارد تومان افزايش داد، در ماه چهارم سال خبر کسري بودجه 6700 ميليارد توماني آموزش و پرورش بابت مطالبات فرهنگيان، تعجب کارشناسان اقتصادي را برانگيخت. به عبارت ديگر نياز واقعي آموزش و پرورش 15081 ميليارد تومان بوده که تقريباً معادل 25 درصد کل بودجه جاري کشور است. اين رقم کسري بودجه 6700 ميليارد توماني معادل 14 درصد بودجه جاري در لايحه دولت است و با توجه به آنکه بودجه آموزش و پرورش مهم ترين و عظيم ترين رقم بودجه جاري را تشکيل مي دهد و عدم انعکاس اين نياز وزارت آموزش و پرورش در لايحه بودجه، نشانه ضعف ساختار بودجه ريزي کشور است، اين پرسش اساسي را مطرح کرده که چگونه چنين نياز عمده و رقم بزرگي در بودجه جاري ديده نشده است.
حداقل هزار ميليارد تومان از اين رقم 6700 ميليارد توماني مربوط به سال 87 است و 5700 ميليارد تومان مربوط به سال هاي 85 و 86 بوده که اگرچه کسري بودجه در بودجه هاي جاري در سال هاي قبل هم اتفاق افتاده و عدم تحقق درآمدها و رشد هزينه هاي جاري باعث ايجاد کسري بودجه شده است اما اعلام رقم کسري، ارائه متمم ها و برداشت از حساب ذخيره ارزي و جابه جايي رديف مالي جاري و عمراني نبايد به يک روند متداول و هميشگي تبديل شود و اين نقاط ضعف بودجه به عنوان مهم ترين لايحه و قانون دولت و مجلس بايد برطرف شود و نيازها و منابع يا درآمد ها و هزينه ها متناسب با هم باشد. در حالي که طبق جدول قانون برنامه چهارم توسعه بودجه جاري سال 87 مبلغ 29 هزار ميليارد تومان پيش بيني شده بود، دولت در لايحه بودجه اين رقم را 41 هزار ميليارد تومان پيشنهاد کرد و در عمل در مجلس به 47 هزار ميليارد تومان افزايش يافت که اگر رقم 12200 ميليارد تومان يارانه حامل هاي انرژي را اضافه کنيم به 59200 ميليارد تومان افزايش يافته است.از اين رو اعلام رقم 6700 ميليارد تومان کسري بودجه نسبت به رقم تعديل شده بودجه جاري معادل 5/11 درصد و نسبت به رقم بودجه جاري در لايحه دولت معادل 2/14 درصد است. به عبارت ديگر يک هزينه عظيم 6700 ميليارد توماني و معادل 14 درصد لايحه خود را در بودجه نديده است. برخي کارشناسان معتقدند افزايش قيمت و درآمد نفت و بالارفتن موجودي حساب ذخيره به رقم 17 تا 20 ميليارد دلار باعث شده موضوع مطالبات فرهنگيان آموزش و پرورش مطرح شود. اما عده اي از کارشناسان، در سال گذشته و هنگام تدوين و بررسي بودجه اعلام کرده بودند با توجه به سوابق عدم تحقق درآمدهاي مالياتي و واگذاري شرکت هاي دولتي و همچنين رشد هزينه هاي جاري بيش از پيش بيني بودجه، احتمالاً در سال 87 با رقم کسري آشکار هشت تا 10 هزار ميليارد مواجه خواهيم شد.
منبع :سرمايه
خبرگزاری ایسکانیوز: رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی گفت: صندوق ذخیره فرهنگیان جایی است که فرهنگیان رضایتی نسبت به آن ندارند و نیازمند بازسازی اساسی در کارها و اهداف خود است.
رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار آموزش و پرورش باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، با بیان اینکه صندوق ذخیره فرهنگیان از جمله نهادهای حساس و تاثیر گذار در آموزش و پرورش است ، ابراز داشت: سالهاست که عملکرد این صندوق مورد اعتراض فرهنگیان قرار گرفته و جایی است که اکثر فرهنگیان نسبت به آن رضایت عمومی ندارند.
عضو هیات رییسه مجلس هشتم در تشریح دلایل عدم پشتیبانی و کمک مناسب این صندوق به فرهنگیان و نارضایتی آنها اظهار داشت: این نارضایتی و عملکرد ضعیف در ابتدا به این دلیل است که دولت سالهای سال است که تمام بدهی و سهم خود را به این صندوق پرداخت نکرده در برخی موارد عملا زمینه و فرصت برنامه ریزی صحیح در مسایل را از مسوولین گرفته است.دلیل دیگر آن است که این صندوق در طول سال های گذشته به دست مسوولان غیر فرهنگی اداره می شده است و فرهنگیان دستی در سیاست های کلان این صندوق نداشته اند و این در حالی است که این مورد باعث آن شد که این صندوق به دنبال کارهایی برود که با اصل اهداف این صندوق مغایرت داشت وي با اشاره به اینکه قسمت اعظم نارضایتی فرهنگیان مربوط به دلایل مطرح شده است اذعان داشت: با وجود ذکر این دلایل ضرورت بازسازی اساسی در صندوق بیشتر به چشم می خورد.
برگرفته از كانون صنفي معلمان ايران



هنوز بين علماي دولت اختلاف وجود دارد جرات اعلام زير سطح فقر را ندارند و نين ... و از همديگر تعريف ميكنند مردم از بي آبي و بي برقي و گرماي شديد به بيابانها پناه بردند نه مسافرت .... ؟