|
| |
|
در حالیکه وزیر آموزش و پرورش مدعی عدم دخالت آموزش و پرورش در مسائل جناحی و سیاسی است سخنان معاون ایشان در جمع فرهنگیان و حامیان احمدی نژاد و ارسال خبر آن توسط ایرنا با عنوان معاون وزیر آموزش و پرورش حکایت مسلم دخالت مسئولین در تبلیغات انتخاباتی است متن کامل خبر ایرنا جهت قضاوت در زیر آمده است : |
|
آموزش و پرورش مورد تاخت و تاز قرار گرفته است |
|
|
| |
|
دیر گاهی است که معلمان به نقش موثر خود در فرآیندهای اجتماعی ایمان آورده اند. آوردگاهی هممچون انتخابات ریاست جمهوری دهم مجالی است که معلمان با وحدت و همدلی در راستای تحقق آرمانهای حرفه ای خود گامی موثر بردارند. معلمان در این چهار سال نیک دریافته اند که غیبت شان در انتخابات چه هزینه های سنگینی دارد. آموزش و پرورش در این چهار سال با ایده های خلق الساعه ی غیر کارشناسی شده روبرو شد. تصمیمات عجولانه و گاه متحجرانه در بیراه ی عزل و نصب های متعدد سیاسی به رویه ای ثابت تبدیل شده است.
آموزش و پرورش مورد تاخت و تاز قرار گرفته است، قرار از معلمان ستانده شد و حرمت و شأن معلم مورد هجمه ی کسانی است که دستگاه تعلم و تربیت را همچون پادگان می پندارند. معلمان بر سر حقوق قانونی خود به زندان می روند و دولت مهرورز به گمان دلجویی از آنان با افزایش 25 درصدی حقوق به نام اجرای قانون نظام هماهنگ که تنها پوششی بر تورم لجام گسیخته است، سعی در مصادره ی آرای معلمان دارد.
|
|
روشنگری انصاری در مورد آمارهای احمدینژاد در تلویزیون | |||||
|
| |||||
|
پارلماننیوز: دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام گفت:«نباید اعتبار نظام رسمی آماری کشور را به خاطر بهرهبرداری تبلیغاتی در ایام انتخابات در اذهان مردم مخدوش و کم بها کنیم.» جمشید انصاری در در مورد صحبتهای انتخاباتی احمدینژاد در تلویزیون و ارائه برخی آمار و صحت آن اظهار داشت:«آمارهای رسمی در مقاطع مختلف توسط مراجع رسمی اعلام شده است.تغییر معنادار در این آمارها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از نظر مردم و کسانی که این آمار ها را میشنوند نوعی فضاسازی تبلیغاتی تلقی خواهد شد تا اینکه آن را بعنوان آمار واقعی بپذیرند.» وی ادامه داد:«در طول این مدت هیچ گاه دولت نرخ بیکاری را کمتر از 11 در صد اعلام نکرده است و همیشه بین 11 تا 12 اعلام شده اینکه یکباره در آستانه انتخابات تک رقمی اعلام شود مشخص است که با هدف خاصی اینگونه اعلام شده است.» انصاری گفت:«برخی آمارها که در رابطه با افزایش تولیدات کشور بویژه در حوزه صنایعی اعلام میشود که همه میدانند دوره اجرای طرحهایمربوط به این صنایع یکدوره 5-6 ساله است و کارهایی است که در دولت قبل شروع شده و امروز در این دولت به نتیجه رسیده است.» عضو فراکسیون خط امام گفت:«این دولت باید بگوید چه کارهایی را خودش شروع کرده است.اینکه سرمایهگذاری دولت قبل در سیمان، فولاد، فلزات و ... الان به نتیجه برسد و دولت نهم این را بعنوان دستاورد خود معرفی کند چندان با واقعیات همخوانی ندارد و مردم خوب میفهمند.» انصاری با اشاره به آمار ارائه شده از سوی احمدینژاد در مورد افزایش مقالات علمی، اظهار داشت:« مطمئنا جمعی اساتید با حمایت دولتهای قبل آموزش دیده و دورههای علمی گذراندهاند که اکنون به عنوان استاد به تولید مقاله مشغول هستند.باید دید این افراد تا دیروز کجا بوده و چه میکردند؟ اینها در دولت گذشته در حال تحصیل بودهاند.» نماینده مردم زنجان تاکید کرد:«این نوع ارائه آمار چندان بین مردم تاثیر گذار نیست، مردم آنچه را که خود احساس میکنند قبول دارند.» انصاری گفت:«هرچه که دولت عنوان کند تورم را کنترل کرده مردم تورم را در زندگی خود لمس میکنند مردم بیکاری را در عدم اشتغال فرزندان خود احساس میکنند.» دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام خاطر نشان کرد:«ما نباید اعتبار نظام رسمی آماری کشور را به خاطر بهرهبرداری تبلیغاتی در ایام انتخابات در اذهان مردم مخدوش و کم بها کنیم که مردم بعدا هم به آمارهایی که از سوی مراکز رسمی اعلام میشود اعتماد نکنند.» |
راستی همین بود ؟!
ایرج جوادی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران
بالاخره حکمی زده شد به نام قانون خدمات کشوری و به هر کارمندی بین 15 تا 25 درصد اضافه شد و نهایت بحث باقی مانده این است که آیا مبلغ اضافه شده علی الحساب است و تغییری خواهد داشت یا اینکه بدون تغییر تا سال بعد باید صبر کنیم .طبق اعلام بانک مرکزی سال گذشته با تورم حدود 25 درصدی مواجه بودیم بنا بر این با اجرای این حکم اگر قیمت ها باز هم ترقی نکند توان خرید کارمندانی که مشمول استفاده از افزایش حقوقی اینچنین شده اند در بهترین حالت همانی خواهد بود که در آغاز سال داشته اند .
جایی اشتباه شده است یا اشتباه از فرهنگیان است که از قانون خدمات کشوری انتظار برابری دریافت ها را به ازاء مدرک مساوی و شرایط مساوی کار در ادارات مختلف را داشته اند یعنی همان نظام هماهنگ پرداخت . و یا اشتباه از دوستان مسئول است که افزایش حقوق منطبق بر تورم سالانه را به گونه ای دیگر نامیده اند .
آنقدر مشکلات و مسایل معلمان تکراری شده که گاهی خودمان هم حالمان از ذکر این مشکلات به هم می خورد . کارمندان اداره یا شرکتی دولتی بی سر و صدا به اسم روز فلان یا مناسبت عید و اضافه کاری و عناوین دیگر دریافتی هایی تا چند برابر همین وعده هایی که نصیب ما می شود را دارند . پاداش خدمت خود را بدون تبدیل شدن به اقساط طویل المدت دریافت می کنند . از وام های بی بهره یا کم بهره استفاده می کنند ، با وجود داشتن خانه از کمک هزینه مسکن برخوردار هستند . فرزندان آنها به خاطر شاگرد ممتاز شدن و یا مشابه آن مشمول دریافت پاداش می گردند و ... وزارتخانه یا شرکتهای دولتی بهتر هم حق استفاده از ویلا با غذای مجانی یا بسیار ارزان را نصیب کارمندان خویش می کنند . از امکانات بهداشتی و قابل قبول از اعمال جراحی پیشرفته تا پر کردن دندان با بهترین خدمات برخوردار می گردند . از شمول قانون خدمات کشوری مستثنی میشوند ، یعنی همان چیزی که ما آن همه برای رسیدن به آن خون دل خوردیم و نتیجه ای که اکنون پیش روی ماست .
این از یک سوست . از سوی دیگر ذکر مداوم این وعده ها در روزنامه ها یا رادیو تلویزیون باعث آن شده است مردمی که از دور دستی بر آتش دارند چون راجع به ادارات و شرکتهای دیگر دولتی تقریبا چیز زیادی نمی دانند با این تصور که دریافتی معلمان چندین برابر کارمندان دیگر است اینطور استدلال می کنند که زیاده خواهی هم حدی دارد . تابستانها که تعطیل هستید نوروز را هم همینطور . مناسبت های دیگر هم که پیش می آید . مگر چند روز به مدرسه می روید ؟ کسی نمی گوید که فلان برنامه تلویزیونی یا فلان فیلم سینمایی اگر با زمان پخش خود قیمت گذاری شود آیا کسی دنبال تهیه فیلم یا گزارش می رود ؟ فیلم داستانی که چندین میلیون خرج آن شده و فقط زمان پخش معینی دارد یا سریالهای تلوزیونی که گاهی اعلام می شود هر نیم ساعت یا یک ساعت آن نزدیک به چند میلیون خرج آن شده است چرا کسی اعتراض نمی کند . چرا کسی به آن جراح نمی گوید که مگر این عمل را که انجام داده ای چقدر طول کشیده که چنین حق عملی را طلب می کنی ؟ چرا به مهندسی که نقشه ای را طراحی کرده نمی گویند کشیدن این نقشه چقدر طول کشیده است . آیا ارزش آموزش انسانها کمتر از عمل جراح یا مهندس است که در مقابل زحمت خویش دریافتی قابل قبولی دارد
و معلم را با شغل محترم و قابل پذیرش همچون جراح و مهندس و مشابه آن قیاس کردم و به مشاغل غیر مفیدی که بی زحمت و رنج در آمدهای بالایی را جذب می کنند کاری ندارم .
اگر از فرهنگیان انتظار معلم بودن را داریم آیا نباید در عمل نه با وعده شرایط را طوری فراهم کنیم که معلم فقط و فقط به فکر تعلیم و تربیت باشد . بیاموزد و بیاموزاند و لاغیر . آیا معلم مسافر کش ، معلم دستفروش ، یا مشغول در بنگاه معاملات املاک ، معلم خوبی خواهد بود . از دیگر سو اگر بخواهیم آموزش و پرورش کشوری رلا خراب کنیم بهتر از این مگر می شود که معلمش را مجبور کنیم نمره بفروشد یا به گدایی چند تومان بعنوان تدریس خصوصی به در خانه شاگرد خویش برود ؟
بسیاری از فرهنگیان شاید دور از شان خویش بدانند که راجع به مسایل مادی بحث کنند و خویش را اجل از ورود به چنین مقوله ای بپندارند و درست هم همین است . چرا معلم باید وقت گرانبهای خویش را که باید صرف یادگیری و آموزش کند با وسواس به محاسبه در آمد و خرج خویش اختصاص دهد . او باید قانع باشد ، قبول . لیکن در شرایطی که ارزش انسانها را نه با میزان توانائیش در آموختن و آموزش به دیگران بلکه با برخورداریش از امکانات مادی می سنجند چه باید کرد ؟ و در این میان آن معلمان درستکاری که به کیفیت تدریس خویش اهمیت می دهند و فقط به فکر گذراندن ساعت حضور خود در کلاس و تکرار مطالب کسل کننده نیستند و وجدان خویش را به هر قیمتی نمی فروشند بیشترین فشار را تحمل می کنند آن هم در زمانی که حرفه معلمی نیز گاهی در اشتغال کسانی در می آید که عشق به شهرت دارند و نان خویش را از شهرت کاذب خود در می آورند و این حرفه را سکوی پرش خویش قرار می دهند . معلمان واقعی آنهایی که عشق به آموزش دارند و به همنوع خویش آن گونه افراد که همت والایی دارند و خود را به هر بهایی نمی فروشند . آنهایی که چون شمع می سوزند و راه را روشن می کنند کسانی هستند که احترامی را که جامعه برای معلمان خود قائل است ( اگر احترامی مانده باشد ) را زنده نگاه داشته اند .
|
ناگفتههای تکان دهنده پدر داماد احمدینژاد درباره همه چیز |
به گزارش خبرنگار شهابنیوز؛ احمد خورشیدی که دبیركل جبهه خدمتگزاران است و زمانی یکی از مهمترین حامیان محمود احمدینژاد بوده و نقشی اساسی در پیروزی وی ایفا کرده؛ در این گفتگو که در شماره امروز روزنامه اعتمادملی منتشر شده به صراحت تاکید کرده است که از اقدامات گذشته خود «پشیمان» است.
پدر تنها داماد آقای احمدینژاد كه با 14 سكه بهار آزادی، تك دختر رئیس دولت نهم را به عقد خود درآورده در بخشی از اظهارات خود گفته است: «پس از قطعی شدن پیروزی احمدینژاد در انتخابات 84، نهاد موقت ریاستجمهوری در محل مجلس سابق تشكیل شد و من به همراه آقای بیادی و چمران از اولین نفراتی بودیم كه در آنجا مستقر شدیم. ما مشكلات زیادی در آنجا داشتیم؛ احساس میكردیم افراد فرصتطلب به آنجا مراجعه میكنند و میخواهند پستهای مهم و حساس را در اختیار بگیرند، رایزنیهای شدیدی هم میكردند».
وی با انتقاد شدید از داوود احمدینژاد، بازرس ویژه نهاد ریاست جمهوری و برادر محمود احمدینژاد که بعدها برکنار شد، مدعی شدع است: «متاسفانه داوود احمدینژاد برادر رئیسجمهور دخالتهای غیرمسوولانه زیادی در امور داشت و بهنوعی خود را بزرگترین سهامدار این برد میدانست لذا شروع به انجام كارهای بسیار بدی كرد كه از یك انسان و یك مسلمان بعید و دور از انتظار است. داوود احمدینژاد برای افراد پروندهسازی میكرد و به نحوی فضا را علیه همه نیروها تنگ كرد كه ماندن در آن مكان برای خیلی افراد كه من هم جزوشان بودم دیگر مناسب نبود».
خورشیدی که زمانی یکی از مهمترین حامیان محمود احمدینژاد بوده و نقشی اساسی در پیروزی وی ایفا کرده؛ در پاسخ به این سئوال که «آیا اكنون از تلاشهایتان در سال 84 پشیمان هستید؟» گفته است: «بله، من در آن زمان به مدت 4 ماه بهدلیل مشكلات شیمیایی خانهنشین شدم. من هم مانند مردم و نخبگان، ایرادات را میبینم و درك میكنم. تلاشهای ما برای پیروزی احمدینژاد از 2 یا 3 سال قبل از انتخابات آغاز شده بود. و میخواستیم كه او بر سر كار آید خودش هم میداند، اكنون پشیمان هستیم و احساس میكنم كار بدی كردم. من 54 سال دارم و از سوی هیچكسی تحریك نمیشوم. من از جوانی در كار سیاسی بودم، در زمان شاه نیز به مبارزه با ظلمهای این رژیم پرداختم. بنابراین عقلم به تشخیص خوب و بد میرسد. متاسفانه اظهارنظرهای بدی میكنند البته این آقایون همواره در مورد همه، اینچنین قضاوتهایی میكنند».
وی ادامه داد: «خوشبختانه عامل مشكلات نهاد كه برادر محمود احمدینژاد بود به دستور رئیسجمهور عزل شد و حتی احمدینژاد دستور داده بود كه اخوی ایشان اصلا به نهاد وارد نشود. همه این موضوع را میدانند. من برای رضای خدا كاری كردم و اكنون هم درصدد انجام وظیفه خودم هستم».
پدر داماد احمدینژاد در پاسخ به این سئوال که «گرایش شما به سمت كدام كاندیدا است؟» گفته: نظر من در مورد تمام كاندیداهای تایید شده به غیر از احمدینژاد مثبت است. اما دوست دارم رضایی در این منصب باشد.
وی درباره میرحسین موسوی و مهدی کروبی تصریح کرده است: «مهندس موسوی و كروبی از استوانههای كشور هستند و نمیتوان آنها را با برخیها مقایسه كرد. كروبی 13 تا 14 سال از عمر خود را در زندان سپری كرده و از مبارزان بسیار مقاوم زمان شاه بوده است. مهندس موسوی هم از زحمتكشان و مبارزان بود و نمیتوان آنها را با احمدینژاد مقایسه كرد. مقایسه اینها مانند مقایسه جنس درجه اول با درجه سوم است. البته احمدینژاد هم نقاط مثبتی دارد. اما معتقدم بر 3 گزینه دیگر بهتر میتوان سرمایهگذاری كرد. حضرت آقا هم مخالف هیچكدام از اینها نیست و شورای نگهبان هم آنها را تایید كرده است».
پدر تنها داماد آقای احمدینژاد در بخش دیگری از اظهارات خود در پاسخ به این سئوال که «افرادی مانند دكتر رامین یا دكتر الهام چگونه در دایره نزدیكان رئیسجمهور جای گرفتند؟» گفته است: «من كاری به رامین ندارم اما بعضیها خودشان را جلو انداختند. یكی از آقایان را دیدم آنقدر چاپلوسانه با رئیس جمهور برخورد میكرد كه خجالت كشیدم. كسی كه با حقارت، چاپلوسی و پستی به پست میرسد معلوم است كه نمیتوانند برای مردم دلسوزی كند. خیلیها در صف دهم هم نبودند اما یك دفعه پریدند در صف اول. خیلی از اینها به احمدینژاد اعتقاد نداشتند، تحقیر و فحاشی میكردند اما توانستند فرصتطلبی كنند و این تشكیلات كه فاقد فیلتر بود را از دست انقلابیون خارج كردند و احمدینژاد تنها ماند البته خودش هم در این تنها ماندن نقش داشت. معلوم است وقتی كه آقای خوشچهره و بیادی كنار احمدینژاد نباشند، چه كسانی میآیند. خوشچهره دارای دكترای اقتصاد و رزمنده است كه میتوانست به كار گرفته شود. بعضیها مشكوك هستند و حساب شده آمدهاند. فردی كه در آمریكا بوده و زن و بچهاش آمریكایی هستند، یك دفعه به جای آیتالله خامنهای از لفظ امام خامنهای استفاده میكند. باید یقه او را گرفت زیرا برای هدف و منظور نادرستی آمده است. برخیها را هم باید واقعا بیصلاحیت و كمصلاحیت معرفی كرد».
وی در پاسخ به این سئوال که «فكر نمیكنید با توجه به رابطه خانوادگی شما با احمدینژاد، این انتقادات به ضرر خانواده پسرتان باشد؟» تاکید کرده است: «نه... البته اذیت و آزارهای فراوانی برای ما به وجود آوردند كه قصه دیگری دارد... به نحوی است كه اگر من بعضی صحبتها را برای مردم بگویم، نظر مردم نسبت به بعضیها خیلی تغییر میكند و ما هم به خدا واگذار كردیم».
خورشیدی در بخش دیگری از اظهارات خود تاکید کرده است: «احمدینژاد در عدالت در حوزه اخلاق چندان موفق نبود، به عدالت در حوزه اقتصاد از 100، نمره 8 تا 10 میدهم. اما عدالت اجتماعی و رسیدگی به قشر محروم كارهایی انجام شده كه این روزها بیشتر شاهد آن هستیم ای كاش قبلها این اتفاقات میافتاد».
پدر داماد آقای احمدینژاد همچنین گفته: «شنیدم از وزرای احمدینژاد تنها 2 نفر دارای مدرك اصلی هستند و اكثر آنها دارای مدرك شبههدار هستند، اگر دولتی سر كار باشد كه تنها 2 نفر مدرك سالم داشته باشند، چطور میتوانند خدمت كنند؟ این وزرا چه كسانی بودند و چرا مدرك نگرفتند؟ به نظرم خیلیها تنبل بودند. ما از رزمندهای كه 8 سال جنگیده است انتظار مدرك نداریم زیرا وجودش را داده و نمیتواند درس بخواند اما از كسی كه به جنگ نرفته و مدرك هم ندارد، نمیتوان دفاع كرد».
وی درباره انتصاب صادق محصولی که از ثروت هنگفتی برخوردار است به عنوان وزیر کشور نیز چنین گفته است: «باید به حال وزارت كشور گریه كرد. زمانی كه محصولی برای وزارت نفت مطرح شد و سپس استعفا داد، به احمدینژاد اعتراض كردم كه چرا محصولی را معرفی كردید كه در سپاه هم درباره او خوب نمیگویند و میلیاردر شده است و مشخص نیست چه كار كرده است. احمدینژاد گفت كه «من ایشان را با اكراه خودش آوردم و خودش نمیخواست كه بیاید و حاضر شد از میلیاردرها پولی كه از بیرون میگیرد. بگذرد و اینجا، مجانی كار كند»، من مطلقا این مساله را قبول ندارم زیرا توجیه است. اگر عملكرد محصولی را بررسی كنید مشخص میشود در این چهار سال چه كارهایی كرده است اما ادعا تا دلتان بخواهد وجود دارد».
متن کامل اظهارات پدر داماد آقای احمدینژاد را [اینجا] بخوانید

